برای مشاهده مشخصات هر استان بر روی ناحیه مربوط به آن در نقشه کلیک کنید

معرفی وبلاگ
تـنـیـده یـاد تـو در تــار و پــودم مـیـهـن ای مـیـهــن/ بـود لـبـریـز از عـشـقـت وجـودم میهن ای میهن/... *ضمن تشکر از بازدید شما کاربر گرامی، امید است توانسته باشیم ذره ای از زیباییهای تمام نشدنی میهن عزیزمان ایران را در این وبلاگ نشان دهیم. راهنمایی های شما بزرگواران، چراغ هدایتگر ما خواهد بود.*
صفحه ها
دسته بندی موضوعی
آرشیو
لینک دوستان
سایت های منبع و مرتبط
لوگوها











كد لوگوي میهن ما

ابزارها و برنامه ها






Google

در وبلاگ میهن ما
در كل اينترنت

تماس با ما

آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1777475
تعداد نوشته ها : 4405
تعداد نظرات : 151

PageRank Checking Icon

آذربایجان شرقی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
آذربایجان غربی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
اردبیل
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
اصفهان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
ایلام
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
بوشهر
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
تهران
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
چهارمحال و بختیاری
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خراسان جنوبی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خراسان رضوی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خراسان شمالی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خوزستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
زنجان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
سمنان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
سیستان و بلوچستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
فارس
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
قزوین
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
قم
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کردستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کرمان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کرمانشاه
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کهکیلویه و بویراحمد
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
گلستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
گیلان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
لرستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
مازندران
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
مرکزی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
هرمزگان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
همدان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
یزد
پخش زنده از وبلاگ میهن ما

ابزار هدایت به بالای صفحه

اسلایدر


مترجم سایت


http://mihanma.persiangig.com/image/Mazandaran/Mazandaran.jpg

Share

http://mihanma.persiangig.com/image/Mazandaran/mazandaran_map.jpg

استان مازندران با 24091 كيلو متر مربع مساحت و 2602008 نفر جمعيت از استان‌هاي سرسبز شمال فلات ايران است و در كرانه درياي مازندران قرار دارد. اين استان در غرب استان گرگان و مشرق استان گيلان مي‌باشد و از جنوب با استان‌هاي سمنان، تهران، قزوين هم مرز است. درياي مازندران نيز مرز شمالي اين استان را كاملاً دربر گرفته‌است.
تعداد 15 شهرستان، 36 شهر، 38 بخش و 104 دهستان در مازندران وجود دارد كه 43 درصد از شهرها در طول نوار ساحلي واقع شده‌اند.  مازندران تنها استاني است كه با سه محور هراز، كندوان و سوادكوه با مركز كشور مرتبط مي‌باشد و چهار فرودگاه دشت ناز ساري، نوشهر، بيشه‌كلا بابلسر و رامسر ارتباط هوايي آن را با بقيه نقاط برقرار ساخته و راه آهن شمال يكي از شعبه‌هاي اصلي راه آهن سراسري نيز از آن عبور مي‌كند. علاوه بر آن جاده ساحلي از رامسر تا بابلسر به طول 220 كيلومتر با فاصله 10 تا 300 متر از كنار دريا مي‌گذرد. استان مازندران با حدود 24 هزار كيلومتر مربع مساحت بين 47 دقيقه تا 38 درجه و 5 دقيقه عرض شمالي و 50 درجه و 34 دقيقه تا 56 درجه و 14 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است.
براساس آخرين تقسيمات كشوري اين استان درحال حاضر با مركزيت ساري داراي 16 شهرستان به نام‌هاي آمل، بابل، بابلسر، بهشهر، تنكابن، چالوس، رامسر، سوادكوه، قائمشهر، محمودآباد، نكا، نور، نوشهر، جويبار و گلوگاه است و داراي51 شهر،44 بخش، 113 دهستان و 3697  آبادي مي‌باشد.  

Share
از نظر كشاورزي، مازندران يكي از مناطق مهم اقتصادي كشور به حساب مي آيد. در حدود350000هكتار از كل مساحت استان، زير كشت برنج، پنبه، گندم، جو، دانه هاي روغني، مركبات و چاي قرار دارد. برنج از محصولات مهم كشاورزي استان مازندران است. برنج از خانواده غلات بوده و خواستگاه اصلي آن آسياي موسمي مي باشد كه به وسيله اعراب به كشورهاي خاورميانه انتقال يافته است.
از ديگر محصولات مهم استان مازندران، دانه هاي روغني است كه شامل سويا(لوبياي روغني)، آفتابگردان و كنجد مي باشد. همچنين از ذرت و تخم پنبه نيز در روغن كشي بهره برداري مي شود.كشت چاي، باغداري، پرورش دام و طيور، ماهيگيري، نيز در بين مشاغل مختلف وجود دارد و چرخ اقتصاد و صنعت مازندران را مي چرخاند.
معادن گوناگوني از قبيل زغال سنگ، فلورين،سرب، باريت، سنگ آهك و مرمريت، سنگ گچ، معدن پوكه، سيليس نيز در استان مازندران وجود دارد.
صنايع نساجي- صنايع ماشيني- صنايع غذايي- صنايع ساختماني نيز در مازندران فعاليت هاي خوبي را دارند كه بعضي از آنها همچون صنايع نساجي مازندران،و در صنايع غذايي، كاله آمل و روغن غنچه صادرات جهاني دارند.
   
Share

مطالعات باستان شناسي در غارهاي كمربند و هوتو در بهشهر، زيست انساني در مازندران را  به  حدود ۹۵۰۰ پيش از  ميلاد مي رساند. مازندران كنوني  بخشي از سرزمين  گسترده تري است كه در متون تاريخ از آن با نام   ‹‹فراشوراگر›› و ‹‹پتيسخوارگر›› ياد كرده اند. محققان، مازندران و گيلان را به سبب همجواري و نيز به سبب اوضاع طبيعي و جغرافيايي مشابه، عموماً با هم نام مي برند و همه مناطقي كه در جنوب درياي مازندران و ميان آذربايجان و خراسان قرار دارند را يك ناحيه مي دانند. از اين حدود در زمان هخامنشيان در كتيبه بيستون نام ‹‹ پتشواريش ››ضبط شده است. طبري ها و مردم تيره هاي ساكن اين ناحيه همواره به عنوان بهترين تير اندازان، كمان داران، فلاخن اندازان، شمشيرزنان و زوبين اندازان در جنگ هاي شاهان هخامنشي با دولت هاي ديگر معرفي مي شوند. استرابن جغرافيا نويس يوناني اين محدوده را به صورت ‹‹پرخواترس ›› نام مي برد. طبري ها (وساير تيره ها ) در جنگ داريوش سوم با اسكندر مقدوني در‹‹ گوگمل ›› حضور چشمگيري داشتند و مسئول نگاهباني شاهنشاه و خاندان او بودند. همينطور اسكندر فاتح ايران نتوانست از طريق جنگ طبرستان را تسخير كند. طبرستان به علت وضعيت خاص اقليمي از ايام باستان جايگاه و پايگاه اقوام خانواده هاي حاكم مختلف بود. نخستين كسي كه در نوشته هاي مورخان به عنوان حاكم شهرستان طبرستان از او ياد شده اتو فردات يا فرهاد پارتر است. طبرستان به علت نزديكي با سرزمين و دولت پارت تا انقراض اشكانيان عملاً زير استيلاي دولت اشكاني قرار داشت.
واژه مازندران كه از نظر جغرافيايي بخش بزرگي از طبرستان بوده است، در حوالي سده هفتم هـ . ق جانشين نام طبرستان شد. سلسله هاي مشهوري كه سرزمين مازندران را در اختيار داشتند، آل قارن ۵۰ سال قبل از هجرت تا ۲۲۴ هـ .ق، شامل سلسله گاوباره، پادوسپانان، باونداسپهبدان، آل وشمگير يا آل زيار، اسپهبدان باوند مهمترين آنها بوده اند. طاهريان، صفاريان، سامانيان، غزنويان، تيموريان، صفويان و سلسله قاجار نيز اين منطقه را به عنوان ايالتي از ايران در اختيار داشتند. تاريخ نويسان، يكي از افتخارات مهم مازندران را پذيرش مذهب شيعه بدون قدرت شمشير مي دانند. سادات حسني و حسيني از راه تبليغ دين و مذاهب تشيع توانستند در بين طبقات مردم اين سامان نفوذ و حاكميت داشته باشند كه مهمترين آنها حسن بن زيد(داعي كبير)، ناصر كبير(ناصر الحق) و مير قوام الدين مرعشي(ميربزرگ) در آمل و سادات مرتضايي افراد شاخص آنها مي باشند. در قرن دوم هجري نيز نمايندگان خلفاي اسلامي در اين منطقه حكمروايي مي كردند.

Share

 بقعه‌ميرحيدرآملي

  • آمل : آرامگاه ناصرالحق ، آثاره راه‌باستاني هراز ، آثار تاريخي دشت دژمال ، امامزاده عبدامناف ، امامزداده محمد قريشي ، امامزداه عباس شهنه‌كلا ، بازار قديم آمل ، برج قديمي اميري ، بقعه شمس طبرسي ، بقعه ميربزرگ ، بقعه شمس آل رسول يا آتشكده ، بقعه ميرحيدر آملي ، پل دوازده چشمه ، پل پلور به لار ، پل فلزي معلق ، دخمه سنگي كافر كلي در رينه ، راه باستاني تنگه بند بريده و تصوير حجاري شده ناصرالدين شاه و يارانش بر روي سنگ ، حمام شاه عباس ، ساختمان دارايي ، غار باستاني آب اسك ، غار باستاني پلمون ، قدمگاه خضر ، قلعه كهرود ، قلعه دختر پلور ، قلعه ملك بهمن ۱ ، قلعه ملك‌بهمن شاهندشت ، كاروانسراي سنگي و كوهستاني پلور ، كاروانسراي گمبرج ، مسجد جامع ، مسجد امام حسن‌عسگري ، نقشه برجسته شكل سياه ،

 

 كاخ-بابل.

  • بابل : آرامگاه درويش فخرالدين ، آرامگاه درويش علم بازي ، امام زاده محمد مشهد سرا ، بازار ماهي فروشان ، برج ديدباني كاخ بابل ، بقعه امام زاده قاسم ، بقعه آمام زاده عبداله (ع) ، بقعه سلطان محمد طاهر ، بناي طاهر مطهر ، بناي هفت در بابل ، پل محمد حسن خان ، تپه بنگر كلا ، تپه قلعه كتي احمد ، تپه كوتر دين ، تپه كپور چال ، تپه عيسي كتي ، تپه دينه سرپايين رمنت ، تكيه پير علم ، تكيه روستاي مقري كلا ، حمام قديمي ميرزا يوسف ، ساختمان شهرباني ، موزه بابل ، ساختمان پست ، سقاخانه شياده ، قلعه كتي ابوالحسن كلا ، كاخ شاپور ، گنبد سرست ، مجموعه بناهاي نجفي ، مسجد جامع ، مسجد چهر سوق بابل ، مقبره امام زاده علي ، مقبره حاج شيخ موسي

 

 كاخ‌صفي‌آباد

  • بهشهر : كاخ صفي آباد ، كاخ چشمه عمارت ، بناي تاريخي چشمه عمارت ، غار تاريخي هوتو ، غار تاريخي كمربند ، غار تاريخي كميشان ، درياچه عباس آباد ، جزيره بارعام عباس آباد ، باغ هاي تاريخي عباس آباد بهشهر ، تپه همايون ، كاخ عباس آباد ، تپه تاريخي گوهر تپه ، آتشكده كوسان ، قلعه شاه نشين در روستاي آسيابسر ، بقعه امير كمال الدين ، بقعه امير جمال الدين در روستاي آسياب بسر ، قلعه پلنگان ، خانه احمدعلي خان هزار جريبي ، خانه قديمي كاردلي در روستاي رستم كلا ، مجموعه عمارت افغان نژاد در روستاي قره تپه ، عمارت سيامي در روستاي گرجي محله ، پل سيكا

 

 قلعه‌تاريخي‌تنكا

  • تنكابن : امام زاده درويش ماهرو ، امام زاده ايوب پيغمبر ، امام زاده ابوالقاسم تنكابن ، امام زاده سيد ابوالحسن المويد باله ، امام زاده قاسم ، بقعه سيد ابوجعفر ثانوي ، پل آجري قلعه گردن ، پل لپاسر ، پل حسن كلايه ، پل چشمه كيله ، راه مالرو تنكابن ، ساختمان شهرباني تنكابن ، ساختمان ژاندارمري ، ساختمان حاج خليلي ، قلعه نوشاه ، قلعه كتي ، قلعه هاله كله ، قلعه بهكله ، قلعه سياورز خرم آباد تنكابن ، قلعه رودپشت ، قلعه لشكرك ، قلعه هلوكله ، قلعه تنكا 

 

 چايخوران.

 

  • چالوس : امام زاده زكريا ، امام زاده حقاني ، استراحتگاه رضا خاني ، بقعه امام زاده فضل ، بقعه امام زاده فاضل ، بقعه سيد محمد ، بناي نهارخوران كندوان ، پل زغال ، پل فلزي چالوس ، تونل سنگي ، تونل كندوان ، راه سنگ فرش ، عمارت شاه چشمه ، كاروانسراي سنگي پاي قله كندوان ، كاروانسراي سر قله كندوان ، كاخ اجابيت ، كاخ چايخوران ، مجموعه بناهاي ديواني كلاردشت ، هتل نيمه تمام دوره پهلوي

 

 

 كاخ-مرمر

  • رامسر : غار تاريخي گرگر لوكا ، غار تاريخي ياغي لوكا ، غار تاريخي شب پره چال ، قلعه شاه نشين در كوه قلعه بند ، قلعه تاريخي گرسماسر ، قلعه ماركوه ، كاخ مرمر رامسر ، مسجد آدينه ، موزه تماشاگه خزر ، هتل قديمي رامسر

 

 

 

 

 

 

 برج‌رسكت

  • ساري : آب انبار ميرزا مهدي ، آب انبار نو ، امام زاده عباس ، امام زاده جبار ، امام زاده شاهزاده حسين ، برج رسكت ، برج سلطان زين العابدين عمارت كهنه باغ شاه ، عمارت نو باغ شاه ، مسجد حاج مصطفي خان ، عمارت كلبادي ، حمام وزيري ، دروازه بارفروش ، دروازه گرگان ، دروازه فرح آباد ، دروازه نو باغ شاه ، مجموعه تاريخي فرح آباد ، بناي امام زاده يحيي ، امام زاده صالح مرز رود

 

 

 

 تپه‌گردكوه

  • قائم شهر : آستانه امام زاده مهدي ، آرامگاه شيخ طبرسي ، امام زاده اسماعيل ، امام زاده يوسف رضا ، امام زاده يحيي ، امام زاده موسي در وسطي كلا ، امام زاده صالح و امام زاده محمد در كوچك سرا ، امام زاده سيد ابوصالح ، برج آرامگاهي سيد محمد زرين نوايي ، بقعه سيد نظام الدين ، تپه باستاني قلعه كش ، تپه امام زاده كتي ، تپه گردكوه ، تپه يوزباشي ، تپه افراكتي ، تپه باستاني پريجا ، تپه طالقان ، پل افراكتي ، پل آجري بالا تجن ، پل آجري خرما كلا ، پي قديمي بالا رستم ، حمام بورخيل ارطه ، سقانفار ريكنده ، سقانفار سيد ابو صالح ، ساختمان شهرداري

 

 غار-كميشان

  • نكا : امام زاده پنج تن امام ، امام زاده عبداله اطرب ، امام زاده يحيي سيكا ، امام زاده ابراهيم ، امام زاده قاسم ، امام زاده شاهرضا لائي ، تپه تاريخي نارنج باغ ، پل آهني رودخانه نكا ، غار تاريخي كميشان

 

 

 

 

 

 

 

 روستاي-كالج

  • نور : امام زاده ابوطالب دونكوه ، امام زاده طاهر مطهر كالج ، امام زاده سبز علي شهر كلا ، امام زاده صالح سوردار ، امام زاده رضا كيا سلطان ناتل ، امام زاده يوسف عباسا ، امام زاده سيده خانم كپ سطي ، قلعه پولاد بلده ، خانه نيما يوشيج ، بقعه سلطان احمد بلده ، قلعه كجور ، روستاي تاريخي كالج ، بقعه آقا ساه بالو زاهد

 

 

 

 

 موزه‌كندلوس

  • نوشهر : امام زاده محمد در جاده نيرنگ نوشهر ، امام زاده حمزه رضا در كشك سرا ، امام زاده سيد علي كيا سلطان ، بازار روز نوشهر ، موزه كندلوس

 

Share

 

 درياچه-سدلار

آمل : آبشار ملك بهمن در جاه هراز، آبشار شاهان دشت، آبشار يخي، آبشار آلامل، آبشار پرومد، آبشار شيخ علي خان، آبشار سنگ دركا، آبشار قلعه دختر، آبشار آب مراد لاسم، آبشار انگمار لاسم، آبشار دو كوهك، آبشار پلاس، آبشار تميره منطقه اميري، آب گرم لاريجان، آب گرم بايجان، آب گرم اسك، دره گل زرد، دره منظريه، دره استله سر جاده هراز، درياچه سد لار، درياچه دربوك، دشت دژمال اميري، دشت باقي مانده از درياچه دريوك، حاشيه رود كم كلا، حاشيه رود پنجاب، حاشيه رود لاسم، چشمه آب معدني استراباكو قلابن، چشمه آب معدني پرسم آمولو، چشمه آب معدني گرو كلرد، چشمه آب معدني گرم رود، چشمه آب معدني بليران، چشمه هاي آب سرد آبشار فصلي اسپه اره كرسنگ، غار اسك، غار ديو سفيد، غار سياه پور اميدي، غار گل زرد پلور، منطقه ييلاقي لاسم، منطقه ييلاقي چلاو، منطقه ييلاقي لاريجان

 

 جنگل‌لفور

 

 

بابل : آبشار تيركن، آبشار هفت آبشار، آبشار كيمون، آب گرم آرزو، سواحل درياي خزر، درياچه كامي كلا، درياچه آب بندان رمنت، جنگل لفور، جنگل شياده، جنگل بابل كنار، جنگل بزچفت، حاشيه رودخانه باب رود، حاشيه رودخانه آقا رود، حاشيه رودخانه سجاد رود، منطقه ييلاقي شيخ موسي، منطقه ييلاقي فيل بند، منطقه ييلاقي شالينگچال، منطقه ييلاقي ورزنه

 

 روستاي‌پركلا

 

 

 

بهشهر : آبشار اسپه او، آبشار سمبي در روستاي يخكش، آبشار سنگ نو، استخر طبيعي روستاي كلا، پارك جنگلي پاسند رز، تالاب ميانكاله، چشمه كينوا، چشمه توسكا، چشمه عبدالهي، ساحل گلوگاه در بهشهر، سواحل درياي زاغ مرز، طبيعت روستاي پركلا، منطقه شكار ممنوع و پارك ملي پابنداز، منطقه شكار ممنوع هزار جريب

 

 قله‌سيالان

 

تنكابن : آبشار فرهاد جوي، آبشار بن چشمه، آبشار ماهي وزان، آب گرم معدني فلك ده، آب گرم سه هزار معروف به گرماي حضرت سليمان، پارك ملي خشكه داران، پارك سي سرا در سلمان شهر، پارك جنگلي چال دره، درياچه بلور، درياچه هزار كوه، دشت درياسر، چشمه آب معدني شلفت ، چشمه كيله سه هزار ، چشمه ولگ ميال، چشمه ديوخاني، چشمه كاركوه، شكارگاه نرگس كوه، شكارگاه نوار كوه، شكارگاه اكر، شكارگاه پيله كوه، طبيعت دوهزار تنكابن، طبيعت منطقه فرهاد جوي، طبيعت دامنه كوه بلور يا شاه سفيد كوه، غار دانيال، قله سيالان، قله مازوچال، قله شاه رشيد، منطقه ييلاقي سه هزار، منطقه ييلاقي سه هزار، منطقه ييلاقي نوشا

 

 درياچه‌ولشت

  

چالوس : آبشار اكاپل، آبشار هريجان، آبشار بارينگنون، آب گرم معدني پيش ترك در روستاي رودبارك، آب گرم معدني داريو در روستاي برار، آب گرم كندوا در روستاي آنگوران، آب گرم لله جار، آب گرم روستاي دلير در كلاردشت، بلوار دريا در چالوس، بوستان جنگلي فين، پارك جنگلي چالوس، پار جنگلي نمك آبرود، پارك شهداي غرب مازندران، درياچه ولشت، درياچه سد دريوك، حاشيه نهر ملك جوب، حاشيه رودخانه چالوس، حاشيه رودخانه سرد آب رود، طبيعت روستاي رودبارك در كلاردشت، طبيعت دهستان كوهستان، طبيعت منطقه كلاردشت، غار يخ مراد، غار ديو كولي، غار ديو غار، قله علم كوه، قله تخت سليمان، مرداب كندوچال

 

 جواهرده

 

 

رامسر : آبشار ازارك در سنگ پشته، آبشار هيسيان، آبشار چاردر، آبشار خشكا، آبشار لج و ميج، آبشار ريزش براز، آبشار راشمه، آبشار احسينه، آب گرم هاي معدني رامسر، آب معدني چشمه سادات محله در منطقه سخته سر، بوستان جنگلي صفا رود، دامنه كوه قلعه بند، دامنه كوه ايلميلي، جنگل دالخاني، چشمه آب معدني آب سياه، غار بام بامه، قله ماركوه، طبيعت روستاي جواهر ده، طبيعت منطقه گرسماسر

 

 پارك‌رودخانه‌تجن

 

 

 

ساري : آبشار داراب كلا، پارك رودخانه تجن، پارك جنگلي شهيد زارع، پارك جنگلي ميرزا كوچك خان، پناهگاه حيات وحش دشت ناز، پناهگاه حيات وحش سمسكنده، سد سليمان تنگه، غار هيلدو

 

 

 پارك‌جنگلي‌تلار

 

 

قائم شهر : بوستان ساحلي رودخانه تلار، پارك جنگلي تلار، پارك آفتاب، درياچه گل پل، چشمه آب معدني هزارون، جنگل كلوس، جنگل روستاي كوتنا، حاشيه رودخانه تلار، حاشيه رودخانه سياه رود، طبيعت روستاي مله

 

 

 

 تالاب‌لبو

 

 

نكا : آبشار دوزده، آبشار زنگت، آبشار ليمونده، آبشار چناربن، تالاب لپو، درياچه طبيعي استخر پشت، حاشيه رودخانه زارم رود، حاشيه رودخانه مهربان رود، چشمه آب معدني قر مرض، سواحل زاغ مرز، منطقه جنگلي نهالستان چلمردي، منطقه جنگلي خيرآباد

 

  

 جنگل‌لاويج

 

 

نور : آبشار آب پري رويان، آبشار حرم آب، آب گرم لاويج، پارك جنگلي نور، پارك جنگلي چمستان، پارك جنگلي كشپل، دامنه كوه لوس، درياچه اليمالات، دامنه كوه سور، جنگل ميان بند، جنگل افراسن، جنگل لاويج، چشمه چمستان،سواحل دريايي نور، قله سوز دار، طبيعت شهر پايدشت يا آهودشت، منطقه ييلاقي دونكوه

 

 

 سي‌سنگان

 

 

نوشهر : بندر نوشهر، پارك جنگلي سي سنگان، پارك جنگلي خانيكان، پيست كارتينگ، روستاي ساحلي – جنگلي نجارده، روستاي كوهستاني بندپي بخش كجور، غار قنديلي خاچك، درياچه خضر نبي در روستاي نيمور، پارك چلك، پارك فين، چشمه گردوك

 

Share

موسيقي منطقي مازندران را مي‌توان به چند بخش جداگانه تقسيم كرد.

1- موسيقي مناطق مركزي مازندران از ساري تا نوشهر:
موسيقي اين مناطق بر پايه‌ي اصيل‌ترين و كهن‌ترين نغمه‌ها و ملودي‌هاي چوپاني مازندران شكل گرفته است و محور اصلي موسيقي اين بخش از سوي پنج مقام آوازي وزين و پر قدمت يعني طبري بلند، طبري كوتاه، كتولي بلند، ميون كتولي و تعداد زيادي قطعه ساز چوپاني است.
 

2- موسيقي علي‌آباد كتول:
 ساختار موسيقي كتول متكي بر دو مقام آوازي با عنوان «هرايي كوتاه» و «هرايي بلند» است. سازهاي اين منطقه عبارت اند از: دوتار، سازي با منشاء تركمني و خراساني، ني هفت بند، ني سنتي تركمني، دهل، شمشاد، كمانچه و سرنا.

3- موسيقي گداري:
گدارها تيره‌اي از خنياگرانند كه از جاهاي ديگر به ايران آورده شده‌اند. موسيقي گداري در واقع بيان ويژه‌اي از موسيقي مازندران است كه با احساس، دانش و فرهنگ موسيقي قوم گدار عجين شده است.

 4- موسيقي خاور مازندران:
امروزه اين نوع موسيقي در نواحي ميان دو رود سازي تا كوهپايه‌هاي طبري زبان گرگان كاربرد دارد. مهم ترين ساز در موسيقي شرق مازندران دو تار است، هسته‌ي مركزي موسيقي شرق مازندران دو مقام بزرگ هراتي است كه ريشه در موسيقي تركمني و موسيقي شمال خراسان دارد.

5- موسيقي باختر مازندران:

موسيقي اين مناطق بين چالوس تا غرب نشتارود و تا گيلان گسترده است و بيش تر با نواهاي چوپاني همراه است.

موسيقي مذهبي مازندران:
 پيدايش اولين گونه‌هاي موسيقي مذهبي در قالب شبيه‌خواني‌ها، مرثيه خواني و نوحه‌ها كه بيش تر توسط تعزيه‌خوان ها و مدّاحان كومش و مناطق مركزي ايران به اجرا در مي‌آمد به لحاظ بار اعتقادي و مذهبي مورد توجه مردم منطقه قرار گرفت. اين احتمال قابل طرح است كه برخي منظومه‌هاي موسيقيايي مازندران هم چون نجما، حيدربك و صنمبر تحت تاثير موسيقي مذهبي شكل يافته و بسياي از ترانه‌ها در چهارگاه و سه‌گاه نيز از همين موسيقي متأثر شده.

Share

آغورمسما، ته چين، ترش ترو، دوپَتي، اسپناساك، آش كدو، ناز خاتون، اسفناج مرجي، كهي انار، قليه، خورش آلو، مارغانه انار.

Share

نيما يوشيج
نيما در سال 1276 هجري شمسي در دهكده اي به نام يوش ، واقع در مازنداران چشم به جهان گشود. خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولي دلخوشي چنداني از آخوند ده نداشت چون او را شكنجه مي داد و در كوچه باغها دنبال نيما مي كرد. پس از آن به تهران رفت و در مدرسه عالي سن لويي مشغول تحصيل شد در مدرسه از بچه ها كناره گيري مي كرد و به گفته خود نيما با يكي از دوستانش مدام از مدرسه فرار مي كرد و پس از مدتي با تشويق يكي از معلمهايش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنايي يافت و به شعر گفتن به سبك خراساني مشغول گشت.
در سال 1300 منظومه قصه رنگ پريده را سرود كه در روزنامه ميرزاده عشقي به چاپ رساند. 
از معروف ترين شعرهاي نيما مي توان به شعرهاي افسانه، آي آدمها، ناقوس، مرغ آمين اشاره كرد. نيما در 13 دي 1328 چشم از جهان فروبست.

 دكتر پرويز ناتل خانلرى شاعر، اديب و مترجم
دكتر پرويز ناتل خانلرى فرزند ميرزا ابوالحسن خان در اسفند ماه سال 1292 خورشيدي در شهرستان نور مازندران به دنيا آمد. دوره متوسطه را در تهران (دارالفنون) به پايان برد و تحصيلات عاليه را در دانشسراى عالى و دانشكده ادبيات دانشگاه تهران به تحصيل پرداخت و موفق به اخذ مدرك ليسانس شد. سپس به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و به تدريس ادبيات فارسى در دبيرستان هاى رشت و تهران پرداخت. در طى اين دوران، دكتراى خود را در رشته زبان و ادبيات فارسى گرفت خانلري در سال 1344 خورشيدي بنياد فرهنگ را تأسيس كرد كه در مدت فعاليت اين بنياد بيش از سيصد عنوان كتاب چاپ و نشر شد.
دكتر خانلرى يكى از شاعران توانا و نويسنده اى بزرگ به شمار مى رود. در عين حال وي يكى از پيشگامان دستور زبان فارسي بود. دستور زبانى كه وى نوشته است از معتبرترين دستورهايى است كه در زبان فارسى نگاشته شده و در زمان خود تحولى بزرگ ايجاد كرد. از كارهاي ارزنده ديگر وي جمع آوري اصطلاحات علمي بود، يك كتاب علمى شامل 14 هزار لغت، دو كتاب اصطلاحات پزشكى و چند كتاب ديگر حاصل اين تلاش پرثمر وي بودند.
از آثار دكتر خانلرى ميتوان از ترجمه دختر سروان از آثار پوشكين، مست اثر گي دو موپاسان، سفيد و سياه اثر ولت، طوفان اثر ويليام شكسپير، تحقيق بنيادى در عروض و قافيه و چگونگى اوزان غزل، غزلهاى خواجه حافظ شيرازي، وزن شعر فارسي، ماه در مرداب، مجموعه شعر، ترانه هاى منتخب رباعيات شاعران مشهور، تاريخ زبان فارسى در 5 جلد، دستور زبان فارسي، ديوان سمك عيار، روانشناسى و تطبيق آن با اصول پرورش، تاريخ ايران پيش از اسلام، تاريخ ايران بعد از اسلام، حدود سيصد مقاله در مجله سخن نام برد.
دكتر پرويز ناتل خانلرى اين شخصيت ممتاز ادبى ايران كه خدمات او به فرهنگ، ادب و زبان فارسى انكارناپذير است. در شهريور سال 1369 خورشيدي چشم از جهان فرو بست.

 سلمان هراتي ( شاعر )
در سال 1338 در روستاي فرودشت از توابع خرم آباد تنكابن  بدنيا آمد .وي تحصيلات ابتدايي را در زادگاهش  به اتمام رسانيد و براي گذراندن دوره متوسطه در خرم آباد تنكابن، در رشته ادبي به ادامه تحصيل پرداخت. وي كار جدي شعر را از سال 1358 درحوزه انديشه هنر اسلامي شروع نمود. آنچه بسيار قابل تامل و تعمق است نگرش اين شاعر واتكا به پشتوانه هاي مذهبي در شعر است. بدين صورت كه نه تنها در يك شعرش، بلكه در اكثر اشعارش به مسائل و روايات اسلامي و مذهبي چشم داشته و به ويژه به امام قائم (عج ) نيز توجه فراواني داشت. وي در سال 1365 دار فاني را وداع گفت.

 استاد اسماعيل بن ميرزا شريف بن ملا ابراهيم بار فروش
 يكي از استادان مهم اركان شعر و ادب مازندران بود. وي در توانايي بيان و قدرت طبع و ابداع معاني بسيار ماهر و استاد بود. آثار وي عبارتند از: ديوان قصايد و مثنوي ها، كتاب باقيات الصالحات در مدح ائمه اطهار و رساله تهذيب الاخلاق. تاريخ فوت استاد در سال 1303 هجري قمري اتفاق افتاد و حدود 57 سالگي در بابل در گذشت.

Share

حضرت آيت الله جوادي آملي
حضرت آية‌ الله حاج شيخ عبد‌الله جوادى آملى در سال 1312 هـ . ش در آمل پا به عرصه گيتى نهاد. پدرش ميرزا ابوالحسن جوادى از عالمان و واعظان پرهيزكار شهر بود و اجدادش نيز تا چند نسل، از واعظان آنجابودند. پس از پايان دروس دوره ابتدايى در سال 1325 شوق آموختن معارف اسلامى و علوم الهى وى را به حوزه علميه آمل كشاند. در اين حوزه، ادبيات، شرح‌لمعه، قوانين، شرايع، امالى شيخ صدوق و ... را از محضر استادانى چون آية‌ الله فرسيو، آية‌الله غروى، شيخ عزيز‌الله طبرسى، آقا ضياء آملى، شيخ احمد اعتمادى، حاج شيخ ابوالقاسم رجايى، شيخ شعبان نورى و پدرش ميرزا ابوالحسن جوادى آموخت.
در سال 1329 به تهران رفت و با راهنمايى آية‌ الله حاج شيخ محمّد‌تقى آملى، تحصيلات خود را در مدرسه مروى تهران ادامه داد. در آنجا رسائل و مكاسب را از محضر استادان شيخ اسماعيل جاپلقى، حاج سيّد عباس فشاركى و شيخ محمّد‌رضا محقّق فرا گرفت و از درس هيئت، طبيعيّات اشارات، بخش‌هايى از اسفار و شرح منظومه آية ‌الله شعرانى بهره برد. همچنين در درس تفسير قرآن، بخشى از شرح‌منظومه، بخش‌هاى الهيات و عرفان اشارات و مبحث نفس اسفار آية‌ الله الهى قمشه‌اى شركت كرد و شرح‌فصوص‌الحكم را از محضر آية‌ا لله فاضل تونى و درس خارج فقه و اصول را از محضر آية ‌الله محمّدتقي آملىآموخت.
در سال 1334 با تشويق آية‌ الله محمّد‌تقى آملى، براى تكميل تحصيلات به حوزه علميه قم هجرت كرد. در آنجا مدتى از درس خارج فقه آية ‌الله ‌العظمى بروجردى استفاده كرد و بيش از دوازده سال در درس خارج فقه آية‌ الله محقّق داماد و حدود هفت سال در درس خارج اصول حضرت امام‌خمينى «ره» حضور يافت. وى همچنين حدود پنج‌سال در درس خارج آية‌ الله ميرزا هاشم آملى شركت كرد. امّا به دليل علاقه وافر به علوم عقلى و قرآنى، از همان ابتداى ورود به قم رابطه علمى خود را با فيلسوف و مفسّر بزرگ قرن، علامه طباطبايى آغاز كرد كه اين ارتباط تا آخرين لحظات عمر پُربركت آن بزرگوار ادامه يافت. برخى از دروسى كه از محضر ايشان آموخت، عبارت است از: بخش‌هاى نفس و معاد اسفار، درس خارج اسفار، الهيّات و برهان شفا، تمهيد‌القواعد، علم حديث، تفسير قرآن كريم، شرح اشعار حافظ، تطبيق فلسفه شرق و غرب  وبررسي فلسفه هاي مادي.
 پس از اتمام تحصيلات، فعاليت‌هاى ايشان بر تدريس و نشر معارف الهى متمركز گرديد و در سطوح و دوره‌هاى مختلف، شرح‌اشارات، شرح‌تجريد، شرح‌منظومه، شواهد‌الربوبيّه، التحصيل، شفا، دوره كامل اسفار، تمهيد‌القواعد، شرح‌فصوص‌الحكم، مصباح‌الأنس، درس خارج فقه، تفسير موضوعى قرآن، تفسير ترتيبى قرآن را تدريس نمود. اكنون نيز درس‌هاى تفسير قرآن، خارج فقه و خارج اسفار ايشان ادامه دارد.

 حضرت آيت الله شيخ جلال الدين علامه حائري
ازعلماي بزرگ شهرستان بابل ، عالم وارسته و مجتهد گرانمايه، حضرت آيت الله شيخ جلال الدين علامه حائري (ره) مي باشند كه در يك خانواده كهن روحاني متولد گرديدند. وي در حدود سال 1255 شمسي در كربلاي معلي، پا به عرصه گيتي نهادند. جد گرانقدرش حضرت آيت الله العظمي ميرزا فضل الله حائري قاسمي مازندراني (ره) و پدر بزرگوارش مرحوم آيت الله شيخ علي علامه حائري (ره) مي باشند. مادر مكرمه وي، مرحومه سيده زهرا دختر آيت الله حاج سيد ابراهيم طبا طبايي مجتهد اصفهاني (ره) پسر عموي استاد المجتهدين آيت الله العظمي سيد محمد فشاركي (ره) مي باشند كه از طرف مادر از سادات حسني هستند. او كه از خانواده علم و تقوي و زني عابده و فاضله بود، در تربيت فرزند خود سعي فراوان نمود. كوشش مادر و استعداد شگرف كودك، باعث شد كه در 7 سالگي قرآن مجيد را ختم كرده و بسياري از سوره ها را نيز حفظ كند.
در كودكي به همراه پدر در مجالس درس بزرگاني چون حاج ميرزا حسين ميرزا خليل تهراني (ره) و ميرزا حبيب الله رشتي (ره) حاضر مي شد تا انفاس قدسيه علما در روحش اثر كند و معارف دين با جانش عجين گردد.  آن عالم بزرگ، پس از طي تحصيلات مقدماتي، سطوح عاليه را نزد پدر ارجمندش و عمو و جد بزرگوارش و ساير فقها فرا گرفت. آنگاه به راهنمايي جد گرانقدرش و عمويش شيخ محمد حسن برهاني كه بعد ها در دادگستري ايران به مستشاري ديوان كشوررسيده و سپس شغل وكالت داد گستري را برگزيده بود، راهي نجف اشرف گرديد و اين در حالي بود كه پدرش آيت الله شيخ علي علامه (ره) مدتها قبل راهي بابل و در آنجا ساكن گشته بودند
شيخ جلال الدين، پس از ورود به نجف اشرف ، از حوزه درس فقها و مراجع بزرگي چون آيت الله سيد محمد فيروزآبادي (ره)، آخوند ملا محمد علي خوانساري (ره) و آيت الله شريعت اصفهاني  (ره) بهره هاي فراوان برد و به كمالات علمي و عملي و معارف عالي نائل گشته واز سر چشمه هاي زلال فقاهت، خود را سيراب ساخت. معظم له پس از عمري پر بركت و سرشار از صداقت و خلوص و خدمت، سرانجام در چهارم آذر ماه 1357 ه.ش. دار فاني را وداع گفته و پس از تجليل و احترام شايسته از سوي مومنين و دوستداران علم و فقاهت، در آستانه امام زاده قاسم بابل مدفون گرديدند.

حضرت آيت الله العظمي شيخ محمد حسن معروف به شيخ كبير
يكي از فرزانگان و ستارگان درخشان جهان تشيع ، فقيه جليل القدر ، حكيم فرزانه ، عالم نامدار و مجتهد فرهيخته، حضرت آيت الله العظمي شيخ محمد حسن مازندراني معروف به شيخ كبير مي باشند. تحصيلات مقدماتي چون ادبيات و منطق و غيره را درحضور اساتيد بزرگوارقزوين فرا گرفت. آنگاه براي كسب فقه و اصول، در محضر فقها ي عاليقدر شيخ محمد صالح برغاني حائري ( م1271) و برادر گرانقدرش شهيد برغاني (1263) حاضر شد و سطوح عالي فقه و اصول را فرا گرفت و همچون فلسفه و عرفان الهي را در محضر پدر والامقامش آموخت. پس از كسب استفاده از بزرگان قزوين وجهت نيل به مقامات عالي علمي، راه عتبات عاليات را در پيش گرفت و وارد شهر مقدس كربلاشد. معظم له در مدت اقامت در عراق در حوزه هاي علمي كربلا و نجف اشرف در محفل علمي شخصيتهاي ارزشمند و بزرگ شيعه حضرات آيات عظام مولي محمد تقي هروي اصفهاني ( ره )  (متوفي 1299ه.ق )، شيخ محمد حسن صاحب جواهر (ره)، فاضل اردكاني  (ره)، سيد محمد باقر حجه الاسلام شفتي( ره )، شيخ حسن برغاني حائري و علماي ديگر شركت جست و در رشته هاي مختلف علوم اسلامي چون فقه، اصول، رجال، كلام و تفسير بهره هاي مختلف برد و به مقام رفيع اجتهاد دستيافت. پس از رسيدن به مقام رفيع اجتهاد، جهت اقامه وظايف ديني و خدمت به مومنين، راهي قزوين شد و پس از مدتي كوتاه، دست به هجرتي ديگر زده و عازم شهر بابل گرديد و پس از ورود به بابل از سوي مردم شريف آن سامان مورد استقبال شاياني قرار گرفت.
سر انجام آن زعيم عاليقدر و مجتهد فرهيخته، پس از عمري با بركت و سرشار از معنويت و خدمت كه بيش از يك قرن بوده است، در ماه شوّال سال 1345 قمري دار فاني را وداع گفته و به ديار معبود شتافت. پيكر مطهرش با حضور دستجات مختلف عزاداري و سينه زني  و با حضور علماي اعلام و حتي اقليتهاي مذهبي منطقه، با شكوه خاصّي تشييع و در مسجد محدثين بابل در كنار مقبره عالم بر جسته مولي محمد نصيرمعروف به ملا نصي (ره) مدفون گرديد.

حضرت آيت الله العظمي شيخ محمد صالح علامه حائري مازندراني
شيخ محمد صالح در 28 رجب سال 1298. ق. در شهر مقدس كربلا ديده به جهان گشود و در بيت علم و تقوا پرورش يافت. مادر مكرمه اش كه خود از بيت علم و صبيّه مرحوم ملامحمد يوسف استرآبادي صاحب «صيغ العقود » بوده اند، او را در دامان پر مهر و عاطفه خويش، بسيار عالي تربيت كرده و در آشنايي وي با دين و مكتب و قرآن كريم نقش بسزايي ايفا كرد. محمد صالح بعد از پشت سر نهادن دوران طفوليت ادبيات عرب را از محضر برادران فاضل و اديب، مولي علي معروف به «سيبويه » و مولي عباس معروف به «اخفش» فرا گرفت.وي كه از نوابغ ادب و هنر مي باشد از دوران كودكي طبع شعري حساسي داشته است . بطوريكه در همان ايام تحصيل ادبيات، الفيه ابن مالك را تخميس نموده اند و به محضر اساتيد فن عرضه داشتند.
پس از تكميل ادبيات سطوح عاليه چون شرح لمعه رسائل و مكاسب رياض، اسفار، منظومه سبزواري و شرح مطالع را نيز به كمك پدر ارجمند و برادر فاضلش آيت الله شيخ علي علامه حائري (ره) و ديگر اساتيد بزرگ كربلا فرا گرفتند  آن بزرگوار بخاطر علاقه فراوان به علوم عقلي، رشته حكمت و علوم ومعقول را نيز از محضر مرحوم ملا اسماعيل بروجردي فرا گرفت تا آنكه خود حكيمي صاحب نظر گشته و چنانچه در تأليف خواهد آمد آثار ذيقيمتي را در علوم عقلي از خود به يادگار نهاد. تلاش علمي و ذوق سرشار شيخ محمد صالح توجه همه صاحب نظران را بخود جلب كرده بود. معروف است كه آن جناب در 16سالگي به مقام رفيع اجتهاد نائل آمد و آوازه اش درهمه مجامع علمي پيچيد. به هر حال آن بزرگوار پس از 12سال  اقامت در نجف اشرف و كسب اجازات روايتي، بعلت ابتلاء به درد شديد چشم، كرسي تحقيق و تدريس نجف را رها كرده و در سال 1324 قمري عازم ايران گرديد. پس از ورود به تهران، مدتي به خود پرداختند، آنگاه راهي وطن اجدادي خود يعني شهرستان بابل گرديدند. معظم له پس از اقامت در بابل به امر اقامة جماعت و ترويج احكام شريعت و تهذيب نفوس مستعده مي پرداختند.
معظم له در بابل ضمن آقامه شعائر ديني با تكيه بركرسي تدريس از جمله در مدرسه صدر به تربيت و پرورش شاگردان زيادي همت گماشت و فضلاي زيادي را از چشمه جوشان علم ومعرفت خود سيراب ساخت كه اكثر علماي بابل در آن سالها از محضر ايشان تلمذ نموده و جزء شاگردان ايشان مي باشند .  سرانجام پس از عمري خدمت و تلاش و زندگي پربار و پر مشقّت، چراغ عمر اين فقيه فرزانه و افتخار عالم اسلام خاموش گرديد و وي در تاريخ 21 ديماه 1350ش. برابر با 1391 ق. ودر سن 93 سالگي دار فاني را وداع گفته و به ملكوت اعلي پيوست.

فقيه وارسته آيت الله العظمـى حـاج ميـرزا هـاشـم آملي
آيت اله العظمـى حـاج ميـرزا هاشـم آملى در سال 1322 ه. ق، در روستاي پردمه لاريجان از توابع شهرستان آمل در استان مازندران ديده به جهان گشـود، تحصيلات مقـدماتـى را در آمل از جناب ثقه الاسلام آقا شيخ احمـد آملـي و حجت الاسلام آقا سيـد تـاج فـرا گـرفت. در آستـانه سـال 1335 ه. ق، كه سيزده بهار از عمـر شريف ايشان گذشته بـود به تشويق و ترغيب يكى از بستگان، زادگاه خـود را به عزم تحصيل در تهران ترك گفت. در اقامت ده ساله خـود در ايـن مركز علمـى، پـس از فراگيرى شرح لمعه و قـوانيـن، تـوانست سطـوح عالى را ازاستايد برجسته وقت فـرا گيـرد. در فلسفه و اشارات و اسفار و الهيات در حـوزه درس، مرحوم ميرزا يـدالله نظر پاك و در دروس ديگـر از محضـر مـرحـوم ميرزا محمد رضا فقيه لاريجانى و سيد محمـد تنكابنـى و حجت الاسلام آقا شيخ حسيـن آملى و حاج شيخ علـى لـواسانـى  و ميرزا عبـدالله غروى بهره هاى وافر برد عزيمت به قم در سال 1345 ه. ق براى تكميل معلـومات رهسپار حـوزه عليمه قـم شد.
ايشان در هفتـم اسفنـد ماه سال 1371 ه ش برابر با چهارم رمضان 1413 ه ق، ديده از جهان فرو بست.

Share
X