برای مشاهده مشخصات هر استان بر روی ناحیه مربوط به آن در نقشه کلیک کنید

معرفی وبلاگ
تـنـیـده یـاد تـو در تــار و پــودم مـیـهـن ای مـیـهــن/ بـود لـبـریـز از عـشـقـت وجـودم میهن ای میهن/... *ضمن تشکر از بازدید شما کاربر گرامی، امید است توانسته باشیم ذره ای از زیباییهای تمام نشدنی میهن عزیزمان ایران را در این وبلاگ نشان دهیم. راهنمایی های شما بزرگواران، چراغ هدایتگر ما خواهد بود.*
صفحه ها
دسته بندی موضوعی
آرشیو
لینک دوستان
سایت های منبع و مرتبط
لوگوها











كد لوگوي میهن ما

ابزارها و برنامه ها






Google

در وبلاگ میهن ما
در كل اينترنت

تماس با ما

آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1777520
تعداد نوشته ها : 4405
تعداد نظرات : 151

PageRank Checking Icon

آذربایجان شرقی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
آذربایجان غربی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
اردبیل
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
اصفهان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
ایلام
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
بوشهر
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
تهران
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
چهارمحال و بختیاری
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خراسان جنوبی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خراسان رضوی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خراسان شمالی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خوزستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
زنجان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
سمنان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
سیستان و بلوچستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
فارس
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
قزوین
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
قم
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کردستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کرمان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کرمانشاه
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کهکیلویه و بویراحمد
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
گلستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
گیلان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
لرستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
مازندران
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
مرکزی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
هرمزگان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
همدان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
یزد
پخش زنده از وبلاگ میهن ما

ابزار هدایت به بالای صفحه

اسلایدر


مترجم سایت


http://mihanma.persiangig.com/image/Kermanshah/Kermanshah.jpg

Share

http://mihanma.persiangig.com/image/Kermanshah/kermanshah-map.jpg

موقعيت و وسعت

استان كرمانشاه با وسعتي برابر با 25 /24434 كيلومتر مربع در غرب ايران قرار دارد. اين استان حدود 1/45 درصد از مساحت كل كشور را تشكيل مي‌دهد و به لحاظ وسعت هجدهمين استان كشور است.
اين استان از شمال به استان كردستان، از جنوب به استان‌هاي لرستان و ايلام، از شرق به استان همدان و از غرب با كشور عراق هم‌جوار است و بيش از سيصد و سي كيلومتر مرز مشترك با كشور عراق دارد.كرمانشاه منطقه‌اي نيمه كوهستاني است و سلسله جبال زاگرس بخش عمده اين استان را پوشانده است. تنها در بخش‌هايي از دامنه‌هاي كم شيب اين منطقه يا دره‌هاي عريض آن، زمين‌هاي كم ارتفاع و جلگه‌هاي آبرفتي مشاهده مي‌شود

 آب و هوا
استان كرمانشاه داراي آب و هواي گرمسيري است. اين استان از نظر آب و هوا تحت تأثير عوامل چندي است كه اوضاع اقليمي اين ناحيه را به وجود مي‌آورد.از جمله:

ورود و عبور جريان هواي مديترانه‌اي: اين جريان هوا عامل اصلي بارندگي در استان كرمانشاه است.

ارتفاعات اين استان: ناهمواري‌هاي استان در مقابل جريان‌هاي مرطوب غربي قرار دارد. معمولاً‌ دامنه‌هاي اين كوهستان‌ها خصوصاً دامنه‌هاي رو به غرب، داراي رطوبت بيش‌تر و دامنه‌هاي رو به شرق خشك‌تر و داراي نزولات جوي كم‌تر است.
در مناطق كوهستاني برف چندين ماه از سال در ارتفاعات مي‌ماند و درجه حرارت تا پانزده درجه سانتي‌گراد پايين مي‌آيد. فصل زمستان در اين مناطق طولاني است و با بهاري كوتاه به تابستان متصل مي‌شود.

بر اساس آخرين وضعيت تقسيمات كشوري، استان كرمانشاه داراي دوازده شهرستان، بيست و شش شهر، بيست و پنج بخش و هشتاد و سه دهستان است. 

كرمانشاه  سرپل ذهاب  قصرشيرين
اسلام آباد
 جوانرود  كنگاور
پاوه   صحنه  هرسين

 

Share

استان كرمانشاه از مراكز مهم جامعه عشاير كشور محسوب مي شود. ساكنين اين استان از قديم، زندگي كوچ نشيني و عشايري همراه با دامداري داشته اند. مهم ترين عشاير و ايلات اين منطقه عبارتند از: ايل گوران، ايل سنجابي، ايل كلهر، ايل http://mihanma.persiangig.com/image/Kermanshah/ejtemaee&eghtesadi.jpgتركاشوند، ذوله، كمرند، بالوند يا زردبلان، ثلاث باباجاني، قبادي، جمير يا جمهور و بان زدره.
اقتصاد معيشتي ايل و عشاير استان به پرورش دام وابسته است و در عين حال؛ وجود مراتع غني در دامنه هاي زاگرس، داشتن استعداد هاي ويژه در زمينه آب و خاك آن را در رديف يكي از قطب مهم دامپروري و كشاورزي در سطح كشور قرار داده است.
همچنين وجود منابع آبي فراوان از جمله؛ رودخانه هاي دايمي، چشمه ها، آبگير ها و تالاب ها شرايط مناسبي جهت توسعه پرورش ماهي در استان ايجاد نموده است. از ديگر منابع اقتصادي استان زنبور داري و پرورش طيور است.
در بخش كشاورزي، استان كرمانشاه به علت داشتن شرايط خاص اقليمي و وجود خاك هاي زراعي مرغوب، آب فراوان، دشت هاي وسيع و دره هاي حاصلخيز و طولاني يكي از نواحي مستعد كشاورزي در كشور به شمار مي آيد كه امكانات بالقوه بسيار بالايي براي توسعه كشاورزي برخوردار است. از مهم ترين محصولات كشاورزي اين استان مي توان: گندم، جو، چغندر قند، برنج، صيفي، سبزي و ميوه هايي از قبيل: انار، بادامhttp://mihanma.persiangig.com/image/Kermanshah/ejtemaee&eghtesadi2.jpg، خرما، سيب، گردو و مركبات را نام برد.
استان كرمانشاه همچنين در بخش صنعت، فعاليت هاي چشمگيري دارد. واحد هاي صنعتي پالايشگاه نفت، نيرو گاه حرارتي بيستون، كارخانه نساجي غرب، پشم ريسي غرب، پشم بافي كشمير، كارخانه توليد انواع سيم و كابل برق، كارخانه رنگ سازي، كارخانه توليد نايلون، خوراك دام و طيور از جمله آن هاست. همچنين؛ پتروشيمي كرمانشاه، مجتمع شيميايي بيستون، باختر بيوشيمي و كيمياي غرب‌گستر، سيمان غرب، چيني كرد، كاشي بيستون و كاشي كرد از مهم‌ترين واحدهاي صنعتي استان است
از نظر ذخاير معدني نيز اين استان حائز اهميت مي‌باشد كه عمده‌ترين آنها عبارتند از آهن، سرب، گوگرد، آلوميت، كوارتزيت.

Share

بر اساس شواهد و مدارك باستان شناسي، استان كرمانشاه، جزو اولين زيستگاه هاي انسان و از مراكز مهم جمعيتي در زاگرس مياني، به شمار مي رود. تمامي ادوار زندگي انسان از دوره سنگي و دوره هاي تمدن پيش از تاريخ تا تشكيل حكومت هاي بزرگ، سير تحول خود را در اين محدوده طي كرده است. براساس مدارك موجود باستان شناسي، انسان هاي اوليه، حدود ۹ هزار سال پيش پس از ترك زندگي غارنشيني و روي آوردن به يك جا نشيني، اين منطقه را به عنوان محل سكونت خود انتخاب كرده و در آن جا ساكن شدند. بنابراين مي توان گفت؛ نخستين روستاي خاورميانه در دوران نوسنگي از سال ۹۸۰۰ ق. م تا ۷۴۰۰ ق. م، در اين منطقه شكل گرفته است.
پس از مهاجرت اقوام آريايي در هزاره سوم و چهارم ق. م، دامنه كوه هاي زاگرس اين منطقه به يكي از مراكز مهم تجاري و بازرگاني تبديل شد. بازرگانان اين منطقه با بازرگانان شوش و بين النهرين داد و ستد و تبادل كالا داشتند. اين مهاجرت تاريخي بعدها به مهاجرت «گوتي» يا «كاسي» مشهور شد.
ذكر طوايفي كه در زاگرس سكونت داشته اند در كتيبه هاي سارگن پادشاه اكد كه در سالهاي ۲۰۳۰ تا ۲۰۴۸ ق. م، بر جنوب بين النهرين حكومت داشت، آمده است. ساكنان اين منطقه شامل طوايفي به نام لولوبي، گوتي، منابي، نايري، آمادا، پارسوا هستند. لولوبي ها از اجداد لرهاي ايران هستند كه در گذشته در سرپل ذهاب و سليمانيه كردستان عراق كه بخشي از ايران محسوب مي شد، ساكن بودند.
در دوره ساساني، استان كرمانشاه بيش از هر دوره ديگري از اعتبار و رونق خاصي برخوردار بود. شهرياران ساساني به علت نزديكي اين منطقه به پايتخت آن ها يعني تيسفون ايام تابستان را در قصرهاي ييلاقي اين منطقه مي گذراندند. اين استان در گذشته به عنوان دومين پايتخت ساسانيان مورد توجه حكومت بود و همين باعث به جا ماندن آثار بسيار زياد و ارزشمندي در اين استان مانند طاق بستان، كتيبه بيستون و معبد آناهيتا شده است.
كرمانشاه در متون كهن پهلوي از جمله كارنامه اردشير بابكان كه مهم ترين سند پهلوي جهان است به نام «كردان شاه» آورده شده است. نام كرمانشاه يا كردان شاه را بهرام چهارم ساساني كه به مدت ۱۱ سال، حكومت ساساني را بر عهده داشت- از سال۳۸۸   تا ۳۹۹ ميلادي- بر اين منطقه گذاشته است. سيستم حكومتي ايران باستان به اين گونه بود كه تمامي شهرها پادشاهي از همان منطقه داشتند و همه اين پادشاهان زير نظر شاه شاهان كه شاهنشاه ناميده مي شده بودند. كتب باستاني ايران ساخت كرمانشاه را به طهمورث ديو بند نسبت داده است.
پس از حمله اعراب به ايران به فرماندهي سعد جرير در سال ۶۴۰ م، و فتح كرمانشاه، اين منطقه به كلي ويران و از جمعيت آن كاسته شد، درپي اين حملات مردم كرمانشاه به شهر دينور مهاجرت كردند و بعد از آن از اوايل قرن دوم هـ. ق، مردم كرمانشاه شهري در حاشيه رود قره سو ساختند و در زمان حكومت عباسيان به علت موقعيت استراتژيك خود يكي از چهار شهر مهم عراق عجم به حساب مي آمد.
كرمانشاه در دوره حكومت سلجوقي ها به طور رسمي كردستان ناميده شد. با حمله سپاه مغول به ايران در سال ۱۲۲۰ م، بار ديگر اين منطقه ويران شد و در زمان لشكركشي هلاكوخان به بغداد خسارات زيادي را متحمل شد.
در دوران صفويان و در زمان حكومت شاه صفي، جنگ هاي ميان دولت ايران و دولت عثماني با انعقاد قرارداد ذهاب در سال ۱۰۱۸ هـ. ش، پايان يافت و بدين ترتيب كرمانشاه از عصر شاه صفي تا پايان دوره صفويه دوراني از آرامش همراه با پيشرفت اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي را گذراند.
در عصر افشاريه؛ به دليل وجود توپخانه نادري در كرمانشاه اين شهر اهميت نظامي يافت و به جبهه جنگ نادر شاه با دولت عثماني تبديل شد.
در دوران زنديه، اين منطقه توسط، الله قلي خان زنگنه اداره مي شد ولي در پي مرگ كريم خان، وي به عنوان يكي از مدعيان قدرت، براي دستيابي به تاج و تخت باعث بروز جنگ و وارد آمدن خسارت هاي فراوان در منطقه شد.
دولت قاجار نيز خدماتي را براي كرمانشاه به ارمغان آوردند. فتحليشاه قاجار براي كوتاه كردن دست عثماني ها در سال ۱۱۸۴ هـ. ش، فرزند خود محمد علي ميرزاي دولتشاه را براي سركوب تجاوزهاي عثماني به حكومت كرمانشاهان منصوب كرد. در پي اين انتصاب، وي اين شهر را پايتخت خود قرار داد و بناهاي بسياري از جمله: ديوانخانه، حمام ها، مساجد و بسياري ديگر را ساخت. فرزند دولتشاه بستان السياحه،  ۲۵ سال حاكم كرمانشاه بود و در راه آباداني شهر كوشش نمود. بناي بازار مسقف فعلي و مسجد عمادالدوله يادگاري اوست.
كرمانشاه در جنگ جهاني اول و دوم به تصرف نيروهاي خارجي درآمد و پس از پايان جنگ تخليه شد. صدمات و خسارت هاي وارد شده به كرمانشاه و حتي كتيبه جهاني بيستون نشان دهنده ولي اين جريان؛ اهميت و موقعيت سوق الجيشي اين منطقه در آن دوره بوده است .
در سالهاي ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ با روي كار آمدن رضاشاه پهلوي حكومت مركزي توانست تا اندازه‌اي نفوذ و قدرت خود را در سراسر ايران تامين نمايد و به آباداني اين منطقه در اين دوره افزوده شد.
متأسفانه در طول مدت ۸ سال جنگ تحميلى عراق عليه ايران، بار ديگر اين استان متحمل خسارت‌هاى فراوانى گرديد. كه طى سال‌هاى بعد از جنگ مرمت و بازسازى شدند.

Share

 طاق بستان: محوطه تاريخي طاق بستان، در دامنه كوهي به همين نام و در كنار چشمه‌اي در شمال شرقي حاشيه كنوني شهر كرمانشاه قرار دارد. دراين محوطه، آثاري از دوره ساساني شاملسنگ‌نگاره اردشير دوم و دو ايوان سنگي به نام‌هاي ايوان كوچك و بزرگ وجود دارد. ايوان كوچك در سمت چپ سنگ‌نگاره ادشير دوم و ايوان بزرگ در سمت راست ايوان كوچك ديده مي‌شود.
ابن فقيه و ابن رسته اين مكان را «شبديز» و ياقوت حموي آن را « قصرشيرين» ناميده‌ است. همچنين حمدالله مستوفي آن‌ را «طاق وسطام» و عده‌اي ديگر آن را «طاق بهستون»، «طاق بيستون» و « تخت بستان» ناميده‌اند. اهالي محل نيز اين محوطه را با نام «طاق وسان» و «طاق بسان» مي‌شناسند؛ زيرا «سان» در لفظ محلي به معني سنگ است و «طاق وسان» يعني طاقي كه در سنگ كنده شده است.

 بناي بيستون: اين بناي تقريباً مستطيل شكل در جهت شرقي ـ غربي در شمال كاروان‌سراي صفوي بيستون و رو به روي فرهاد تراش، در زير جاده قديمي همدان‌ ـ كرمانشاه قرار دارد. اين بنا از دو بخش تشكيل شده است: بخش شرقي به ابعاد 80*85 متر، ديوارهاي پيراموني به عرض40/2 متر دارد. ورودي اين بنا در ضلع شرقي است. بخش غربي به ابعاد 55*44 متر، از طريق يك ورودي به بخش شرقي مرتبط مي‌شود. اين بخش در حقيقت حياط خلوت مجموعه را شكل مي‌دهد. نماي روكار ديوارهاي بنا به وسيله بلوك‌هاي سنگي تراشيده و قسمت داخلي ديوارها با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته است. در ديوارهاي بيروني اين بنا به فواصل معين، پشتبند‌هاي مستطيل شكلي به طول متوسط 10/3 متر ايجاد شده است. بر روي برخي از بلوك‌هاي سنگي اين بنا، نشانه‌هايي از حجاران ساساني ديده مي‌شود.  

 

  كاخ خسرو: در حاشيه شمالي شهر كنوني قصرشيرين و در نزديكي آتشكده چهار قابي، ويرانه‌هاي قصر خسرو پرويز ديده مي‌شود. اين بنا در جهت شرقي‌ ـ غربي و به ابعاد 98*285 متر بر روي مصطبه‌اي به ارتفاع هشت متر ساخته شده است. راه ورود به داخل بنا از طريق پلكان صورت مي‌گرفت. در قسمت شرقي بنا، تالار ستون‌دار مستطيل شكلي ديده مي‌شود و سقف آن به وسيله طاق‌هاي آجري پوشش داده شده است. در پشت اين تالار، اتاق گنبددار بزرگي قرار دارد و راه ورود به آن از طريق درگاهي كه در قسمت غربي تالار ايجاد شده است، صورت مي‌گيرد. در شمال و جنوب اتاق گنبددار، اتاق‌هاي مستطيل شكلي وجود دارد كه از طريق اتاق گنبددار قابل دسترسي بوده‌اند. هم‌چنين در پشت اتاق گنبددار، حياط مربع شكلي به ابعاد 27*27 متر با رواق ستون‌دار قرار دارد. اطراف اين حياط را اتاق‌هاي متعددي فرا گرفته است. در قسمت غربي حياط نيز ايواني ساخته شده است كه از طريق درگاهي به حياط ديگر كاخ منتهي مي‌شود. در اطراف اين حياط‌ ها نيز مجموعه اتاق‌ها و اصطبل‌ها قرار دارند. در قسمت شمالي تراس، چند خانه به صورت يك مجموعه ديده مي‌شود. 

طاق‌گرا: بناي مستطيل شكل طاق‌گرا به ابعاد  86/4*70/7 متر در گردنه پاتاق، بر سر راه كرمانشاه به سر پل ذهاب و در كنار راه باستاني سنگ‌فرش شده‌اي قرار دارد كه فلات ايران را به بين النهرين ارتباط مي‌داد. به علت تغيير مسير، اين راه و بناي طاق‌گرا اكنون در شيب‌هاي پايين جاده آسفالته قرار گرفته است.
از نظر معماري، بناي طاق‌گرا، فضاي ايوان مانندي است كه تماماً از سنگ ساخته شده است. ورودي آن به طرف جنوب و مشرف بر جاده سنگ‌فرش باستاني است و با بلوك‌هاي سنگي كه به صورت مكعب مستطيل تراشيده شده‌اند، ساخته شده است. مصالح داخلي ديوارها نيز از لاشه سنگ و ملاط گچ است. ديوارهاي بنا تا حدودي بلندتر ساخته شده‌اند تا بتوانند سقف طاق را كاملاً مسطح نمايند. در بالاترين بخش بر روي لبه بام بنا، يك رديف كنگره به ارتفاع نود و دو  سانتي‌متر قرار گرفته است. بنا بر اين ارتفاع بنا از سطح زمين تا بالاترين نقطه 7/11 متر است. همچنين عرض دهانه طاق 10/4 متر و عمق آن 10/3 متر است. ديوارهاي داخلي بنا با نقوش هندسي حجاري شده است. 

معبد آناهيتا: در مركز شهر كنگاور بر سر راه همدان به كرمانشاه قرار دارد. اين بنا بر روي تپه‌اي طبيعي با حداكثر ارتفاع سي و دو متر نسبت به سطح زمين‌هاي اطراف ساخته شده است. نقشه اين بنا چهار ضلعي، به ابعاد 209*224 متر و هر ضلع آن به شكل صفه‌اي به قطر هجده متر است. اين صفه‌ها با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده‌اند و نماي بيروني آن‌ها به وسيله سنگ‌هاي بزرگ تراشيده شده، به صورت خشكه‌چين پوشش داده شده است. در مواردي براي اتصال برخي از بلوك‌ها، از بست‌هاي آهني و سربي استفاده شده است. برخي از مورخيناين بنا را معبدي براي الهه آناهيتا دانسته‌اند. آناهيتا ايزد بانوي آب‌هاي روان، زيبايي، فراواني و بركت در دوران پيش از اسلام بوده است. برخي ديگر از محققين به تبعيت از نوشته‌هاي مورخين ايراني و عرب سده سوم هـ .ق به بعد، اين بنا را كاخي ناتمام براي خسروپرويز معرفي كرده‌اند. عده‌اي نيز زمان ساخت آن را به اواخر سده سوم و آغاز سده دوم ق.م و عده ديگر آن را به سده اول ق.م نسبت مي‌دهند. سيف‌الله كامبخش فرد ـ كاوش‌گر بنا ـ آن را به سه دوره هخامنشي، اشكاني و ساساني نسبت مي‌دهد و مسعود آذرنوش كاوش‌گر ديگر بنا، آن را كاخ ناتمامي از خسرو پرويز در اواخر دوره ساساني مي‌داند.

بناي تاريخي آناهيتا بر پشت صخره اي قرار گرفته است كه بلندترين نقطه آن 220 متر طول و 210متر عرض است وضخامنت ديوار محيطي آن به5/18 متر مي رسد.
 بر اساس شواهد و مدارك باستان شناسي، بر فراز ديوار اين بنا رديفي از ستونهاي سنگي بر پا بوده است كه آثار موجود در شمال غربي آن كمك موثري در شناسايي مشخصات بنا و در نتيجه مرمت آن نموده است.


ستونها داراي54/3 متر ارتفاع، شامل سر ستون، ميان ستون وپايه ستون هستند، و فاصله محوري اين ستونها نسبت به يكديگر 75/4 متر مي باشد. ورود به بنا به وسيله پلكان دوطرفه اي كه در جبهه جنوبي تعبيه  شده و قابل مقايسه با پلكان ورودي كاخ آپادانا در تخت جمشيد فارس است صورت مي گرفته ست. در ازاي هر پله 15/4 متر پهناي كف پله 32 سانتي متر و ميانگين ارتفاع پله ها 12 سانتيمتر است.در حال حاضر 26 سنگ پله، در جبهۀ شرقي وغربي بر جاي اصلي بر پا مانده است. سنگ پله هاي فر ريختۀ دو طرف، نشانگر آن است كه تعداد پله ها بمراتب بيشتر از 26 عدد مي باشد. و تا كنون تعدادي از اين سنگ پله ها شناسايي شده است. ادامة ديوار در شمال شرقي پلكان ديگري قرار دارد كه به تختگاه اوليه اين جبهه منتهي مي شود كه يكي از راههاي دسترسي به اين اثر تاريخي بوده است. در بخش مركزي معبد ديواري  محكم واستوار در جهت شرقي و غربي برپاشده كه داراي 94 متر طول و 9 متر ضخامت مي باشد. نماي آن گچ اندود است وگوشه هاي جنوب غربي و جنوب شرقي اين ديوار در جهت شمال ادامه داشته است. در پاي اين ديوار آبراهه اي بر روي صخره جهت خدايت آب جاسازي شده است.

 

معدن سنگ چل مران: سنگهاي به كار رفته  دربناي آناهيتا از معادن اطراف كنگاور كه فاصله اي نه چندان دوردارد استخراج مي شده است. معدن سنگ چل مران حدود 2 كيلومتري غرب كنگاور قرار دارد.
وجود سنگهاي نيمه تراش ميان ستون، سنگ نما، پايه ستون وديگر ستون وديگر عناصر سنگي نشان آز آماده سازي سنگهاي زبره تراش است كه پس از حمل در محل برپايي صيقل مي شده است. امروزه تعدادي از اين معادن كه در جهات مختلف معبد قرار دارد شناسايي شده است.
احداث اين بنا را به دوره اشكاني نسبت داده اند و از اين دوره آثاري شامل سفالينه، قبور ونوع تدفين بويژه سكه هاي مكشوفه در قبور به دست آمده است.

 آتشكده چهارقاپي: «چهار قاپو» يا «چهار قاپي» به معني «چهار در»، از جمله آتشكده‌هاي دوره ساساني در شهر مرزي قصرشيرين است. اين آتشكده از نوع آتشكده‌هايي است كه داراي دالان طواف بوده و به مرور زمان رواق آن فرو ريخته است و تنها در برخي از قسمت‌ها، آثاري از آن ديده مي‌شود. اين آتشكده اتاقي مربع شكل به ابعاد 25*25 متر است و سقفي گنبدي شكل به قطر شانزده متر داشت كه متأسفانه اكنون اثري از آن باقي نمانده است و تنها بقاياي گوشواره‌ها در چهار گوشه آن ديده مي‌شود. اين اتاق مربع شكل داراي چهار درگاه ورودي است كه به رواق اطراف فضاي مركزي منتهي مي‌شوند. در اطراف اين بنا مجموعه اتاق‌ها و فضاهايي وجود دارد كه بخش‌هايي از آن‌ در نتيجه كاوش‌هاي باستان‌شناختي سال‌هاي اخير شناسايي شده است. اين بنا با استفاده از مصالح محلي از قبيل لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده و گنبد آن آجري است.

Share

خانه معين‌الكتاب: اين خانه در محله قديمي «علاف‌خانه» شهر كرمانشاه قرار دارد. راه دسترسي به آن از طريق كوچه توكل و فيض مهدوي ميسر است. اين خانه از نوع خانه‌هاي درون‌گرا است و با عبور از هشتي به حياط بيروني و از طريق راهرويي دراز به حياط اندروني راه مي‌يابد. اين راهرو با زاويه نود درجه دو حياط را به هم متصل مي‌كند. به عبارتي امكان ديد مستقيم از حياط بيروني به حياط اندروني وجود ندارد. اندروني كه بخش اصلي بنا محسوب مي‌شود، به صورت حياط نسبتاً بزرگي به مساحت صد و پنجاه و چهار متر مربع است. بخش اندروني در سه طرف حياط داراي فضاهاي مسكوني است و در ضلع جنوبي كه اتاق ندارد، با طاق‌نماهايي تزيين شده است. در ضلع شمالي حياط، ميهمان‌خانه بزرگي وجود دارد. باني و مالك اين خانه ميرزا حسن خان مدني معروف به «معين‌الكتاب» است. ميرزا حسن خان از جمله آزادي‌خواهان صدر مشروطيت است و در كرمانشاه بيش‌تر او را به نام دبير اعظم مي‌شناسند.

خانه خواجه باروخ: اين خانه به شيوه درون‌گرا در بخش يهودي نشين محله قديمي فيض‌آباد شهر كرمانشاه ساخته شده است. اين خانه از طريق هشتي به حياط بيروني و از آن‌جا با عبور از دالاني سراسري به حياط اندروني راه دارد. در اطراف حياط اندروني مجموعه‌اي از اتاق‌هاي مسكوني قرار دارد. در نماي ايوان‌هاي اين بناي زيبا، ستون‌هاي آجري به كار رفته است كه داراي سرستون‌هاي آجري به صورت پله‌اي و مقرنسي است. اين خانه از معدود خانه‌هاي قاجاريه كرمانشاه است كه حمام دارد. اين خانه توسط خواجه باروخ يكي از تجار كليمي كرمانشاه در عصر ناصري ساخته شد و امروزه به نام خانه «رنده‌كشي» ـ آخرين مالك آن ـ معروف است.
از ديگر خانه‌هاي استان مي‌توان به خانه صمدي و خانه خديوي اشاره كرد.

Share

نقش برجسته آنوباني‌ني: در اين صحنه تصوير آنوباني‌ني پادشاه مقتدر لولوبي به حالت ايستاده در سمت راست حجاري شده است. آنوباني‌ني داراي ريش بلند و صورتي نيم رخ است و كلاه مدوري بر سر، گردن‌بندي بر گردن و كمربندي به كمر دارد. لباس او كوتاه و مطبق و كفش‌هايش از نوع سندل است. در دست راست وي سلاح و در دست چپش كماني ديده مي‌شود. در زير پاي آنوباني‌ني دشمن شكست خورده‌اي حجاري شده است. در مقابل شاه، الهه ني‌ني ايستاده است. او نيز كلاهي بلند و منگوله‌دار و پيراهني پشمي ـ تا مچ پا ـ بر تن دارد. الهه ني‌ني تيرداني پر از تير در پشت دارد و با دست راست حلقه سلطنتي را  به طرف آنوباني‌ني دراز كرده، در دست چپش سر طنابي با هشت اسير ديده مي‌شود. از اين هشت اسير دو نفر در قسمت بالاي نقش، پشت سر الهه ني‌ني و شش نفر ديگر در صف زيرين قرار دارند. اسيران همگي برهنه‌اند و دست‌هايشان از عقب بسته شده است.در بالاي نقش، در ميان سر شاه و الهه ني‌ني، دايره‌اي نقش شده كه داخل آن ستاره‌اي چهار پر قرار دارد. در زير پاي الهه و دو اسير پشت سر وي كتيبه‌اي به زبان اكدي بدين مضمون نوشته شده است:  « آنوباني‌ني پادشاه لولوبوم تصوير خويش و تصوير ني‌ني را بر كوه بادير نقش كرد. آن‌كس كه اين لوح را محو كند به نفرين و لعنت آنو، آنونوم، بل، بليت، رامان، ايشتار، سين و شمش گرفتار باد و نسل او بر باد رواد».


نقش برجسته هركول: اين نقش برجستة دوره اشكاني كه در سال 1337 ش به هنگام احداث جاده همدان ـ كرمانشاه شناسايي شد، مرد نيرومند كاملاً عرياني را نشان مي‌دهد كه در زير سايه درختي بر روي نقش شيري لم داده است. او به آرنج چپ تكيه داده و در دست چپ پياله‌اي دارد و آن را نزديك صورت خود نگه داشته است و دست راست خود را روي پاي راست قرار داده و پاي چپش را تكيه‌گاه پاي ديگرش كرده است.در پشت سر اين شخصيت، كتيبه و نقش‌هايي حجاري شده است. اين نقش‌ها شامل درختي است كه بر شاخه آن كمان‌دان و تيرداني آويزان است و در كنار درخت گرز مخروطي شكل گره‌داري نقش شده است. كتيبه به خط يوناني در هفت سطر بر روي لوحي ـ شبيه به شكل معابد يوناني (سنتوري شكل) ـ نوشته شده است. مضمون اين كتيبه چنين است:
« به سال 164 ماه پانه موي هركول فاتح درخشان به وسيله هياكنيتوس پسر پانتياخوس به سبب نجات كل امن فرمانده كل اين مراسم بر پا شد». 

 

نقش برجسته بلاش: در دامنه كوه بيستون و در قسمت شمال شرقي نقش برجسته گودرز، تخته سنگي به شكل چهار ضلعي نامنظمي ديده مي‌شود و در سه طرف آن نقوش حجاري شده قرار دارد. نقش مياني، «بلاش» شاه اشكاني را به حالت تمام رخ با گردن‌بندي بر گردن و كمربندي به كمر نشان مي‌دهد. لباس او از پايين به بالا تنگ و چسبان است و شلوار گشادي كه در قسمت مچ پا بسته شده، به تن دارد. اين شخص پياله‌اي در دست چپ گرفته و دست راست را به طرف آتش‌دان دراز كرده است.
بر روي اين آتش‌دان، كتيبه‌اي به خط پهلوي اشكاني نقر شده است در سمت چپ نقش بلاش، بر ضلع ديگر تخته سنگ، نقش ديگري ديده مي‌شود. بيننده تصور مي‌كند اين شخص در حال گام برداشتن به طرف شخص مياني است. اين شخص داراي لباسي شبيه شاه اشكاني است. وي دست راست را به طرف بالا گرفته و يك شيي در دست دارد. در سمت راست نقش مياني، سومين نقش حجاري شده است.

  

فرهاد تراش: اين صفحه به طول دويست و عرض سي متر در دامنه كوه بيستون، در فاصله سي‌صد متري جنوب نقش برجسته داريوش اول تراشيده شده است. در دامنه اين صفحه، سكويي قرار دارد. در جلوي اين سكوي خاكي ديواري به طول يك صد و پنجاه متر ايجاد شده است. اين ديوار با استفاده از بلوك‌هاي سنگي تراشيده و لاشه سنگ به همراه ملاط گچ ساخته شده است. بر روي برخي از اين بلوك‌هاي سنگي و نيز برخي از سنگ‌هاي پراكنده اطراف آن، علايم سنگ‌تراشان ساساني به اشكال مختلف نقش شده است. در دو طرف اين صفحه تراشيده، چند سكوي پله‌دار خشن در سنگ كنده شده است. اين سكوها براي نشستن به هنگام تراشيدن ديوار صفحه استفاده مي‌شد. بر روي اين صفحه تراشيده، اثر قلم‌هاي سنگ‌تراشان و همچنين گودي‌هاي مخصوص قرار دادن گوه‌هاي چوبي جهت برش سنگ‌ها به وضوح ديده مي‌شود. اگر چه اهالي محل معتقدند اين صفحه تراشيده اثر «فرهاد سنگ تراش» است كه از عشق شيرين ـ ملكه خسرو پرويزـ  كوه را به همان گونه كه فردوسي و نظامي گفته‌اند، تراشيده است؛ ولي شواهد باستان‌شناختي نشان مي‌دهد منظور از پرداختن اين صفحه، نوشتن و نماياندن يك واقعه تاريخي مهم بوده و اين صفحه توسط خسرو پرويز ـ شاه ساساني ـ  ايجاد شده است.

Share
  گوردخمه برناج: اين گوردخمه،در فاصله 14 كيلومتري بيستون به سمت سنقر ودر 500 متري جاده اصلي روستاي برناج واقع شده است.تنها گوردخمه منطقه است كه ورودي آن مربع شكل است.در اطراف ورودي يك قاب تزئيني ايجاد شده كه بخش پائيني آن به صورت زبان انسان تراشيده شده است. سقف گوردخمه طاق مانند است، به طوري كه اختلاف بخش هاي جلويي با انتهاي آن 40 سانتي متر است.
 
   
  گوردخمه دكان داود: در سه كيلومتري شهرستان سر پل ذهاب به طرف كرمانشاه، و در ابتداي جاده انزل در منتهي اليه قبرستان، بر سينه كوه گوردخمه عظيمي ايجاد شده است.قسمت بيروني گوردخمه به صورت كفش كن استو. در ابتداي آن دو ستون قرار داشته كه ظاهرا" به واسطه فشاري كه از ناحيه بالا بر آن آمده شكسته واز بين رفته است.    
   گوردخمه سان رستم: به تخته سنگ بزرگي گفته مي شود كه در 64 كيلومتري جنوب كرمانشاه و در منطقه جلالوند و حدود 10 كيلومتري روستاي بوژان قرار دارد.بين دوكوه در حاشيه رودخانه جزمان قرار گرفته است. داراي يك ورودي مستطيل شكل است كه رو به شمال باز شده و مقابل جاده قرار دارد.      
 
 
 گوردخمه اسحاق وند: اين گوردخمه ها كه متشكل از سه گوردخمه هم جواراست، از زيباترين اماكن تاريخي استان كرمانشاه به حساب مي آيند.گوردخمه سمت راست نسبت به بقيه در سطح بالاتري ايجاد شده و دسترسي به آن مشكل است، هم چنين ورودي آن تنگ تر از اطاقكي است كه در پشت آن قرار دارد. گوردخمه مياني نسبت به گوردخمه سمت راست حجم كمتري داشته  گوردخمه سمت چپ نيز به لحاظ سبك كار وابعاد شباهت زيادي به گوردخمه مياني دارد.به نظر مي رسد گوردخمه سمت راست محل قرار دادن جسد بوده وبا توجه به حجم كمتر، دو مورد مركزي و سمت چپ به صورت استودان مورد استفاده قرار مي گرفته اند.

 

Share

غار مرخرل: اين غار در دامنه كوه بيستون، در فاصله پانصد متري از خانه‌هاي مسكوني قرار دارد. اين غار با طول بيست و هفت متر بر دشت بيستون مشرف است. در سال 1965 م اين غار توسط فيليپ اسميت مورد حفاري قرار گرفت. آثار به دست آمده از اين غار به ترتيب قدمت عبارتند از:
ـ تراشنده‌ها و تيغه‌هاي ضخيم دوره مياني پارينه جديد (چهل هزار سال پيش).
ـ قلم‌هاي حكاكي، تراشنده‌ها و تيغه‌هاي كول‌دار دوره زيرين پارينه سنگي جديد.
ـ ريز تيغه مربوط به دوره فرا پارينه سنگي.
آثار بالاي اين لايه معرف دوران‌هاي نو سنگي بدون سفال و نوسنگي با سفال بود. آثار دوره نو سنگي با سفال، شامل سفال خشن با خميره مايه كاه خرد شده است كه به سفال پوك شهرت دارد.از پنجاه و شش نمونه استخوان حيوان به دست آمده از اين غار،‌ دويست و چهل عدد متعلق به بز و گوسفند بود. اين امر نشان مي‌دهد زاگرس مركزي يكي از مراكز اوليه اهلي شدن اين دو حيوان بوده است. جديدترين آثار مكشوفه از غار مرخرل متعلق به دوره ساساني است.
غار شكارچيان: اين غار در دامنه كوه بيستون و به فاصله كمي از مجسمه هركول قرار دارد. در حفاري‌هايي كه در سال 1949 م در اين غار صورت گرفت، در حدود بيست و دو هزار شي شامل سفال، ابزار سنگي و قطعات استخوان حيواناتي چون گوزن، غزال، گاو وحشي، پلنگ، شغال، گراز، روباه قرمز و بخشي از استخوان ساعد انسان نئاندرتال به دست آمد.دو قطعه از سفال‌هاي مكشوفه متعلق به دوره آشوري و بقيه از نوع سفال‌هاي هخامنشي بودند. هم‌چنين ابزارهاي سنگي از نوع تيغه‌هاي سنگي دوره پارينه سنگي جديد به عبارتي در حدود چهل هزار سال پيش است.
غار مردودر: اين غار در دامنه كوه بيستون و در قسمت شمال شرقي غار شكارچيان قرار دارد. اين غار بيست متر عمق و در حدود يك صد و هفتاد متر مربع وسعت دارد. ارتفاع سقف غار نيز بين يك تا سه متر است. غار مردودر داراي دو دهانه است. دهانه اصلي در جهت جنوب ـ جنوب غربي، مشرف بر دره‌اي پر شيب و كم عرض است و به پرتگاهي منتهي مي‌شود. دهانه ديگر غار در جهت شرق ـ جنوب شرقي، مشرف به راهي است كه به غارهاي مرآفتاب و مرتاريك منتهي مي‌شود.
 ابزارهاي شناسايي شده از اين غار عبارتند از: ابزارهاي روتوش شده، سنگ مادر، خراشنده‌هاي جانبي و خراشنده‌هاي متقارب، تراشنده‌هاي كنگره‌دار، تراشنده‌هاي دندانه‌دار و سوراخ كننده‌ها. ابزارهاي به دست آمده از اين غار مربوط به دوره موستري و زارزي است.

 غار مرتاريك: اين غار در دامنه كوه بيستون و در قسمت شمال غربي غار مرخرل قرار دارد. اين غار بيست و پنج متر عمق و در حدود هشتاد مترمربع وسعت دارد. اين غار به صورت دالان دراز و كم عرضي است كه در انتها به محوطه‌اي نسبتاً بازتر منتهي مي‌شود. دهانه غار به سمت جنوب شرقي است.اشياي شناسايي شده از اين غار كه بيش‌تر در قسمت انتهايي غار به دست آمده‌اند، مصنوعات سنگي بيش‌تر شامل سنگ‌هاي مادر، خراشنده‌ها، سوراخ‌كننده‌ها، اسكنه، ابزارهاي كنگره‌دار و دندانه‌دار است. ابزارهاي سنگي به دست آمده از اين غار نيز متعلق به دوره موستري است.
غار مرآفتاب: اين غار در دامنه كوه بيستون و در حد فاصل غارهاي مرتاريك و مردودر قرار دارد. غار مرآفتاب بيست و شش متر طول دارد و دهانه آن به سمت شمال شرقي است. مساحت غار صد و شصت متر و دهانه آن حدود شش متر ارتفاع دارد و به تدريج از ارتفاع آن كاسته مي‌شود. سنگ‌هاي شناسايي شده از اين غار «چرت» و «ژاسب» است و بيش‌تر به صورت تراش‌هاي ساده، تراش‌هاي وازده و سنگ مادر ديده مي‌شود. ابزارهاي سنگي ساخته شده، شامل خراشنده‌ها و سوراخ‌كننده‌ها است. علاوه بر مصنوعات سنگي، در كف غار نيز ابزاري از جنس استخوان به دست آمده كه به شكل مثلث است. در بخش تحتاني اين ابزار سه سوراخ وجود دارد. يكي از اين سوراخ‌ها بر لبه جانبي ابزار است.
متأسفانه كاربرد اين قطعه استخوان مشخص نيست. ابزارهاي سنگي شناسايي شده از اين غار نيز متعلق به دوره موستري است.
غار (پناه‌گاه سنگي) ورواسي: اين پناه‌گاه سنگي در يازده كيلومتري شمال شرقي كرمانشاه، در دامنه كوه «ماسي» و در دره معروف به  «تنگ كنشت » قرار دارد. اين پناه‌گاه در سال 1960 م مورد گمانه‌زني قرار گرفت. آثار به دست آمده از اين گمانه به ترتيب قدمت از قديم به جديد عبارتند از:
ـ تراشنده‌ها و سرپيكان‌هاي دندانه‌دار دوره مياني پارينه سنگي جديد.
ـ قلم‌هاي حكاكي، تراشنده‌ها، تيغه‌هاي روتوش شده و سرپيكان‌هاي دوره زيرين پارينه سنگي جديد.
ـ سنگ‌هاي مادر، ريز تيغه‌ها، چكش، قلم حكاكي، سوراخ‌كن‌هاي دوره فرا پارينه سنگي.
بنا به تحقيقات انجام شده اين پناه‌گاه سنگي محل مناسبي براي استقرار موقت شكارچيان بود. بقاياي حيواني مكشوفه نيز اين امر را تأييد مي‌كند. در ميان استخوان‌هاي حيواناتي كه آزمايش شده‌اند، تعداد زيادي بقاياي استخوان حيوانات شكاري مانند گورخر، بزكوهي، بز و گوسفند اهلي نشده، گراز وحشي و كفتار وجود داشت. علاوه بر آن مقداري استخوان جوندگان كوچك جثه مانند موش كور و خرگوش نيز در ميان بقاياي استخواني مشاهده شد.

Share

تپه آسياب: اين محوطه تاريخي در پنج كيلومتري شرق كرمانشاه، مشرف بر رودخانه قره سو قرار دارد. در نتيجه گمانه‌زني در اين تپه، بخشي از يك كلبه مسكوني بيضي شكل به قطر ده متر شناسايي شد كه نيمي از آن در داخل زمين حفر شده بود.سنگ‌ساب، مهره‌هاي سنگي، قسمتي از دست‌بند مرمري و قطعاتي از پيكرك‌هاي گلي نيز به دست آمده است. در ميان پيكرك‌ها، پلاك‌هايي با صورت انساني ديده مي‌شود. كاوش‌گران تاريخ آثار مكشوفه از اين تپه را بين نه تا يازده هزار سال پيش نسبت مي‌دهند.

تپه سراب: اين تپه به صورت برجستگي كوچكي در حاشيه شرقي شهر كرمانشاه، در داخل زمين‌هاي زراعي روستاي «ده پهن» قرار دارد.مشهورترين پيكرك انساني به دست آمده از اين تپه، پيكرك مشهور به «ونوس سراب» است كه شهرت جهاني دارد و در موزه ايران باستان نگه‌داري مي‌شود. مقدار زيادي قطعات ظروف سفالي به دست آمده است كه به سه گروه تقسيم مي‌شوند: سفال با نقش بچه قورباغه، سفال هندسي، سفال با نقوش خطي. از آنجا كه تعداد قابل‌ توجهي از بقاياي استخوان حيوانات متعلق به بز است، كاوش‌گران معتقدند ساكنان سراب، بز را اهلي كرده‌اند.

تپه چغاگاوانه: با ارتفاع بيست و پنج متر در مركز شهر اسلام‌آباد قرار دارد. بخش زيادي از اين تپه به خاطر توسعه شهري از بين رفته و تنها در حدود ده هزار مترمربع آن باقي مانده است. اين بنا شامل مجموعه‌اي از اتاق‌ها است كه احتمالاً بخش شرقي آن محل سكونت حاكم و بخش مركزي براي كارهاي اداري و صنعتي بوده است. در داخل برخي از اتاق‌ها، كوره‌هاي سفالگري شناسايي شد. دريكي از اتاقها مجسمه سفالين حيواني شبيه گرگ و مجسمه سفالين كوچك ديگري كه احتمالاً «الهه كريشا» را نشان مي‌دهد، به دست آمد. 

Share
X