برای مشاهده مشخصات هر استان بر روی ناحیه مربوط به آن در نقشه کلیک کنید

معرفی وبلاگ
تـنـیـده یـاد تـو در تــار و پــودم مـیـهـن ای مـیـهــن/ بـود لـبـریـز از عـشـقـت وجـودم میهن ای میهن/... *ضمن تشکر از بازدید شما کاربر گرامی، امید است توانسته باشیم ذره ای از زیباییهای تمام نشدنی میهن عزیزمان ایران را در این وبلاگ نشان دهیم. راهنمایی های شما بزرگواران، چراغ هدایتگر ما خواهد بود.*
صفحه ها
دسته بندی موضوعی
آرشیو
لینک دوستان
سایت های منبع و مرتبط
لوگوها











كد لوگوي میهن ما

ابزارها و برنامه ها






Google

در وبلاگ میهن ما
در كل اينترنت

تماس با ما

آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1777533
تعداد نوشته ها : 4405
تعداد نظرات : 151

PageRank Checking Icon

آذربایجان شرقی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
آذربایجان غربی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
اردبیل
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
اصفهان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
ایلام
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
بوشهر
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
تهران
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
چهارمحال و بختیاری
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خراسان جنوبی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خراسان رضوی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خراسان شمالی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خوزستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
زنجان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
سمنان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
سیستان و بلوچستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
فارس
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
قزوین
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
قم
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کردستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کرمان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کرمانشاه
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کهکیلویه و بویراحمد
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
گلستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
گیلان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
لرستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
مازندران
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
مرکزی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
هرمزگان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
همدان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
یزد
پخش زنده از وبلاگ میهن ما

ابزار هدایت به بالای صفحه

اسلایدر


مترجم سایت


 

 پل بيستون:پل بيستون در حاشيه شرقي شهر بيستون و بر روي رودخانه دينور آب قرار دارد. اين پل به نام‌هاي پل كهنه، پل شاه عباسي، پل صفوي، پل نادرآباد و پل دينور آب نيز معروف است. اين پل با جهت شرقي‌ ـ غربي و با پايه‌هاي شش‌ضلعي ساخته شده است. قسمت داخلي پايه‌ها با قلوه و لاشه سنگ به همراه ملاط گچ و روكار آن از سنگ‌هاي تراشيده، چيده شده است. بر روي برخي از اين سنگ‌ها، نشانه‌هايي از سنگ‌تراشان ساساني به اشكال مختلف ديده مي‌شود.پل بيستون داراي چهار دهانه ـ دو دهانه كوچك و دو دهانه بزرگ ـ است. طاق تمام دهانه‌ها به جز دهانه سوم از نوع طاق‌هاي جناغي و طاق دهانه سوم از نوع طاق‌هاي هلوچين‌ است. شكل اين نوع طاق، بيضي نزديك به دايره است.شواهد و مدارك باستان‌شناختي نشان مي‌دهد پايه‌هاي سنگي اين پل در دوره ساساني ساخته شد؛ هر چند در آن دوره هرگز موفق به تكميل آن نشدند. در دوره حكومت حسنويه ـ يكي از سلسله‌هاي محلي كرد ـ اقدام به تكميل پل كردند. از اين دوره تنها طاق‌هاي دهانه اول و دوم و هم‌چنين پشتبندهاي مدور آن باقي مانده است. پس از حسنويه‌ها در دوره ايلخاني، دهانه چهارم پل كه بزرگ‌ترين دهانة آن است، به همراه پشتبندهاي مثلثي بازسازي ‌شد.

 پل كهنه كرمانشاه: اين پل در حاشيه شرقي شهر كرمانشاه، نزديك روستاي «مرادآباد»، بر روي رودخانه قره‌سو قرار دارد. در گذشته، عابرين از روي اين پل به دروازه شهر كه « دروازه اصفهان » ناميده مي‌شد، وارد مي‌شدند. اين پل به طول 186 متر و عرض نه متر با جهت شرقي ـ غربي ساخته شده است. پايه‌هاي اين پل شش‌ضلعي است و قسمت داخلي آن‌ با لاشه‌سنگ و ملاط گچ و روكار آن با بلوك‌هاي سنگي مكعب مستطيل تراشيده، چيده شده است.پل كهنه داراي شش دهانه است. اين دهانه‌ها داراي طاق‌هاي جناغي هستند و با آجر ساخته شده‌اند. ارتفاع متوسط  هر يك از طاق‌ها از كف رودخانه تا تيزه طاق، در حدود 40/4 متر است. در نماي شمالي و جنوبي پل بر روي هر يك از آب‌شكن‌ها، پشتبندهاي آجري وجود دارد. در حد فاصل پشتبندها و بر روي هر يك از پايه‌هاي سنگي، دهليزي به طول نه متر ايجاد شده است كه داراي طاق جناغي است.

 
پل كوچه: اين پل در هفت كيلومتري شرق كنگاور، در مسير جاده كنگاور به تويسركان، در روستاي كوچه قرار دارد. پل كوچه بر روي رودخانه «خرم‌رود» با جهت شمال شرقي ـ جنوب غربي ساخته شده است. اين پل به طول 80/68 متر و عرض پنج متر و داراي شش پايه سنگي است كه چهار پايه مركزي آن هر يك به عرض 10/3 متر است.

Share

تكيه معاون‌الملك: تكيه معاون‌الملك يكي از بناهاي به جاي مانده از دوره قاجاريه در شهر كرمانشاه است. كاشي‌هاي منحصر به فرد آن، اين بنا را از ديگر تكاياي شهر متمايز مي‌كند. اين بنا در بافت قديم شهر، در محله آبشوران قديم و در خيابان شهيد حـداد عادل قرار دارد. اين تكيه بـه دستور حسين خان معروف به «معين‌الرعايا» ساخته شد. اين بنا از سه قسمت حسينيه، زينبيه و عباسيه تشكيل شده است. 

http://mihanma.persiangig.com/image/Kermanshah/tekieh%20moaven.jpg

Share

پارك جنگلي طاق بستان: اين پارك در حاشيه شمالي شهر كرمانشاه و در دامنه كوه «پرآو» قرار دارد. عناصر طبيعي چون كوهستان، چشمه، فضاي سبز و درياچه‌هاي مصنوعي و وجود نقش برجسته‌هايي از دوره ساساني، محيط جذاب و ديدني‌اي را در اين ناحيه به وجود آورده است. به علت موقعيت طبيعي و آب و هواي معتدل، اين محل مورد توجه پادشاهان ساساني قرار گرفته و آن‌جا را براي تفريح و شكارگاه سلطنتي خود انتخاب كرده بودند. به طوري‌كه در دو طرف ايوان بزرگ طاق بستان، صحنه‌هاي شكار شاه ساساني حجاري شده است. اين پارك به علت امكانات تفريحي و آثار تاريخي يكي از پرجاذبه‌ترين مناطق شهرستان كرمانشاه محسوب مي‌شود.

منطقه ريجاب و بان زرده: يكي از مناطق زيباي استان كرمانشاه منطقه ريجاب و بان زرده است كه در يك صد و بيست كيلومتري شمال غربي شهرستان كرمانشاه قرار دارد. اطراف اين منطقه به وسيله كوه‌هاي سر به فلك كشيده «دالاهو» محصور شده است. اين كوه‌ها داراي قللي برف‌گير است و دامنه‌هاي آن‌ از جنگل پوشيده شده است. رودخانه زيباي «سراب ريجاب» ـ سرچشمه رودخانه الوند ـ در اين منطقه جريان دارد. دره‌هاي اين منطقه به وسيله درختان انجير و گردو پوشيده شده است. وجود آثار تاريخي مانند قلعه يزدگرد و زيارت‌گاه‌هاي بابايادگار و ابودجانه بر زيبايي‌هاي اين منطقه افزوده است.

 

Share

دشت اسلام آباد: اين دشت از طرف غرب بهوسيله ارتفاعات دالاهو محدود گرديده است. دامنه‌هاي اطراف اين دشت مشجر است. دشت اسلام آباد در حدود 460 كيلومتر مربع وسعت دارد .
دشت بيلوار: اين دشت از رسوبات رودخانه كامياران به وجود آمده است. اراضي اين دشت در حدود 11 هزار هكتار است.
دشت بين ارتفاعات الوند و كوه بيدسرخ: اين دشت به عرض 55 كيلومتر مي باشد كه ارتفاعات شمالي آن نسبتاً صعب العبور ولي از طرف جنوب به كلي باز و هموار است و به همين سبب راه هايي به طرف شهرستان هاي نهاوند و تويسركان از اين منطقه كشيده شده است.
دشت بين ارتفاعات پاطاق و خسروي: ارتفاعات اين دشت از سطح دريا كم و به علت همجواري با خاك عراق، داراي هوايي نسبتاً گرم است. عرض اين دشت بين 20 تا 70كيلومتر است.

http://mihanma.persiangig.com/image/Kermanshah/dasht.jpg

دشت دينور: اين دشت در جنوب سنقر قرارگرفته و مساحت اراضي آن حدود نه هزار هكتار است.
دشت صحنه: اين دشت از پاي ارتفاعات بيد سرخ آغاز و در ارتفاعات نعل شكن خاتمه مي يابد. عرض اين دشت در حدود 90 كيلومتر است .
دشت كرند: اين دشت در امتداد غربي دشت اسلام آباد غرب قرار دارد و مساحت اراضي آن در حدود نه هزار هكتار است .
دشت ماهيدشت: اين دشت را ارتفاعات نعل شكن در شرق و ارتفاعات حسن آباد در غرب احاطه كرده است. عرض آن 25 كيلومتر مي باشد و ازدو طرف كاملاً باز است. اين دشت از مناطق عمده زراعي استان كرمانشاه محسوب مي شود.
دشت هرسين: دشت هرسين بين راه بيستون به نورآباد قرار گرفته، مساحت اراضي آن حدود 15500 هكتار است.

Share

http://mihanma.persiangig.com/image/Kermanshah/Sarab.jpg

سراب بيستون: اين سراب در سي كيلومتري شمال شرقي شهر كرمانشاه و در دامنه كوه بيستون قرار دارد. اين سراب مزارع بيستون و «بلوردي» را مشروب مي‌كند.
 

سراب نيلوفر: اين سراب در چهارده كيلومتري شمال غربي شهر كرمانشاه، در ابتداي منطقه سنجابي و در دامنه كوه «كماجار» قرار دارد. اين سراب به صورت استخر وسيعي، مملو از گل‌هاي نيلوفر است. غنچه‌ها و برگ‌هاي اين گل‌ها سر از آب برآورده و سطح وسيعي از سراب را پوشانده است. اين سراب ظرفيت بهره‌دهي آب فراوان دارد و براي پرورش ماهي نيز مناسب است. در سال‌هاي اخير جهت رفاه بازديدكنندگان در اطراف اين سراب، تأسيسات و پاركي احداث شده است.


سراب هرسين: در داخل شهر هرسين و در دامنه كوه «شيرز» سراب بسيار زيبايي وجود دارد كه اراضي كشاورزي هرسين را مشروب مي‌سازد. سراسر اين سراب پوشيده از درختان جنگلي است. عناصر طبيعي چون چشمه، كوهستان، فضاي سبز و آثار تاريخي زيبايي مضاعفي به طبيعت بكر آن داده است.

سراب دربند: اين سراب در شمال شهر صحنه و در محلي به نام دربند قرار دارد و مزارع صحنه را آبياري مي‌كند. در كنار اين سراب آبشاري زيبا ديده مي‌شود كه آب آن با فشار زياد از شكاف كوهي بيرون مي‌ريزد. اين آبشار در فصل بهار از مكان‌هاي ديدني و زيباي صحنه محسوب مي‌شود.

سراب روانسر: اين سراب زيبا در داخل شهر روانسر قرار دارد و سرچشمه رودخانه قره‌سو است. به دليل وجود اين سراب و قرار گرفتن آثار تاريخي در كنار آن و نيز سرسبزي و طبيعت زيبا، اين مكان يكي از نقاط تفريحي شهر روانسر به حساب مي‌آيد.

سراب سنقر: سراب سنقر در پنج كيلومتري جاده سنقر به كرمانشاه و در مجاور روستاي «تازه آباد» قرار دارد. آب آن از زير كوه سراب به سرعت و با فشار به صورت فواره بيرون مي‌ريزد. آب اين سراب در زمستان‌ها گرم و در تابستان‌ها سرد است. آب گواراي اين سراب، آب آشاميدني روستاهاي اطراف را تأمين مي‌كند و سپس به رودخانه قره‌سو مي‌ريزد.

Share

چادر زدن دراويش: تا دو دهه پيش در كرمانشاه، اعيان و اشراف شهر دو شاخ كل ـ كه نشانه تشخيص بود ـ بر سردر خانه‌هايشان مي‌زدند. دراويش پيش از عيد و در ايام عيد خيمه و خرگاه خود را در اين خانه‌ها علم مي‌كردند و تا چيزي از صاحب‌خانه نمي‌گرفتند، خيمه و خرگاه خود را بر نمي‌چيدند. دراويش بوقي داشتند كه از شاخ بلندي درست مي‌شد و به شاخ نفير مشهور بود. مردم عقيده داشتند اين بوق در خانه هر كس كه به صدا در آيد، شوم است. به همين دليل سعي مي‌كردند دراويش را از در خانه خود ـ خصوصاً ‌در ايام عيد ـ با دل خوش راهي سازند تا آن‌ها بوقشان را به صدا در نياورند.

خا بازي (تخم مرغ بازي): يكي ديگر از مراسم معمول پيش از عيد و حتي بعد از آن، پختن تخم مرغ و رنگ كردن آن‌ها است. تخم مرغ‌هاي رنگ شده را در سبد بزرگي مي‌گذارند و به سرگذر مي‌برند. بچه‌هاي محل دور فروشندة تخم مرغ جمع شده و به بازي تخم ‌مرغ مشغول مي‌شوند. نام يكي از اين بازي‌ها قطار است: دو نفر رقيب هر كدام ده يا بيست تخم مرغ را به رديف در كناري مي‌چينند و بعد هر يك از رديف‌هاي خود يك تخم مرغ را بر مي‌دارد و سر و ته آن‌ها را به هم مي‌زند. هر تخم ‌مرغي كه شكسته شود، صاحب آن بازنده و صاحب آخرين تخم مرغ سالم برنده اعلان مي‌شود و رقيب او بايد پول تمام تخم ‌مرغ‌ها را به فروشنده بپردازد.

 شال دركي  يا شال اندازي: از رسم‌هاي بسيار جالب شب عيد، شال دركي يا شال اندازي است. جوانان در شب عيد پس از روشن‌كردن آتش بر بام خانه‌ها، دستمال يا شال خود را از منافذ تعبيه شده در سقف اتاق‌ها به داخل اتاق آويزان كرده و عيدي خود را از صاحب‌خانه مي‌طلبند و هنگام در كردن شال (شال‌اندازي) به صاحب‌خانه مي‌گويند: پر شالمان را نسوزاني ( آن را خالي بر نگرداني) يا اين كه مي‌گويند:
ـ اسا خوي و چكشي / خدا كري نكشي يعني: اي صاحب‌خانه خدا پسرتان را زنده نگه‌ دارد، عيدي به ما بدهيد.
صاحب‌خانه نيز داخل شال گردو، بادام، شيريني، نخود و كشمش و تخم‌مرغ پخته مي‌ريزد و مي‌گويد:
ـ هل كيش؛ يعني: بالا بكش.
بدين ترتيب صاحب شال خوشحال آن جا را ترك مي‌كند. شال‌اندازها صورت خود را مي‌پوشانند تا صاحب‌خانه آن‌ها را نشناسد. در مواردي براي شادي بيش‌تر، صاحب‌خانه داخل شال زغال گداخته‌اي مي‌گذارد.

Share

توپان: بازي توپان نياز به فضاي كاملاً باز دارد و مخصوص روزهاي گرم و آفتاب بهار و زمستان است. بازيكنان به دو گروه تقسيم مي‌شوند. در هر گروه، هر چند نفري كه مايل باشند، مي‌توانند بازي كنند. در اين بازي دو نقطه را به عنوان «داو» (محل‌هاي مشخص در بازي، معمولاً داو بالا و داو پايين خوانده مي‌شود) مشخص مي‌كنند. گروهي كه در مراسم «ترياهشك» (تر يا خشك) پيروز شده‌اند، روي داو بالا جمع مي‌شوند. افراد گروه بالا بايد به نوبت با چوب‌دستي كه در اختيار دارند، به توپ بزنند و آن را با سرعت و توان هر چه تمام‌تر به بالاي سر افراد داو بفرستند. توپي كه زده مي‌شود، بايد حداقل به داو دوم برسد. در غير اين صورت بازيكن بايد تا زدن توپ توسط نفر دوم، روي داو دوم بماند و به اصطلاح مرده ناميده مي‌شود.فردي كه توپ را زده بايد در آن فاصله خود را به داو بالا برساند. افراد گروه پايين در اين مدت سعي مي‌كنند  هرچه زودتر توپ را جمع كرده و با آن، فرد يا افراد روي داو دوم را قبل از رسيدن  به داو بالا بزنند. اگر موفق به چنين‌كاري بشوند، بين دو گروه درگيري به وجود مي‌آيد. شرط پيروزي اين است كه افراد اين گروه بتوانند با وارد كردن آخرين ضربه به يكي از رقيبان خود در خارج از داو، همه افراد گروه را روي داو بالا جمع كنند.از ديگر شانس‌هاي پيروزي گروه پاييني بر گروه بالايي، گرفتن «گل» است؛ يعني توپي را كه توسط افراد گروه بالا روي سرشان ارسال شده، قبل از رسيدن به زمين در هوا بگيرند. در اين صورت گروه پايين جاي خود را با گروه بالا عوض مي‌كنند.

گرزان: ابتدا روي زمين دايره مي‌كشند و چند نفر به حكم ترياهشك درون دايره مي‌ايستند. دو نفر نيز در بيرون دايره با چوبي كه به منزله گرز است، قرار مي‌گيرند. گرز به‌دست‌ها سعي مي‌كنند افراد درون دايره را بزنند. آن‌ها نيز با پا از خود دفاع مي‌كنند. در اين بازي نبايد پاي هر دو طرف از محيط دايره تجاوز كند. اگر هر كدام از دو طرف ديگري را بزند و پايش روي دايره نباشد، برنده است و بايد جاي خود را با نفر بازنده عوض كند.

كِلاورفِنَكي (كلاه قاپيدن): در اين بازي بازيكنان به دو گروه تقسيم مي‌شوند: دسته‌اي دستمال يا كلاهي بر سر خود مي‌گذارند و روي زمين كنار هم مي‌نشينند. دسته ديگر به طور ايستاده دور آن‌ها حلقه مي‌زنند. با شروع بازي دستة ايستاده به سوي كساني كه نشسته‌اند، حمله‌ مي‌كنند و مي‌كوشند دستمال يا كلاه آن‌ها را بردارند.گروه نشسته بايد از خود دفاع كنند و نگذارند كسي دستمال سر آن‌ها را بردارد. بازيكنان ايستاده داخل دستمال يا كلاهي كه از سر بازيكنان برداشته‌اند، سنگ مي‌گذارند و آن را به طرف جمع نشسته پرتاب مي‌كنند. اگر صاحب كلاه بتواند كلاه خود را در هوا بگيرد، برنده است؛ در غير اين صورت بايد دوباره كلاه را به سر كند و براي دور دوم بازي بنشيند. هر دسته‌اي كه شش بار برنده شود، برنده نهايي بازي است.

Share

خورشت خلال بادام: اين خورشت با گوشت گوساله، روغن، پياز، زعفران، خلال بادام، نمك و ليموي عماني تهيه مي‌شود. هنگامي كه گوشت پخته شد، زرشك سياه نيز به آن اضافه مي‌كنند.

دوينه يا ترخينه: اين غذا را بيش‌تر در زمستان مي‌خورند و مواد اصلي آن را در بهار و تابستان فراهم مي‌كنند.براي تهيه اين خوراك ابتدا گندم را تميز مي‌شويند، سپس آن را مي‌پزند و پس از پختن آن را خشك مي‌كنند. سپس بلغور را آسياب مي‌كنند. از چندي قبل دوغ را در مشك مي‌ريزند تا آبش گرفته شود. پس از آن با بلغور مخلوط كرده و به صورت گلوله‌هايي در مي‌آورند و آن‌ها را در مقابل آفتاب خشك مي‌كنند. از خشك شده آن در زمستان هم به صورت غذا با روغن استفاده مي‌كنند و هم در آب خيسانده و از دوغ آن استفاده مي‌كنند. اگر كسي سرماخوردگي داشته باشد، به او ترخينه مي‌دهند.
خمارآشي: اين غذا خوراك فقراي روستاهاي اين استان است و از دوغ كشك و برنج خردشده تهيه مي‌شود. دوغ كشك را قوام آورده و برنج را در آن مي‌ريزند.


  دنده كباب: دنده گوسفندي را در ابعاد 10*15 سانتي متر خرد مي كنند، پياز را در كاسه گودي ميريزند. سير را له كرده و  فلفل سياه، سماق، رب گوجه فرنگي و روغن زيتون را به پياز اضافه مي كنند سپس گوشت را در كاسه ميريزند و با دست كاملا مخلوط مي كنند. مايع را به مدت 12 ساعت در يخچال قرار ميدهند تا گوشت نرم و مزه دار شود. سپس كباب را به سيخ مي كشند.

پرشت: گندم مخصوص را بلغور كرده و از آن آش تهيه مي‌كنند. به هنگام بيماري‌ها از آن به عنوان سوپ مقوي استفاده مي‌شود.
جرگ و بز: ابتدا جگر گوسفند را زير آتش و خاكستر قرار داده و كباب مي‌كنند. سپس آن را مي‌كوبند و رگ و زوايد آن را جدا كرده و فلفل و نمك و زردچوبه به آن مي‌زنند و سپس در تكه‌هاي پرده چربي گوسفند دلمه كرده و كباب مي‌كنند.
ذورده: گندم سبز را درو مي‌كنند، سپس آن را بو داده و بلغور مي‌كنند و نهايتاً با آن آش و پلو تهيه مي‌كنند.
چنگال:  نان ساجي را خرد كرده و در روغن حيواني داغ مي‌ريزند. سپس آن را از روغن در آورده و به آن شكر اضافه مي‌كنند.
سيب پلو: برنج را آبكش كرده، سيب زميني خرد شده و شويد به آن اضافه مي‌كنند و در ديگ مي ريزند تا آماده شود.
زو و كره: زو نوعي گياه بهاري خودرو شبيه كنگر است كه خار ندارد و بسيار مقوي است. در حالت خام مقداري تلخي دارد. براي رفع تلخي آن، در ته ديگ مناسبي خاكستر الك شده به قطر يك بند انگشت مي‌ريزند و زوها را به صورت عمودي در آن قرار مي‌دهند ـ بدون آن كه به آن آب بزنند و پوستش را بگيرند ـ ديگ را روي آتش ملايم مي‌گذارند. پس از پخته شدن زوها، آن‌ها را پاك كرده، نمك مي‌زنند و با كره مي‌كوبند.
شلمين: شلمين ـ يا شلم ـ را بيش‌تر در زمستان‌ها مي‌خورند ولي همانند ترخينه در بهار يا تابستان تهيه مي‌شود. ابتدا برگ و سر شلغم را خرد كرده و سپس در ديگ بزرگي مي‌پزند. گندم را نيز شسته و بلغور مي‌كنند. بعد بلغور را مي‌پزند و آن را روي حصير مي‌ريزند، تا آبكش شود. سپس چاله‌اي را آماده ‌كرده و بلغور پخته شده را چنگ زده و در چاله مي‌ريزند، براي هر مقدار معين، كاسه‌اي از آب و دانه شلغم را با يك كاسه آب انار مخلوط كرده در چاله مي‌ريزند و تا دو هفته در چاله از آن مراقبت مي‌نمايند. چون ترش مزه شد، مانند ترخينه آن را خشك كرده و در زمستان آن را مصرف مي‌كنند.

Share

http://mihanma.persiangig.com/image/Kermanshah/zanan.jpg

پوشاك زنان
سربند: سربند زنان كرد اين استان پرپشت است و از چندين دستمال كلاغي ريشه‌دار تشكيل مي‌شود. گاه نيز بانوان كرد به ويژه دختران و نوعروسان به جاي سربند، از كلاهك يا عرق‌چين منجوق‌دوزي شده استفاده مي‌كنند.زيرپوش: زير پيراهن زنان كرد اين منطقه ساده و بلند است و تا پشت پا مي‌رسد.
پيراهن: پيراهن زنان كرد بلند و گشاد است و معمولاً آن را از پارچه‌هاي گل‌دار تهيه مي‌كنند.
كلنجه: كلنجه يكي از پوشاك زيباي بومي و مورد علاقه زنان كرد اين استان است؛ زيرا علاوه بر رنگ، با برش و وضع تزيين خاص خود، به زنان امكان استفاده از زيورهاي گوناگون را مي‌دهد.

قبا: مانند پيراهن تمام قد و بلند است و تا پشت پا مي‌رسد. رويه‌اش اغلب از مخمل الوان تهيه مي‌شود.
روپوش: چادري از پارچه ابريشمي مشكي رنگ است و معمولاً آن را از درازا بر پشت و گردن مي‌اندازند و دو گوشه بالايي آن را جلو آورده و روي سينه گره مي‌زنند.
جافي: شلواري ماند شلوار مردان است. اين شلوار را زنان كرد به ويژه زنان روستايي هنگام كار مي‌پوشند. در ساير مواقع زنان شلواري گشاد از جنس حرير به پا مي‌كنند.

http://mihanma.persiangig.com/image/Kermanshah/mardan.jpg

پوشاك مردان
عرق‌چين: عرق‌چين نوعي كلاه است كه بانوان كرد آن را از نخ يا ابريشم مي‌بافند. برخي از مردان از عرق‌چين و برخي ديگر از كلاه مخروطي شكل پارچه‌اي استفاده مي‌كنند.
سر بند: مردان كرد به دور عرق‌چين يا كلاه مخروطي خود، دستمال‌هاي متعددي مي‌پيچند.‌‌‌‌ بعضي از اين دستمال‌ها به رنگ‌هاي روشن و گل‌دار است.
كرواسي فقيانه: پيراهني است با آستين‌هاي بلند كه به فقيانه معروف است.
سخمه: بر روي پيراهن پوشيده مي‌شود جلوي آن كاملاً ‌باز و دكمه‌دار است.
قبا: پوشش تمام قدي است كه بر روي سخمه مي‌پوشند.
شال: شال كمر را از پارچه‌هاي نرم و محكم انتخاب مي‌كنند و به دو صورت ساده يا قلابي چپ و راست مي‌بندند.
سلته: نيم تنة آستين‌داري است. در قسمت داخل آن دو جيب مي‌دوزند و مانند كت و روپوش از آن استفاده مي‌كنند.
جافي: شلواري است كه به سبب راحتي امروزه در اكثر نقاط ايران رايج است. اين نوع شلوار از مچ پا تنگ و به طرف بالا فراخ‌تر و با بندي در كمر بسته مي‌شود.
پاپوش: اعيان و اشراف و سواره ايل از گيوه ملكي و زيره گاميشي (گاوميشي) و در صورت دسترسي در تابستان از كلاش اورامي استفاده مي‌كنند. 
كپنك: در زمستان‌ها به جاي پالتو از كپنگ استفاده مي‌شود. اين لباس از نمد مرغوب و عالي تهيه مي‌شود.
جوراب: جوراب مردان كرد از پشم‌هاي الوان بافته مي‌شود.

Share


جاجيم‌بافي: جاجيم‌بافي از ديرباز در بين خانواده‌هاي روستايي و عشاير استان كرمانشاه رواج داشته است. جاجيم به عنوان بالاپوش گرم مورد استفاده قرار مي‌گيرد. حتي در برخي از خانواده‌هاي روستايي، جاجيم را به عنوان چشم روشني و جهيزيه به نوعروسان هديه مي‌دهند و آن را به عنوان يادگاري ارزنده، سال‌ها در نزد خود نگه مي‌دارند.مواد اوليه جاجيم، پشم است و بافت آن شبيه گليم است، با اين تفاوت كه جاجيم در چهار تخته بافته مي‌شود و سپس  به هم متصل و دوخته مي‌شود. در مناطق اورامان و ثلاث، زنان جاجيم‌هايي را با نقوش متنوع و جنس مرغوب مي‌بافند كه در نوع خود كم نظير است. 

گليم‌بافي: گليم‌بافي از صنايع دستي خانگي است و در بيش‌تر نقاط استان كرمانشاه رواج دارد. از جمله معروف‌ترين مناطق گليم‌بافي در اين استان شهرستان هرسين است و گليم‌هاي آن از شهرتي خاص برخوردار است. وجود مراتع مساعد جهت پرورش دام‌ كه تأمين كننده الياف لازم براي بافت گليم است، خود دليلي بر رواج گليم‌بافي در اين منطقه است.نقش‌هاي چشمه نظامي و نقوش تركيبي درخت و لانه گنجشك و نيز نقش‌هاي مرغابي، مار، عروسك، قيچي، خطوط افقي و عمودي، نقش قرقره راه راه، پنجه گربه، قاچ خربزه، گل مشرفي، گل ترمه و سوزني از جمله نقوشي هستند كه در گليم‌هاي اين استان به ويژه در منطقه هرسين ديده مي‌شوند. همچنين در بافت زمينه گليم‌هاي هرسين، نشانه‌هاي بسياري از آميزش تمدن و فرهنگ‌هاي مختلف به چشم مي‌خورد. 

موج‌بافي: موج ـ يا در اصطلاح محلي رختخواب‌پيچ  و مفرش ـ از پشم خالص بافته مي‌شود و توليد آن بيش‌تر به منظور رفع نيازهاي شخصي و يا سفارش دهندگان آشنا است. موج‌بافي يكي از هنرهاي خانگي است و در منطقه اورامانات رواج دارد. موج‌هاي رنگين كمان در مناطق اورامانات و جوانرود از شهرتي خاص برخوردار است. در جوانرود اين صنعت شكل كارگاهي دارد. در كارگاه‌هاي اين منطقه، جولاها در پشت دستگاه‌ها به كار موج بافي مشغولند. امروزه نيز از موج به عنوان پتو يا روانداز و يا روية كرسي، زيرانداز ، پرده و حتي به جاي بقچه‌هاي بزرگ استفاده مي‌كنند. مهم‌ترين طرح‌هاي موج عبارت است از كشكولي، چهارخانه، سياه و سفيد، تخت قرمز، برمالي و شطرنجي. 

گيوه‌كشي: گيوه را در اصطلاح محلي كلاش مي‌گويند. در مناطق كوهستاني و گذرهاي صعب‌العبور و سنگلاخي استان كرمانشاه، استفاده از گيوه به عنوان پاپوشي نرم، سبك، راحت و مقاوم رواج دارد. مراكز ساخت گيوه در اين استان شهر‌هاي پاوه، هرسين و كرمانشاه است.گيوه از دو قسمت كفي و رويي تشكيل مي‌شود. كفي معمولاً از لاستيك و چرم و رويي آن از نخ است. تا قبل از پيدايش صنعت لاستيك‌سازي، گيوه‌كش‌ها زير كلاش‌ها را از پوست گاوميش تهيه مي‌نمودند و روية  آن را از نخ يا ابريشم مي‌بافتند و اكثر اعيان از آن استفاده مي‌كردند. با پيدايش صنعت لاستيك براي كارگران و كشاورزان از لاستيك در زير گيوه استفاده مي شود.

 چيغ‌بافي: چيغ يا چيخ عبارت از حصيري به پهناي تقريبي يك‌صد و پنجاه سانتي‌متر است كه روي آن نقش‌هاي متفاوتي به وسيله نخ‌هاي رنگارنگ پشمي ايجاد مي‌شود. از چيغ براي حفاظت اطراف سياه چادرها استفاده مي‌شود و گاهي نيز آن را براي تقسيم فضاي داخل چادرهاي عشايري به كار مي‌برند.

  قلم‌زني: هنر قلم‌زني در اين استان روزگاري جلوه‌اي خاص داشت و قلم‌زنان بزرگي در اين خطه مشغول فعاليت بودند. آخرين فرد از تبار قلم‌زنان حرفه‌اي شهر كرمانشاه استاد «علي اكبر عين‌القضايي» است كه با تدريس قلم‌زني به جوانان كرمانشاهي دست به احياء اين هنر زده است. قلم‌زنان هنرمند كرمانشاهي با الهام از آثار تاريخي دوره هخامنشي و ساساني و طبيعت منطقه، در نهايت ظرافت و زيبايي، آثار هنري زيبايي را خلق كرده‌اند كه خريدار جهاني هم دارد.

ابزارهاي فلزي: در حال حاضر در شهر كرند كارگاه‌هايي وجود دارد كه كم و بيش به ساخت وسايل فلزي و ابزار كار فعاليت دارند. صنعت‌گران كرندي در تهيه ابزار و وسايل كار و شكار، چاقو، كارد، قندشكن، ابزار زين و يراق، قفل و كليد شهرت بسيار داشته و دارند.علاوه بر كرند در شهر كرمانشاه نيز چند كارگاه آهنگري وجود دارد كه بيش‌تر آلات كشت و زرع را مي‌سازند.

  قالي‌بافي: قالي‌بافي به صورت يك فعاليت جنبي با ارزش خود مصرفي و با نقوش بومي و محلي از سال‌ها پيش در ميان روستاييان كرمانشاه رايج بوده است. نقش‌هاي محلي شناخته شده، نام روستاهاي معيني را برخود دارد كه از جمله مي‌توان به نقش‌هاي حسين‌آباد، اكبرآبادي و كيوناني اشاره كرد. امروزه تقريباً در بيش‌تر روستاهاي سنقر و در اغلب روستاهاي صحنه، كنگاور، دينور و بيستون قالي‌بافي داير است. در ميان عشاير منطقه غربي كرمانشاه به ويژه ثلاث باباجاني اگرچه قالي‌بافي صنعت دستي اصلي نيست، ولي در كنار گليم‌بافي و ساير دست‌بافت‌ها قالي هم بافته مي‌شود. در فرهنگ قالي‌بافي كرمانشاه واژه گل به معني نقش به كار برده مي‌شود. چنانكه در گل اكبرآباد و گل ترنجي، منظور از گل نقشه گل قالي است. نقش‌هاي شناخته شده در قالي بافي اين منطقه عبارتند از: دارگل، بازوبندي، سماوري، عبداللهي، اكبرآبادي، كيوناني و حسين‌آبادي. هر يك از اين نقش‌ها، خود مجموعه‌اي از خرده نقش‌ها را در بر دارند.

Share
X