برای مشاهده مشخصات هر استان بر روی ناحیه مربوط به آن در نقشه کلیک کنید

معرفی وبلاگ
تـنـیـده یـاد تـو در تــار و پــودم مـیـهـن ای مـیـهــن/ بـود لـبـریـز از عـشـقـت وجـودم میهن ای میهن/... *ضمن تشکر از بازدید شما کاربر گرامی، امید است توانسته باشیم ذره ای از زیباییهای تمام نشدنی میهن عزیزمان ایران را در این وبلاگ نشان دهیم. راهنمایی های شما بزرگواران، چراغ هدایتگر ما خواهد بود.*
صفحه ها
دسته بندی موضوعی
آرشیو
لینک دوستان
سایت های منبع و مرتبط
لوگوها











كد لوگوي میهن ما

ابزارها و برنامه ها






Google

در وبلاگ میهن ما
در كل اينترنت

تماس با ما

آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1807060
تعداد نوشته ها : 4405
تعداد نظرات : 151

PageRank Checking Icon

آذربایجان شرقی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
آذربایجان غربی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
اردبیل
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
اصفهان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
ایلام
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
بوشهر
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
تهران
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
چهارمحال و بختیاری
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خراسان جنوبی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خراسان رضوی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خراسان شمالی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خوزستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
زنجان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
سمنان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
سیستان و بلوچستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
فارس
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
قزوین
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
قم
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کردستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کرمان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کرمانشاه
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کهکیلویه و بویراحمد
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
گلستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
گیلان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
لرستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
مازندران
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
مرکزی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
هرمزگان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
همدان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
یزد
پخش زنده از وبلاگ میهن ما

ابزار هدایت به بالای صفحه

اسلایدر


مترجم سایت


http://mihanma.persiangig.com/image/Sistan_Balouchestan/sistan_balouchestan.jpg

Share

http://mihanma.persiangig.com/image/Sistan_Balouchestan/sistan%26balouchestan.jpg

وسعت آن 187052 كيلومتر مربع، سيستان 15197 كيلومترمربع و بلوچستان 172305 كيلومتر مربع است. اين استان بيش از 11% از وسعت كل كشور را در بر مي‌گيرد و از شمال به استان خراسان، از غرب به استان كرمان و هرمزگان و از جنوب به درياي عمان، از مشرق با افغانستان و پاكستان محدود است.كوه‌هاي سيستان و بلوچستان جزء رشته‌ي كوه‌هاي مركزي ايران است، بلندترين نقطه‌ي آن در كوه تفتان داراي 4042 متر ارتفاع و پست‌ترين منطقه آن در كناره‌هاي درياي عمان قرار گرفته و شامل ناهمواري‌هاي مشرق چاله لوت و ارتفاعات ديواره شرقي چاله جازموريان است.پهناي كوهستان از شمال به جنوب افزايش مي‌يابد و در فاصله ايرانشهر، كوهك، شامل دو قسمت كوه‌هاي سيستان و كوه‌هاي بلوچستان به بيشترين حد مي‌رسد.

آب و هواي استان از نوع آب و هواي بياباني است. حداكثر دماي سالانه آن بالاي 40 درجه سانتي‌گراد است. زاهدان سردترين و ايرانشهر گرم‌ترين شهرهاي استان است. نوسانات رطوبت، وجود بادهاي موسمي همچون بادهاي معروف به "صد و بيست روزه" و "باد هفتم" يا "گاوكش" و ريزش جوي و اختلاف دما در 24 ساعت به استثناي نواحي معتدل سواحل درياي عمان، شرايط خاص اقليمي، پوشش گياهي، جانوري، مناظر بديعي را به وجود آورده است.

Share
سرزمين اساطيري سيستان و بلوچستان از دو ناحيه شمال و جنوب تشكيل شده است. سيستان امروزي كه قسمت شمالي استان را شامل مي شود در كتاب اوستا، يازدهمين سرزميني است كه اهورامزدا آن را آفريد. نام سيستان از نام اقوام آريايي «سكا» گرفته شده است. سكاها حدود سال ۱۲۸ قبل ميلاد اين منطقه را به تصرف خود درآورده و درآن ساكن شدند. هردوت در نوشته هاي خود «مكا يا سيستان و بلوچستان» كنوني را «ساتراپ چهاردهم شاهنشاهي» گسترده هخامنشي عنوان كرده است. همچنين فردوسي، بلوچ ها را جزوي از ارتش كيخسرو شاه ايران ناميده است و در جايي از جنگ بلوچ ها با انوشيروان اشاره مي كند. در كتيبه بيستون داريوش اعلام كرده كه : «آن وهيزدات كه خود را برديا فرزند كوروش بزرگ مي خواند سپاه به رخج - سيستان - فرستاده بود.» بر عليه وي «وان نام پارسي» بنده من شهربان رخج و مردي را سردار آنها كرده بود » در ادامه داريوش مي گويد: «بعد از نبرد با بردياي دروغين همه دروغ گويان و شورشيان را شكست دادم و فرمانرواي رخج شدم .»
درجاي ديگر يعني در كتيبه نقش رستم به نقل از داريوش آورده اند: «به خواست اهورامزدا اين است شهرهايي كه من جدا از پارس متعلق به ايران كردم. بر آنان حكمراني كردم . آنچه از من به آنان گفته شد آن را كردند. قانون من است كه آنان را نگه داشت: ماد، خوزستان، پارت، هرات، بلخ، سغد، خوارزم، زرنگ، رخج، ث ت گوش، گندار، هند، سكايي هاي هوم نوش، سكايي هاي تيز خود، بابل، آشور، عربستان، مصر، ارمنستان، كپد و كيه، سارد، يونان، سكايي هاي ماوراي دريا، سكودر، يوناني هاي سپر روي سر، ليبي ها، حبشي ها، اهالي مك، كارايي ها». همچنين بناي بيشتر شهرهاي سيستان را به پهلوانان اسطوره اي ايران چون زال، سام و رستم نسبت داده اند. زماني سيستان جزو قلمرو دولت ساساني به شمار مي‌آمد كه به دست اردشير بابكان فتح شد و در سال ۲۳ هـ. ق، مسلمانان عرب اين سرزمين را فتح كردند. اولين فرمانرواي معروف ايراني اين سرزمين بعد از اسلام، يعقوب ليث صفاري بود . بعد از صفاريان، سامانيان، غزنويان و سلجوقيان نيز هريك، مدتي در اين سرزمين فرمان رانده‌اند. سرزمين بلوچستان امروزي كه ناحيه جنوبي استان را تشكيل مي‌دهد، در قديمي‌ترين اسناد تاريخي به اسم «مكا» مشهور بوده و در نوشته‌هاي  هرودت، تاريخ نگار يوناني، از آن به عنوان «گدروزيا» ياد شده‌است. به دنبال سقوط هخامنشيان توسط اسكندر مقدوني در سال ۲۳۰ پ- م. وي مسير بازگشت خود از هند به ايران، شهر «گدروزيا» را انتخاب كرده‌است.
پس از ساسانيان توسط اعراب مسلمان، در زمان خليفه دوم، اكثر مردم اين سرزمين بلافاصله به اسلام روي آوردند. از زمان ساسانيان به بعد اين سرزمين همواره جزيي از ايران محسوب مي‌شد. در سده دوازدهم يك خاندان هندي به نام «راجه گان» بر بلوچستان حكمراني مي كردند. رهبر اين خاندان به نام «كامبار» براي جلوگيري از نفوذ و شورش افغان ها پس از نبردي سنگين آنان را شكست داد و توانست قدرتش را در اين منطقه افزايش دهد.
در زمان حكومت شاه اسماعيل صفوي، سيستان دوباره تحت حاكميت ايران قرار گرفت ولي در همين دوره بود كه افغان ها شورش كرده و اين سرزمين را ويران كردند. در زمان حكومت نادرشاه اين سرزمين از سيطره حكومت افغان ها آزاد شد و زماني كه نادرشاه راهي هندوستان شد و به قندهار رسيد لشگري را راهي بلوچستان كرد و آنان را با خود همراه كرد و عبداله خانبه اطاعت نادر در آمد. عبداله خان در جنگ با نواب سند به قتل رسيد و پسرش حاج محمد خان جانشين وي شد. برادر حاج محمد خان به نام نصير خان به منظور همراهي لشگر نادرشاه در جنگ با هندوستان رهسپار شد. وي پس از پايان جنگ و به هنگام بازگشت به ايران برادرش را كشت و خود حكومت سيستان را برعهده گرفت.

در سال ۱۲۵۴ هـ. ق، ارتش انگلستان به افغانستان حمله كرد و پس از وارد كردن خسارت ها و تلفات بي شمار بالاخره در سال ۱۲۷۱ هـ. ق، عهد نامه اي بين خان سيستان و دولت انگليس بسته شد كه براساس آن قسمت هاي بلوچستان پاكستان به نام بلوچستان انگليس نام گرفت و انگليس خطوط راه آهن و ساختمان هايي را در آنجا بنا كردند.
در قرن نوزدهم با دخالت بريتانيا سيستن و بلوچستان به دو بخش غربي و شرقي تقسيم شد و تا سال ۱۳۰۷ هـ. ش، بلوچستان مانند ساير ايالت‌ها و ولايت‌هاي كشور حكومت خان خاني داشت اما پس از شكست دوست‌محمدخان باركزائي قدرت حكومت مركزي در اين خطه تثبيت شد.

Share

براساس آخرين مصوبات تقسيمات كشوري استان سيستان و بلوچستان داراي 8 شهرستان، 32 بخش، و 31 شهر و 94 دهستان است.

زاهدان: زاهدان مركز استان، از شمال به شهرستان بيرجند، از شمال شرق به شهرستان زابل، از غرب به استان كرمان، از جنوب به شهرستان‌هاي خاش و ايرانشهر و از شرق به كشورهاي افغانستان و پاكستان محدود است، بخش‌هاي آن عبارتند از: مركزي، ميرجاوه، نصرت‌آباد و داراي 6 دهستان است.
بيشتر مردم زاهدان مهاجراني هستند كه از يزد، كرمان، زابل، بيرجند و مشهد و برخي از استان‌هاي ديگر به اين شهرستان كوچ كرده‌اند. به دليل همجواري با مرزهاي پاكستان و افغانستان مهاجراني از اين كشورها و همچنين هندوستان را در خود جاي داده است، اين شهرستان داراي اقليم بياباني و نيمه‌بياباني شديد است. “دزدآب” نام قديم زاهدان بود. بر اثر امتداد راه‌آهن از كويته پاكستان به اين شهر توسط انگليسي‌ها به تدريج دزدآب گسترش مي‌يابد و در سال 1315 ش نام آن به زاهدان تغيير پيدا مي‌كند.
مراكز ديدني: بازارچه سرپوشيده، ساختمان قديمي اداه پست، گودواره سيك‌ها با مراسم مذهبي ديدني، موزه مردم‌شناسي و باستان‌شناسي شهر زاهدان، در اطراف شهر معماري صخره‌اي و قبور هفتاد ملا در روستاي تمين از بخش ميرجاوه، كتابخانه استاد كامبوزيا.

زابل:زابل، تاريخي كهن دارد و زماني مركز سيستان بود. درگذشته نه چندان دور نام قديمي آن ناصر‌آباد يا نصيرآباد بود و "سايكس" از آن نصرت‌آباد ياد كرده است و مي‌نويسد آن قلعه‌اي بود كه اميرقاين آن را جنب قريه معروف حسين‌آباد بنا كرد و ابتدا به آن ناصرآباد مي‌گفتند. اين قلعه بعد از گسترش و اتصال به روستاي حسين‌آباد، در زمان پهلوي زابل نام گرفت. اين شهر داراي آب و هوايي گرم و خشك است. مردم آن اغلب كشاورز و دامدارند و به بركت درياچه فصلي هامون، عده‌اي به شغل صيادي اشتغال دارند.
مراكز ديدني: شهر سوخته، كوه خواجه، معماري و بافت ويژه روستاي قلعه نو، بادگيرهاي خاص منازل در سيستان، دهانه غلامان و قلاع دوره اسلامي مانند قلعه‌مچي، سه كوهه

http://mihanma.persiangig.com/image/Sistan_Balouchestan/S%26B_Shahrha.jpg

خاش: در گذشته به منطقه سرحد معروف بود، در ضلع جنوبي تفتان قرار دارد و از شمال به زاهدان، از جنوب به سراوان، از غرب به ايرانشهر و از شرق به كشور پاكستان محدود است. اين شهرستان داراي 2 بخش و 10 دهستان و حدود 700 آبادي است. فاصله شهر خاش تا شهر زاهدان 175 كيلومتر و از كوه تفتان 48 كيلومتر است. مردم آن به كشاورزي و باغداري و دامداري اشتغال دارند. اين شهرستان جزء مناطق سردسير استان محسوب مي‌شود. خاش يكي از شهرهاي كهن و باستاني بلوچستان ايران است و به بركت وجود كوه تفتان و آتشفشان نيمه‌فعال آن اين منطقه داراي پوشش گياهي و آب‌هاي معدني گرم و سرد است. كوه تفتان جايگاهي خاص در اعتقادات و باورهاي مردم بومي دارد.
مراكز ديدني: درخت كهنسال سرو در روستاي دهپابيد، سر دريا واقع در ارتفاعات تفتان روستاي سنگان، روستاي كوشه و بازارچه سرپوش، قلعه حيدرآباد و معماري و تزئينات مناره مسجد جامع .

 

سراوان: شهرستان سراوان در 340 كيلومتري شهر زاهدان و در محدوده شرقي استان قرار دارد و از شرق و جنوب به كشور پاكستان و از غرب به شهرستان ايرانشهر و از جنوب غربي به شهرستان سرباز و از شمال به شهرستان خاش محدود مي‌شود. سراوان داراي 3 شهر (سراوان، سوران، جالق) و بخش مركزي (سوران، جالق، زابلي، بم‌پشت، هيدوچ) و 14 دهستان است. اقليم آن گرم و خشك، اكثريت جمعيت آن در بخش كشاورزي مشغول به كار هستند، اين شهرستان يكي از نقاط‌ آباد و بسيار حاصلخيز  استان محسوب مي‌شود و محصولات عمده آن خرما، توتون و انواع متنوع مركبات است.
وجود نخلستان‌هاي سرسبز در ميان كوه‌هاي سر بر فلك كشيده، چشم‌انداز زيبايي از طبيعت اين شهرستان را تصوير مي‌كند. اين شهرستان با فرهنگ و تاريخي غني، داراي قلاع بسياري از دوره اسلامي است.
مراكز ديدني: قلعه سب در روستاي سب، قلعه كنت، مسجد جامع دزك در روستاي دزك.

 

ايرانشهر: در فاصله 350 كيلومتري شهر زاهدان و از شمال به شهرستان زاهدان از شمال شرقي به شهرستان خاش، از غرب به بم و جيرفت و از شرق به سراوان از جنوب به نيك‌شهر و از جنوب شرقي به سرباز محدود است. اين شهرستان از 4 شهر و 4 بخش و 10 دهستان تشكيل شده و داراي آب و هواي گرم است. اكثر مردم آن به كشاورزي و صنعت مشغولند و عمده محصولات كشاورزي گرمسيري آن عبارتند از: خرما، مركبات، برنج
مراكز ديدني: منزل محل اقامت مقام معظم رهبري، قلعه بمپور، قلعه ايرانشهر، قلعه دامن
نيك‌شهر : شهرستان نيك‌شهر به مركزيت شهر نيك‌شهر در فاصله 597 كيلومتري شهر زاهدان قرار دارد. اين شهرستان از جنوب به چابهار و از شرق به شهرستان سرباز، و از غرب به استان كرمان و هرمزگان محدود و داراي 5 بخش و 5 شهر و 5 دهستان است. اكثر مردم آن به كشاورزي مشغول هستند. و عمده توليدات آن برنج و شبدر و صيفي و باقلا و يونجه است.
مراكز ديدني: درخت‌هاي كهنسال مكرزن يا انجير معابد انبه، قلعه نيك‌شهر، قله قصر قند، مسجد عبدالقادر، قلعه فنوج.
چابهار:
چابهار در فاصله‌ي 756 كيلومتري زاهدان واقع و از شمال به شهرستان‌هاي سرباز و نيك‌شهر و از غرب به شهرستان جاسك در استان هرمزگان، از جنوب به درياي عمان و از شرق به پاكستان محدود و داراي 3 شهر، 4 بخش و 10 دهستان است. بخش‌هاي آن عبارتند از: دشتياري، مركزي، كنارك، پلان. چابهار به دليل نزديكي به مدار رأس‌السرطان و درياي عمان، در تمام فصول سال داراي آب و هواي معتدل است، به طوري كه در زمستان گرم‌ترين شهر و در تابستان خنك‌ترين بندر ايران است. چابهار داراي جلگه‌اي متعدد، سواحل زيباي درياي عمان، دشتياري، باهوكلات است. منطقه حفاظت‌شده دهستان باهوكلات، در مرز پاكستان، مأمن تمساح پوزه كوتاه تالابي است كه در رودخانه زندگي مي‌كنند و به “گاندو” معروف است. به علت وجود منطقه آزاد تجاري چابهار، اين شهر، مهاجرين فراواني را از سراسر ايران به خود پذيرفته است.وجود پرندگاني چون فلامينگو، پليكان، زيبايي وصف‌ناپذيري به سواحل درياي چابهار داده است.
مراكز ديدني: آرامگاه سيد غلام رسول در محوطه قديمي، غارها و قبرستان تاريخي درتيس، قلعه تيس، ساختمان قديمي اداره پست، جنگلهاي حرا.
سرباز:
شهرستان سرباز به مركزيت شهر راسك از شمال با شهرستان‌هاي سراوان و ايرانشهر و از شرق با كشور پاكستان و از جنوب با شهرستان چابهار و از غرب با شهرستان نيك‌شهر همجوار است. سرباز داراي 3 بخش (سرباز، راسك و فيروز‌آباد) و 12 دهستان است. با وجود آب و هواي گرم همانند ديگر مناطق جنوبي استان، علاوه بر تجارت و صنعت و دامپروري، داراي محصولات كشاورزي از قبيل انبه، خرما، مركبات است.
مراكز ديدني: معماري خانه‌هاي خشت و گلي با درهاي تزئيني چوبي كنده‌كاري و منبت‌كاري شده. قلاع دوران قلاع دوران اسلام: قلعه سرباز، قلعه پيشين. 
شهرستان كنارك:‌شهرستان كنارك با مساحتي بالغ بر 11567 كيلومتر و به مركزيت شهر كنارك مي باشد. در مورد وجه تسميه اين شهر انچه كه بر سر زبان ها باقي مانده اين است كه در اين مكان درختان كنار زيادي يافت مي شده كه به همين علت اين شهر كوچك بندري به كنارك معروف گشت. محيط طبيعي شهرستان كنارك داراي يك شهر كنارك دو بخش كنارك و زر آباد، چهار دهستان زرآباد شرقي و زرآباد غربي، كهير، جهليان مي باشد. اين شهرستان از شمال به شهرستان نيك شهر، از جنوب به درياي عمان، از شرق به شهرستان چابهار از غرب به استان هرمزگان منتهي مي گردد. هواي آن در اوج گرماي تابستان به علت وزش باد هاي موسمي "مونسون " معتدل مي باشد . اين منطقه گرمترين نقطه كشور در زمستان مي باشد. داشتن چنين اقليمي باعث شده است كه محصولات كشاورزي فراواني هم چون چيكو ، پاپايا، موز، كنار، انبه، زيتون محلي، بادام و هندوانه درآن كشت شود .

 

زهك: در نقطه پاياني جاده ترانزيت و خط آهن در حال ساخت چابهار به مرز افغانستان قرار دارد و مرز ميلك نقطه مهمي در ارتباط ايران و آسياي ميانه است.  شهر زهك پيش از تقسيمات كشوري جديد جزئي از بخش شهركي و نارويي شهرستان زابل به شمار مي‌آمد. سد زهك كه در ۲۷ كيلومتري جنوب شرقي زابل قرار دارد، رودخانه سيستان را به دو كانال تقسيم مي‌كند. يكي كانال طاهري و ديگري كانال شهر ناميده مي‌شود. شهر هخامنشي دهانه غلامان يا دروازه بردگان در پيرامون زهك و زابل قرار دارد. بررسي باستان‌شناختي در تپه گوري كهنه زهك به شناسايي دو دوره استقراري اشكاني و «اسلامي پسين» انجاميده ‌است.  

Share

مسجد فيض الرحمان: اين مسجد در منطقه شيرآباد زاهدان واقع در خيابان مجديه داخل كوچه شماره 9 در شمال شرقي قبرستان محلي است. اين مسجد با نقشه مستطيل شكل با خشت خام اجرا گرديده و شامل يك فضاي كاملاً سرپوشيده مي باشد كه پوشش هاي ضربي آن بر روي 12 ستون مستطيل شكل اجرا شده كه هر چهارستون آن تشكيل يك چهارطاقي هلالي و سقف ضربي چهار ترك را داده و شبستاني ستوندار و سرپوشيده را پديد آورده اند در حد فاصل هردوستون در ضلع جنوبي براي تامين نور كافي فضاي مسجد پنجره هايي تعبيه شده است و همچنين در ضلع غربي كه پوشش قسمتي از سقف درآن استوار است طاقچه هايي جهت گذاشتن كتابهاي قرآن و يا چراغ تعبيه گرديده است و همچنين در حد فاصل دوستون وسطي شبستان ودر وسط ضلع  غربي محراب ساده مسجد با سقف گنبدي قرار گرفته است وروديهاي شبستان مسجد در ضلع شرقي مابين ستونها بوده است و علاوه برآنها دوپنجره ديگر نيز در طرفين دربها واقع مي باشد و همچنين يك درب چوبي در شمال غربي ضلع شمالي وجود دارد كه به يك انباري باز مي شود.

مسجد جامع دزك: اين مسجد در روستاي دزك، در 3 كيلومتري شرق سراوان واقع شده است. زمان ساخت مسجد مشخص نيست. احتمال داده مي‌شود كه اين مسجد به دوران صفويه تعلق داشته باشد. مصالح به‌كار رفته در ديوارها و ستون‌ها از خشت و چينه، و پوشش سقف از فرآورده‌هاي نخل و خرما و گز و كنار است. شامل دو شبستان تابستاني و زمستاني است. ستون‌هاي آن تا حدودي شبيه ستون‌هاي مسجد تاريخانه دامغان مي‌باشد. از ويژگي‌هاي اين بنا، علاوه بر نوع تاقچه‌هاي تزئيني و مقرنس‌هاي ويژه، وجود چله‌خانه‌اي براي معتكفين و عابدين در زيرزمين است. 

مناره مسجد جامع شهر خاش: به استناد كتيبه آجري، اين مناره در سال 1318 شمسي ساخته شده و متصل به مسجد جامع اهل تشيع است. اين مناره از نوع استوانه‌اي مارپيچ و به‌صورت منفرد است. مصالح به‌كار رفته در آن، آجر با ملات ماسه و آهك و گچ است. مناره مسجد جامع داراي پايه‌اي كوتاه و مدور است كه با آجرچيني به اشكال مختلف، طرح‌هاي هندسي زيبايي را خلق كرده است.

مسجد شاه علي زاهدان: اين مسجد در سال 847 هجري به امر ملك شمس الدين علي ساخته شده است. از آنچه كه به رضا و رغبت به زيارتگاه اهدا شده، دو لوح حكاكي شده است كه به اواسط قرن نهم هجري تعلق دارند و حكاكي جالبي بر روي آنها صورت گرفته است. طبق ترجمه آقاي "ا.ج.ايلس" از كارشناسان معروف موزه ايتاليا يكي از اين دو، لوحي است كه نشان مي‌دهد بنا توسط فردي از خاندان ملوك سيستان به نام "شاه علي" احداث شده است و لوح ديگر يادبود وفات "اميرغياث الدين محمد كياني"سر كرده شاخه كوچكي از خاندان ملوك سيستان بود.
مسجد زرنج زاهدان: مورخان ايراني در دوره اسلامي از مساجدي نام برده‌اند كه محل تعليم علوم ديني و ادبي بودند. مثلاً در سيستان يكي از حاكمان عرب به نام عبدالرحمن بن سمره (سده اول هـ.ق.) مسجد آدينه‌اي ساخت كه حسن بصري عالم معروف ديني سده اول و دوم مدتي در آنجا سرگرم تدريس و تعليم مسايل ديني بود. اين مسجد در مقابل زندان شهر زرنج واقع بوده است. مقدسي ضمن توصيف زرنج مي‌گويد: مسجد جامع در آن است و زندان برابر آن، شگفت انگيز ساخته شده است كه دو آتشگاه (مناره) دارد، يكي كهن و ديگري را با مس پوشيده است و آن را يعقوب ليث ساخته است.

Share

 

قلعه بمپور:اين قلعه در 24 كيلومتري غرب ايرانشهر، و در جوار شهر بمپور قرار دارد. بمپور يكي از شهرهاي بسيار قديمي بلوچستان و در مسير لشكر اسكندر مقدوني قرار داشت. اين قلعه از لحاظ ساختاري تقريباً شبيه به ارگ بم است. قدمت تاريخي آن احتمالاً به دوران اشكاني و ساساني مي‌رسد. و نيز بقاياي آثار دوره اسلامي در آن ديده مي‌شود. از اين قلعه به‌ صورت مسكوني و دفاعي استفاده مي‌شد. بمپور تا سال 1233 شمسي مركز حكمراني بلوچستان بود و جنگ‌هاي زيادي در آن رخ داده است. مرمت مجدد آن در دوره قاجاريه توسط حكام محلي صورت گرفته است. در سال 1307 قلعه به توپ بسته شد و خرابي‌هاي فراواني به‌ بار آمد. قلعه بدون دروازه و داراي 2 برج است. 

قلعه سب (seb):قلعه سب واقع در روستاي سب، از بخش سيب و سوران در 45 كيلومتري جنوب غربي شهرستان سراوان قرار دارد. سب در لغت‌نامه دهخدا به معني محلِ چشمه‌ساران فراوان ياد شده است.از حاكمان قلعه مي‌توان محمد شاه را نام برد كه نسبش به شاه نعمت الله ولي مي‌رسد. به ‌دليل تصرف قلعه از طرف حكام وقت كشور در زمان محمد شاه جنگي به مدت نه شبانه روز رخ داد كه باعث تخريب قسمت‌هايي از حصار و ارگ قلعه شد. در زمان سيد غلام رسول قلعه مورد بازسازي و استفاده مجدد قرار گرفت.قلعه در دو طبقه ساخته شده و ديوار آن بيش از 30 متر ارتفاع و حدود 7 متر عرض دارد. قسمت شاه‌نشين با ارتفاع بيشتري، در بالاي قلعه قرار گرفته و گفته مي‌شود در حصار آن 14 برج و در ارگ آن 4 برج وجود داشته و در زمان جنگ از بين رفته است. وجود درز انبساط در ساختمان اصلي قلعه و دسترسي به آب چاه در طبقه فوقاني و وجود لوله‌هاي سفالي هدايت‌كننده آب و مصالح به كار رفته در آن از قبيل خشت و كاه‌گل و چوب درخت خرما و درهاي منبت‌كاري و شاه نشين از مشخصات ويژه اين مجموعه است.

قلعه مچي:قلعه يا كاخ مچي در ناحيه حوضدار در 60 كيلومتري جنوب‌غربي شهرستان زابل، حدفاصل بين شهر سوخته و تاسوكي و در قسمت راست جاده زابل-زاهدان قرار گرفته است.اين بنا در عهد صفويه تا قاجاريه، به ‌عنوان مركز حكمراني خاندان رييسي، از حاكمان محلي بوده از ويژگي‌هاي معماري اين بنا ايوان و گنبدهاي رفيع و عظيم خشت و گلي منحصر به‌فرد و پلان مربع شكل آن با تزئينات ساده چليپا و نيم ستون‌هاي گلي است. مصالح به‌كاررفته در آن چينه و خشت است. اين كاخ هرچند با توجه به عوامل جغرافيايي و سياسي متروك شده است ولي همچنان به عنوان نماد هنر معماري خشت و چينه از دوران صفوي در دشت سيستان از منزلتي ويژه برخوردار است.

قلعه رستم: در 60 كيلومتري جنوب‌غربي شهر زابل قرار دارد و در حال حاضر در اثر عوامل جوي به ويرانه‌اي تبديل شده است.و چهار برج و دروازه‌ي ورودي آن قابل مشاهده است البته اسكلت‌بندي بسياري از بناهاي آن از جمله طاق‌ها و آب‌انبار پابرجاست و احتمال داده مي‌شود چهارصد تا پانصد سال پيش متروك گرديده است. علاوه بر عامل مذكور تغيير مسير رودخانه هيرمند نيز سبب خرابي آن شده است در اين قلعه تاكنون كاوش باستان‌شناسي علمي صورت نپذيرفته اما تكه‌هاي سفال‌هاي لعابدار و بدون لعاب ريخته شده حكايت از تاريخ طولاني دارد. در حال حاضر نماي خشت و گلي آن و عظمت آن در بيابان منظره‌اي زيبا بوجود آورده است كه چشم هر بيننده‌اي را به خود جلب مي‌كند.

قلعه سه كوهه:اين قلعه در 19 كيلومتري جنوب غربي زابل و 3 كيلومتري شرق جاده آسفالته زابل-زاهدان در روستاي سه كوهه از توابع بخش شيب آب زابل واقع است. سرپرسي سايكس درباره اين قلعه مي‌نويسد: سردار علي‌خان سرابندي براي همسر خود كه از خانواده سلطنتي بود، قلعه‌اي ساخته كه هنوز هم دژ معتبري به شمار مي‌رود.اين قلعه از قلعه‌هاي معتبر سيستان محسوب مي‌شود و بيش از 200 سال پيش بنا گرديده و تا كنون بناهاي ديگري به آن افزوده شده است.اين قلعه دو تپه از كل سه تپه منطقه را از آن خود كرده است.
قلعه ايرانشهر: اين قلعه بعد از قلعه بمپور از مهمترين قلعه‌هاي ايرانشهر محسوب مي‌شود.در گذشته از آن به عنوان مركز حكمراني بلوچستان استفاده مي‌شد. با توجه به اسناد به جاي مانده ناصرالدوله فرمانفرما كه در سالل 1258 هـ.ق حاكم كرمان و بلوچستان بود، پيشنهاد ساخت يك دژ نظامي بزرگ را در فهرج يا پهره (نام قديم ايرانشهر) به ناصرالدين شاه قاجار مي‌دهد.ناصرالدين شاه در سال 1264 هـ.ق با ساخت قلعه در فهرج موافقت مي‌نمايد و بدين طريق كار ساخت قلعه توسط شخصي به نام حسين معمارباشي كرماني در مدت 7 سال به اتمام مي‌رسد و “قلعه ناصريه” ناميده مي‌شود. پس از آن مركز حكمراني بلوچستان از بمپور به ايرانشهر منتقل مي‌گردد.قلعه ناصريه در زمان حكومت دوست محمدخان باركزائي به قلعه دوست محمدخان معروف مي‌شود و پس از آن اين قلعه در سال 1307 هـ.ش در اختيار نيروهاي دولتي قرار مي‌گيرد و به نام قلعه ايرانشهر شهرت مي‌يابد.قلعه با مساحتي بالغ بر 34225 مترمربع از جمله وسيع‌تريين قلعه‌هاي دوره اسلامي استان با نقشه‌اي مربع شكل به ابعاد 1858185 متر است. معماري قلعه را مي‌توان به دو قسمت تقسيم‌بندي نمود:1. حصار قلعه 2. مجموعه فضاهاي داخلي

Share

زيارتگاه بي بي دوست: همواره در سيستان بنا بر اعتقادات وباورهاي مذهبي مردم به واسطه هايي براي شفاعت خود در نزد پروردگار پناه مي بردند كه معمولاً اين گونه واسطه هاي شفاعت كننده مردم عامي، امامزاده ها و مقابر بزرگان ديني وسادات علوي بوده است.يكي از اين مكان مذهبي زيارتگاه بي بي دوست است كه در كنار گورستاني قديمي به همين نام در كيلومتر 8 جاده زابل به اديمي قرار گرفته است. در داخل اين زيارتگاه چندين قبر و يك درخت گز كهنسال وجود دارد كه مردم با گره زدن نمادي از مشكلات و نيازهاي خود، اجابت دعاها و باز شدن گره هاي زندگي خود را از خدواند درخواست مي نمايند و به راز ونياز با پروردگار يكتا مي پردازند.

زيارتگاه ملك سياه: اين زيارتگاه در 46 كيلومتري شمال شهر زاهدان بين راه بلوچستان و خراسان واقع شده كه كوه ملك سياه به آن منسوب است. نزديك آن در دره‌اي يك قطعه سنگ است كه بلوچ‌ها معتقدند مردي با نفرين ملك سياه به صورت سنگ در آمده است.

Share

پل محرابي (زرنج): اين پل در 24 كيلوتري كركويه و 18 كيلومتري زرنج از توابع شهرستان زاهدان واقع بوده و امروزه به صورت ويرانه‌اي در آمده و در ميان جنگل انبوهي از درختان گز محصور شده است. اين پل از آجر ساخته شده و قدمت آن از مناره قاسم آباد ـ مربوط به قرن 6 بيشتر به نظر مي‌رسد.پل مزبور داراي دو دهانه به عرض 3/69 متر است كه با پايه‌اي به عرض 3/40 متر از يكديگر جدا شده است.در ساختمان پل بيش از حد مصالح ساختماني به كار رفته و در نتيجه، زيبايي، قرباني استحكام بيش تر آن شده است.
تخته پل زاهدان: تخته پل با پل محرابي در 24 كيلومتري كركويه و 18 كيلومتري زرنج واقع است.آثار اين پل با جنگل انبوه گز محصور شده و در ناحيه زرخيزي به شكل درهم شكسته كنوني به جاي مانده است. اين پل آجري است و قدمت آن از مناره قاسم آباد بيش تر به نظر مي‌رسد. در ساختمان پل بيش از حد مصالح ساختماني به كار رفته در نتيجه زيبايي پل قرباني استحكام بيشتر آن شده است .

Share

آتشكده كركو:
اين اثر بقاياي يك آتشكده دوره ساساني است و در روستاي كركو از توابع شهرستان زابل قرار دارد. در بسياري از سفرنامه‌ها و كتب قديمي از اين آتشكده ياد شده است. بوالمؤيد در كتاب “گرشاسب” ‎آورده است:"معبد جاي گرشاسب بود و او را دعا مستجاب بود به روزگار او، و او فرمان يافت، مردمان هم به اميد بركات آنجا همي شدندي و دعا همي كردندي و ايزد تعالي مراد‌ها حاصل همي كردي. چون حال برين جمله بود كيخسرو آن ‌جا شد و پلاس پوشيد و دعا كرد، ايزد تعالي آن‌جا روشنايي فرا درآورد كه اكنون آتشگاه است، چون آن روشنايي برآمد برابر تاريكي، تاريكي ناچيز گشت و كيخسرو و رستم به‌پاي قلعه شدند و به منجنيق آتش انداختند. و آن انبارها همه آتش گرفت چندين ساله كه نهاده، و آن قلعه بسوخت و افراسياب از آنجا به جادويي بگريخت ديگر كسان بسوختند و قلعه ويران شد. پس كيخسرو اين بار به يك نيمه آن شادستان بكرد و آتشگاه كركويه و آن آتش گويند آن است، آن روشنايي كه فراديد و گيركان چنين گويند كه هوش گرشاسب است و حجت آرند"
 

Share

سنگ نگاره هاي كوه مهرگان: نقوش كوه مهرگان عموماً بر روي سطوح صاف سنگهاي باقيمانده در مرتفع ترين قسمت كوه و خصوصاً جبهه شمالي آن ديده مي شود. در طرح شماره 1، نقش انساني را سوار بر اسب در حال تاخت ( نقش دو خطي اسب ) و نقش وسط حيواني چهار پاي جهازدار با بدني كشيده و گوشها و دمي بلند (احتمالاً الاغ ) و نقش حيوان سوم كه در پائين قرار گرفته نقش حيوان با بدن كشيده و شاخ هاي نسبتاً بلند ودم كوتاه  (احتمالا بز ) ودر حاشيه وسط، سمت راست نيز نقش بز ديگري ديده مي شود كه اين نقوش از تكنيك رسم نسبتا پائيني برخوردارند. در طرح شماره 2 نيز نقش دو بز كه در دو زمان متفاوت توسط دو نفر با دو سبك متفاوت نقش شده اند. اين دو بز در حالتي كه پشت به هم كرده اند، ديده مي شوند و ايجاد يك شكاف در سنگ آنها را به دو نقش مجزا تقسيم كرده است كه بز سمت راست تجريدي يا استليزه تر ( خلاصه شده ) و بز سمت چپ با شاخهايي همانند جبير يا غزال بصورت واقع گرايانه تري نقش شده است.

سنگ نگاره هاي دره كنديك: دره كنديك نام يكي از دره هاي رشته كوههاي سياهان در نه كيلومتري شمال شهر سراوان مي باشد كه پس از طي هشت كيلومتر جاده خاكي از شمال سراوان به دامنه وكوهپايه هاي سياهان مي رسيم. در ادامه مسير حدود يك كيلومتري به روستاي كنديك رسيده كه در آنجا چند خانوار در داخل لوگ هايي از چوب و حصير زندگي مي كنند. اينان عشاير و كوچ نشيناني بوده اند كه در چند ساله اخير يكجانشين شده اند. در اين محل اولين نقوش ظاهر مي شود. هر چند كه برخي بسيار متأخر مي باشند و داراي اصالتي چندان نمي باشند. خود كنديك در زبان بلوچي از لعنت كندن و كنده شدن مي آيد. پس از طي حدود 900 متر در امتداد شمالي دره معبر به دو قسمت تقسيم شده و در هر كف اين قسمت از دره به تدريج آب نمايان مي شود. در ادامه مسير از معبر سمت راستي پس از طي حدود 500 متر در پيچ و خم دره تعدادي نقوش متعدد انسان و اسب و سواركار و بزكوهي با شاخهاي بلند ديده مي شود كه در يكي از آنها انساني سوار بر اسب و انساني ديگر ميانه تصوير به صورت محو ديده مي شود.

سنگ نگاره دره شير وپلنگان: اين محل نيز در فاصله حدود 12 كيلومتري شمال شهر سراوان و در ادامه همان دره كنديك واقع شده است. در ادامه راهپيمايي در داخل دره كنديك به محلي مي رسيم كه دره در آن قسمت بسيار تنگ تر و كم عرض تر مي شود و عرض آن به حدود 5/2 متر مي رسد. اين دره را به واسطه وجود نقوش خاص به دره شير و پلنگان معروف شده چرا كه در ميان اين مجموعه نقش يگ حيوان درنده همانند پلنگ يا شير با دمي بلند و افراشته ديده مي شود. بر روي صخره اي در ارتفاع پنج متري نقوش كم رنگ و محو چهار انسان ديده مي شود كه در اين ميان نقش انسان نفر دوم از سمت راست داراي وضوح بيشتري است. بنظر مي رسد اين چهار نفر بدنبال هم در حال دويدن يا اجاري مراسم خاص مي باشند در طرح شماره 6 در سمت راست دره ( بطرف شمال ) نقش انساني ديده مي شود كه بزي را شكار كرده و گردن آن را گرفته و در حال كشيدن آن با خود است. در سمت چپ دره صحنه اصلي در ارتفاع حدود 14 متري ديده مي شود كه با توجه به ارتفاع بسيار زياد آن و عدم دستيابي آسان به آن متاسفانه امكان تهيه تصاوير خوبي از آن خصوصاً از جزئيات نقوش مهيا نشد.

Share
X