برای مشاهده مشخصات هر استان بر روی ناحیه مربوط به آن در نقشه کلیک کنید

معرفی وبلاگ
تـنـیـده یـاد تـو در تــار و پــودم مـیـهـن ای مـیـهــن/ بـود لـبـریـز از عـشـقـت وجـودم میهن ای میهن/... *ضمن تشکر از بازدید شما کاربر گرامی، امید است توانسته باشیم ذره ای از زیباییهای تمام نشدنی میهن عزیزمان ایران را در این وبلاگ نشان دهیم. راهنمایی های شما بزرگواران، چراغ هدایتگر ما خواهد بود.*
صفحه ها
دسته بندی موضوعی
آرشیو
لینک دوستان
سایت های منبع و مرتبط
لوگوها











كد لوگوي میهن ما

ابزارها و برنامه ها






Google

در وبلاگ میهن ما
در كل اينترنت

تماس با ما

آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1777540
تعداد نوشته ها : 4405
تعداد نظرات : 151

PageRank Checking Icon

آذربایجان شرقی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
آذربایجان غربی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
اردبیل
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
اصفهان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
ایلام
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
بوشهر
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
تهران
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
چهارمحال و بختیاری
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خراسان جنوبی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خراسان رضوی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خراسان شمالی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خوزستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
زنجان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
سمنان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
سیستان و بلوچستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
فارس
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
قزوین
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
قم
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کردستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کرمان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کرمانشاه
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کهکیلویه و بویراحمد
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
گلستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
گیلان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
لرستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
مازندران
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
مرکزی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
هرمزگان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
همدان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
یزد
پخش زنده از وبلاگ میهن ما

ابزار هدایت به بالای صفحه

اسلایدر


مترجم سایت


استان كردستان يكي از استان هاي كردنشين در غرب ايران است، اكثريت ساكنان اين استان، كرد زبان هستند كه به لهجه هاي مختلف تكلم مي كنند. درباره زبان كردي مردم شناسان بر اين رأي هستند كه زبان كردي يكي از زبان هاي گروه هند و اروپايي و ايراني است.

جشن ها
جشن‌ها و آيين‌هايي‌ كه‌ در ميان‌ كردان‌ مرسوم‌ است‌، در برگيرنده‌ جشن‌هاي‌ مذهبي‌، قومي‌ و باستاني‌ است‌ كه‌ ريشه‌ در باورهاي‌ كهن‌ مردم‌ دارد و اغلب‌ تاريخي‌ و پاره‌اي‌ اسطوره‌اي‌ است‌.
  ميرنوروزي‌ و مراسم‌ كوسه‌ گردي
ميرنوروزي‌ و مراسم‌ كوسه‌ گردي‌ از جمله‌ بازي‌ها و نمايش‌هايي‌ بود كه‌ تا دو دهه‌ پيش‌ به‌ عنوان‌ مقدمه‌ نوروز در استان‌ كردستان‌ برگزار مي‌شد مراسم‌ كوسه‌ گردي‌ توسط‌ دو نفر به‌ اجرا در مي‌آمد. يكي‌ را كوسه‌ و ديگري‌ را زن‌ كوسه‌ مي‌ناميدند .
  مراسم‌ ميرميرين‌ يا اميربهادري
يكي‌ ديگر از مراسم‌ كه‌ از ديرباز در ميان‌ كردها رواج‌ داشت‌ و هر سال‌ به‌ مناسبت‌ فرا رسيدن‌ نوروز با تشريفات‌ و شكوه‌ خاصي‌ برگزار مي‌شد، «ميرميرين‌» يا «اميربهادري‌» است‌.
  مراسم سمنو پزان (روستاي قلعه-قروه)
اين مراسم معمولا در 15 روز انجام مي گيرد. اهالي معتقدند كه سمنو مهريه ي فاطمه زهرا (س) است. به گفته اهالي اين مراسم كه در واقع مراسمي زنانه است، نوعي عروسي و پايكوبي به شمار مي رود. زنان دور سمنو جمع مي شوند هلهله مي كنند و مي رقصند. اما در حال حاظر اين مراسم بيشتر تبديل به مراسم دعا و روضه شده است.
  مراسم پير شاليار
پير روحاني‌ از مغان‌ زرتشت‌ به‌ نام‌ پير شاليار نزد مردم‌ اورامان‌ بسيار محترم‌ است‌ و كتابش‌ را به‌ بيگانگان‌ نشان‌ نمي‌دهند و كلماتش‌ به‌ جاي‌ ضرب‌المثل‌ به‌ كار مي‌رود. جشن‌ بزرگ‌ مردم‌ اورامان‌ در بهمن‌ماه‌ كه‌ سال‌ روز ازدواج‌ اوست‌ برگزار مي‌شود. اين‌ مراسم‌ هر سال‌ در بهمن‌ماه‌، در آغاز چله‌ كوچك‌، در سه‌ مرحله‌ و طي‌ سه‌ هفته‌ انجام‌ مي‌شود.

 http://mihanma.persiangig.com/image/Kordestan/aiinha%20va%20jashnha.jpg

  
بازي هاي محلي
   كلاوريزان
فردي كلاهي را پر از سنگريزه مي نمود وآن را وارونه روي يك سطح قرار مي داد سپس مي بايست كلاه را طوري از زمين بردارد كه سنگريزه اي برجاي نماند اما اگر موفق نمي شد مي بايست سنگريزه هاي باقيمانده در روي زمين را تك تك طوري بردارد كه بقيه سنگريزه ها موجود در سطح تكان نخورند در غير اين صورت بازنده اعلام مي گرديد. هر كس در اين بازي موفق مي شد كه يا كلاه را پر از سنگريزه برگرداند يا اينكه سنگريزه ها را تك تك بردارد به طوري كه بقيه ي آنها تكان نخورد برنده اعلام مي شد در اين بازي دقت زيادي لازم بود و كسي كه نمي توانست اعصاب آرامي داشته باشد موفق نمي گرديد.
  هيله ماراني
(تخم مرغ شكستن) اين بازي كه به صورت برد و باخت انجام مي گرفت به اين صورت بود كه در هر مرحله دو نفر با هم روبرو مي شدند؛ هر كدام از طرفين تخم مرغي را محكم در دستش نگه مي داشت به طوري كه يك سر تخم مرغ به طرف بالا باشد و ديده شود سپس فرد ديگري تخم مرغ خود را از طرف سر آن به تخم مرغ طرف مقابل مي زد اگر تخم مرغ يكي از آنها ترك بر مي داشت اين بار دو سر ديگر تخم مرغ را به هم مي زدند اگر اين بار نيز همان تخم مرغ ترك بر مي داشت صاحب اين تخم مرغ بازنده محسوب مي شد و مي بايست تخم مرغ خود را به طرف مقابل بدهد و اگر هر دو ترك برمي داشتند آن طرفي بازنده محسوب مي شد كه تخم مرغش بيشتر شكسته باشد. به اين طريق يك فرد ممكن بود در روز چند تخم مرغ را صاحب شود.

 

Share

نوروز خواني :
از اوايل اسفند ماه هر سال در اكثريت شهرهاي استان ، نوروزخوانان محلي با چوب دستي و كوله پشتي كه بر پشت خود مي گذاشتند با خواندن اشعار بر وصف نوروز، بهار را نويد مي دادند و به در خانه هاي مردم مي رفتند و مردم هم به فراخور توانايي مالي خود، انعامي به نوروزخوانان مي دادند. اين هداياعمدتا“ برنج، قند،حتي لباس، روسري و سكه پول بود تمامي افراد محل بر گرد نوروزخوانان مي آمدند و ورودشان را به فال نيك مي گرفتند .
در واقع « نو بهار » قبل از عيد، فراررسيدن عيد و بهار را نويد مي داد. آنها غالبا“ دو نفر بودند كه در كوچه و خيابان به راه مي افتادند و جلوي هر خانه اي اشعار مي خواندند : « صد سلام، صد عليك، صاحبخانه، سلام عليك، آمده تنه خدم، با عزت و حرمت، فردا روز قيامت، خدا بده رحمت و . . . »
 

چهارشنبه سوري :
 آخرين چهارشنبه ماه سال است كه مردم از كوچك تا بزرگ بر روي كوه وپاي آتش اشعار «‌زردي من از تو، سرخي تو از من »‌را مي خوانند و در اكثريت روستاهاي اين منطقه در همين هنگام شب كوزه هاي آب نمك را مي شكنند. زيرا معتقد بودند با خريد كوزه نو بركت خانه در سال نو بيشتر مي شود .
در اين شب برخي از دختران به همراه آينه اي به كوچه مي رفتند و سخن اولين فردي را كه از كنار او عبور مي كرد به عنوان نتيجه اعمال و آرزوهاي خود تعبير مي كنند.
قاشق زني در همين شب انجام مي گيرد. پسرها چادر به سر كرده، در دستي قاشق ودر ذستي ديگر ظرفي فلزي همچون كاسه مي گرفتند و جلو در خانه ها مي رفتند سپس قاشق را برظرف مي كوبند و خوردني طلب مي نمايند صاحبخانه در اين هنگام به جهت پيروي از سنن غالبا“ شكلات، شيريني يا قند را به آنها مي دهد .
 

مراسم آق آش :    
جشن 63 سالگي كه در ميان تركمن ها به ‹‹ آق آش›› (Ag-Ash ـ غذاي سفيد ) معروف است. از گذشته نسبتا دور در ميان آنها متداول بوده است در واقع هر يك از مردان تركمن كه به سن 63 سالگي مي رسيد به سبب رسيدن  به  سن پيامبر با دعوت از  نزديكان، آشنايان  و  دوستان جشني را با پخت  غذاي محلي  ‹‹ چگدرمه ›› ( برنج با گوشت ) بر پا مي كنند .
 

موسيقي :
موسيقي سنتي كتولي و تركمن از عمده ترين و شاخص ترين موسيقي هاي سنتي استان گلستان به شمار مي آيد همچنين در اين استان موسيقي سنتي مازندراني ، سيستاني نيز مرسوم و متداول مي باشد.
موسيقي سنتي تركمن:
نوازندگان تركمن را ‹‹ سازنده ›› ( يعني آن كه ساز مي زند ) و خوانندگان را باخشي  (baxshi) مي نامند. از آلات موسيقي تركمن مي توان به دو تار ( تامدرا )، كمانچه ( قجق  ـ  qejq ) ، قاووز ( QAVOOZ   )، تويتك( toitek  ) ( ني )، ويدي بوغين ( yedi boqin ـ ني هفت بند ) اشاره كرد اما مهمترين آنان دو تار و كمانچه محسوب مي شوند.
موسيقي در تركمن صحرا از دير باز به عنوان يك ركن معنوي در زندگي مردم منطقه حضور داشته و عمدتا بوسيله باخشي ها كه سند زنده تاريخ اين خطه هستند حفظ و اشاعه يافته است.

Share

چادر زدن دراويش: تا دو دهه پيش در كرمانشاه، اعيان و اشراف شهر دو شاخ كل ـ كه نشانه تشخيص بود ـ بر سردر خانه‌هايشان مي‌زدند. دراويش پيش از عيد و در ايام عيد خيمه و خرگاه خود را در اين خانه‌ها علم مي‌كردند و تا چيزي از صاحب‌خانه نمي‌گرفتند، خيمه و خرگاه خود را بر نمي‌چيدند. دراويش بوقي داشتند كه از شاخ بلندي درست مي‌شد و به شاخ نفير مشهور بود. مردم عقيده داشتند اين بوق در خانه هر كس كه به صدا در آيد، شوم است. به همين دليل سعي مي‌كردند دراويش را از در خانه خود ـ خصوصاً ‌در ايام عيد ـ با دل خوش راهي سازند تا آن‌ها بوقشان را به صدا در نياورند.

خا بازي (تخم مرغ بازي): يكي ديگر از مراسم معمول پيش از عيد و حتي بعد از آن، پختن تخم مرغ و رنگ كردن آن‌ها است. تخم مرغ‌هاي رنگ شده را در سبد بزرگي مي‌گذارند و به سرگذر مي‌برند. بچه‌هاي محل دور فروشندة تخم مرغ جمع شده و به بازي تخم ‌مرغ مشغول مي‌شوند. نام يكي از اين بازي‌ها قطار است: دو نفر رقيب هر كدام ده يا بيست تخم مرغ را به رديف در كناري مي‌چينند و بعد هر يك از رديف‌هاي خود يك تخم مرغ را بر مي‌دارد و سر و ته آن‌ها را به هم مي‌زند. هر تخم ‌مرغي كه شكسته شود، صاحب آن بازنده و صاحب آخرين تخم مرغ سالم برنده اعلان مي‌شود و رقيب او بايد پول تمام تخم ‌مرغ‌ها را به فروشنده بپردازد.

 شال دركي  يا شال اندازي: از رسم‌هاي بسيار جالب شب عيد، شال دركي يا شال اندازي است. جوانان در شب عيد پس از روشن‌كردن آتش بر بام خانه‌ها، دستمال يا شال خود را از منافذ تعبيه شده در سقف اتاق‌ها به داخل اتاق آويزان كرده و عيدي خود را از صاحب‌خانه مي‌طلبند و هنگام در كردن شال (شال‌اندازي) به صاحب‌خانه مي‌گويند: پر شالمان را نسوزاني ( آن را خالي بر نگرداني) يا اين كه مي‌گويند:
ـ اسا خوي و چكشي / خدا كري نكشي يعني: اي صاحب‌خانه خدا پسرتان را زنده نگه‌ دارد، عيدي به ما بدهيد.
صاحب‌خانه نيز داخل شال گردو، بادام، شيريني، نخود و كشمش و تخم‌مرغ پخته مي‌ريزد و مي‌گويد:
ـ هل كيش؛ يعني: بالا بكش.
بدين ترتيب صاحب شال خوشحال آن جا را ترك مي‌كند. شال‌اندازها صورت خود را مي‌پوشانند تا صاحب‌خانه آن‌ها را نشناسد. در مواردي براي شادي بيش‌تر، صاحب‌خانه داخل شال زغال گداخته‌اي مي‌گذارد.

Share

نوروز خواني از مراسم آخر هر سال در گيلان است. نوروزخواني كه هم اكنون نيز كم و بيش رواج دارد، در گيلان نماد ورود بهار و خير و بركت است. براي اين كار گروهي نوروزخوان در كوچه و خيابان به راه مي افتند و اشعاري مي خوانند.

گل گل چهارشنبه
از ديگر مراسم كهن ايرانيان كه در گيلان هم با بعضي تغييرات جزيي به آن مي پردازند، "چهارشنبه سوري" است كه در غروب آخرين سه شنبه سال و در شب چهارشنبه انجام مي شود. به اين منظور خار، بوته، گون و كاه جمع آوري مي شد و با درست كردن پشته هايي كه معمولاً رو به سمت قبله مي نهادند و سپس آتش زدن آنها، از روي آتش مي پريدند و هنگام پريدن با خوشحالي مي خواندند:
گل گل چهارشنبه به حق پنج شنبه
زردي بشه، سرخي بايه نكبت بشه، دولت بايه
يعني: اي شعله آتش چهارشنبه، به حق پنج شنبه، زردي و ضعف و بيماري رخت بر بندد و نوبت سرخي و نشاط و خرمي  فرا رسد. دوره نكبت و ناكامي به سر آيد و دولت و اقبال روي نمايد.

فالگوش ايستادن
از ديگر برنامه هاي چهارشنبه سوري بود. براي اين كار، در گذرگاه ها مي ايستادند و با شنيدن پنهاني نخستين كلمات عابرين، مفهوم آن را حمل بر توفيق يا ناكامي خود در سال آتي مي شمردند.

قاشق زني
 از ديگر رسوم اجرايي اين شب (چهارشنبه سوري) بود كه معمولاً جوانان و بيشتر دختران به در خانه همسايه ها مي رفتند و با پنهان كردن روي خود و بدون دادن آشنايي، خواستار هديه مي شدند. نقل و نبات و تنقلات از عمده ترين چيزهايي بود كه در كاسه قاشق زنان جاي مي گرفت.

Share

جشن انار
در بخش تارم اواخر شهريور ماه يا اوايل مهر يك روز از قبل تعيين مي شود تا در آن روز اهالي روستا دسته جمعي به مزارع انار بروند و به همراه نواختن دايره و يا سرنا و دهل شروع به چيدن انار كنند. تا قبل از اين روز كسي حق ندارد اناري بچيند.

جشن فندق
رودبار شهرستان از جمله مناطقي است كه فندق به طور عمده كشت مي گردد. در بسياري از روستاهاي اين ناحيه در اواسط مرداد ماه جشن فندق به پا مي كنند و به مانند انار چيني همه با هم به مزارع مي روند در ابتدا شخصي با خواندن اشعاري كه بيشتر به صورت بداهه مي باشد و ديگران اشعار او را واگويه مي كنند سپس همه شروع به چيدن فندق مي كنند دوشيزگاني كه نامزد شده اند براي همسران خود از هسته فندق رشته اي به مانند گردنبند درست مي كنند به اين صورت كه زماني كه هسته هنوز خشك نشده با سوزن آنها را سوراخ مي كنند و نخ از آن مي گذرانند و در پايان دو سر نخ را به هم گره مي زنند. آنها به اين گردنبند " گلوانه " مي گويند و آن را نگه داشته تا در فصل زمستان به شوهرانشان هديه دهند.

كشتي پهلو به پهلو
 اين نوع كشتي كه از قديمي ترين انواع كشتي محسوب مي شود هنگام مراسم عروسي انجام مي گيرد. بدين صورت كه دو نفر در كنار يكديگر به پشت مي خوابيدند و پاهاي خودر را (دو پاي مخالف كه در كنار يكديگر هستند) به هم گره مي كردند و شروع به زور آزمايي مي كردند. شخصي كه داراي نيروي بيشتري بود مي توانست پاي رقيب خود را زود تر از زمين بلند كند و حريف خود را از جاي حركت بدهد  متاسفانه اين كشتتي امروزه به فراموشي سپرده شده است.

كوسه گلين ( كوسن گلين)
اهريمن خشكسالي يكي از قديميترين دشمنان ايران زمين است. ايرانيان براي مبارزه با اين ديو علاوه بر كارهاي عملي همچون حفر قنات و ساخت آب انبار دست به يك سري مناسك اعتقادي نيز مي زدند كه مراسم كوسه گلين از آن نوع است. اين مراسم كه به اشكال مختلف در ايران اجرا مي شده در منطقه قزوين نيز به چند شيوه اجرا مي شده است؛ بدين صورت كه پير زني بوسيله پارچه و لباسهاي كهنه، عروسكي كوچك درست مي كند، آنرا دست گرفته و در كوچه ها به راه مي افتد و بچه ها نيز پشت سر او حركت مي كنند آنها به هر خانه كه مي رسند صاحب خانه از وسايل تهيه آش چيزي به آنها مي دهند مانند نخود، رشته و … همه آنها را جمع مي كنند و آشي مي پزند و بين اهالي تقسيم مي كنند مردم معتقدندكه پس از چندي باران خواهد آمد. اين رسم را در سالهايي كه دچار خشكسالي بوده  برگزار كرده اند.

چمچمه خاتون
نوعي ديگر از مراسم طلب باران است و آن بدين صورت است كه داخل يك قدح آب مي ريزند و آن را به پشت بام مي برند و با يك چمچمه كم كم آب داخل آن را به طرف آسمان مي پاشند.

چوب جنگ
در بيشتر روستاهاي استان قزوين يكي از سرگرميهاي جوانان در روز عروسي، چوب جنگ مي باشد. جوانان با در دست گرفتن چوب در حين اجراي رقص پا به طور نمايشي با يكديگر به مبارزه مي پردازند.

پنجاه به در
هر ساله بعد از ظهر روز نوزده ارديبهشت، پنجاهمين روز سال، از زماني كه زهر آفتاب ظهردم گرفته مي شود، مردم قزوين منازل خود را ترك مي كنند و به مصلاي شهر مي روند. اين مصلا در ميان باغهاي جنوب شرقي شهر واقع شده است در گذشته در اين مكان يك آب انبار و يك مسجد وجود داشته كه تنها بخشي  از آب انبار آن به جا مانده است.

تير گان (تير ماه سيزده)
اين جشن كه همان جشن تيرگان ايران باستان مي باشد در روز سيزدهم تيرماه برگزار مي شد.


آيين هاي سوگواري شامل: سيزدهم محرم و درخت خونبار مي باشد.

Share
  نوروز   

 

تدارك رسيدن نوروز از اوايل اسفند ماه با خانه تكاني آغاز مي شود. تميز كردن خانه و شستن تمام وسايل از اعتقادات مردم اين سرزمين و نشان از تغييري اساسي در زندگي است. چيدن سفره هفت سين يكي ديگر از اركان اصلي اين جشن است. در اين سفره، نمادهاي سبزي، آب و همچنين نمادهاي مذهبي ديده مي شود. هنگام تحويل سال، افراد خانواده دور سفره هفت سين مي‌نشينند و بزرگ خانواده دعاي تحويل سال را مي‌خواند. غذاي سنتي اين روز، سبزي پلو با گوشت است. بعد از تحويل سال، كوچك‌ترها به ديدن بزرگ‌ترها مي روند و با تبريك سال نو، از آن‌ها عيدي مي‌گيرند. در اين ديد و بازديدها، با شيريني و شكلات از ميهمانان پذيرايي مي‌كنند. ديد و بازديدهاي عيد تا روز سيزدهم فروردين به طول مي‌انجامد.

  سيزده به در  

 

مردم استان يزد در روز سيزدهم فروردين به سوي باغ ها، مراتع و سبزه زارها مي روند و به پخت و پز غذا و شادي و تفريح مي پردازند. دخترها در اين روز سبزه گره مي زنند و در دل آرزوي ازدواج مي كنند. روز سيزده بدر براي عروس ها و دختران طلبيده (شيريني خورده) نيز روز بسيار خوشي است؛ زيرا، در اين روز مادرشوهر، خواهران شوهر و ساير اقوام داماد با عربونه و دايره زنگي به خانة عروس رفته و او را براي گردش و در كردن نحسي روز سيزده، به باغ و سبزه زار مي برند.

  مراسم عروسي  

مراسم ازدواج و جشن عروسي در شهرها و روستاهاي مختلف استان يزد با اندكي تفاوت به يكديگر شبيه‌اند. نخست خواهر و مادر پسر براي ديدن دختر به خانه آن‌ها مي روند؛ اگر دختر را پسنديدند، هفته بعد با يك حلقه انگشتر، يك جفت كفش و يك جعبه شيريني دوباره به خانه آن‌ها رفته و دختر را خواستگاري مي‌كنند. چند روز پس از خواستگاري، اقوام داماد همراه با روحاني (عاقد) به خانة عروس رفته و عروس را بر سر سفره مي‌نشانند. در سفرة عقد، بادام، گردو، فندق، فلفل سياه، زنجبيل، دارچين، نقل، نبات، عسل، روغن، نان، پنير و سبزي خوردن، ماست و ميوه مي‌گذارند.

Share
  مرگ و عزا

 

پس از به خاك سپردن متوفي و خواندن نماز، به خانة صاحب عزا مي‌روند و آش يا شله مي‌خورند. اين آش كه زردرنگ است و از ماش، برنج و روغن تهيه مي‌شود، آش «پشت تابوت» نام دارد.
روز سوم در مسجد پرسه مي‌گذارند و براي شادي روح متوفي قرآن مي‌خوانند و از ميهمانان با قهوه پذيرايي مي‌كنند. بعد از ظهر به مزار رفته و فاتحه مي‌خوانند.
روز هفتم به گورستان رفته و سر خاك كندر و نبات دود كرده و روضه مي‌خوانند. سپس به خانه صاحب عزا برگشته و در اتاق متوفي، شمع روشن كرده، پارچة سياهي پهن و روضه‌خواني مي‌كنند.
روز چهلم نيز از صبح زود شروع به پختن «سوروك» ـ كه نوعي نان روغني زردرنگ است و از آرد و روغن ارده تهيه مي‌شود ـ مي‌كنند. اين نان را بر سر مزار مي‌برند، با نقل و شيريني به مردم مي‌دهند و روضه‌خواني مي‌كنند. هر شب جمعه نيز سر خاك رفته و به روضه‌خواني و خيرات مي‌پردازند.

  نخل و نخل گرداني

 

يكي از آيين ها و مراسم ويژة ماه محرم كه در تمام نقاط يزد برگزار مي‌شود، آيين نخل بندي و نخل گرداني است. نخل از جنس چوب است و آن را به شكل  برگ درخت و يا  سرو مي‌سازند. معمولا وزن نخل زياد است و جا به جا كردن آن نياز به كمك ده ها نفر دارد. نخل را به عنوان تابوت «سيدالشهداء» يا نمادي از تابوت شهداي كربلا مي‌شناسند و ريشه سنتي كهن دارد. مردم يزد در گويش محاوره‌اي به آن «نقل» مي‌گويند و معتقدند كه «نخل» يا «نقل» نشاني از قامت برافراشته شهدا است.

مراسم نخل‌بندي و نخل‌گرداني در يزد بدين صورت است كه چند روز پيش از شروع ماه محرم، «باباهاي» (خادمان) ميدان شروع به تزيين و آذين بستن نخل مي‌كنند. آذين‌بندي نخل حداقل يك هفته طول مي‌كشد. در طول اين مدت، باباهاي ميدان، زيورآلات و وسايل مربوط به تزيين نخل را ـ كه قدمت آن‌ها به دورة صفويه مي‌رسد ـ از انبار بيرون آورده و تمام روز را با پاهاي برهنه به اين امر مي‌پردازند. بستن نخل نياز به مهارت و سليقه خاص دارد و خادمان ميدان، شيوه‌هاي آن را از پدر و اجداد خود آموخته‌اند. آن‌ها ابتدا بدنة نخل را با پارچة سياه مي‌پوشانند، آنگاه روي پارچه سياه را شمشيربندان مي‌كنند. براي اين كار، صدها شمشير، قمه و خنجر برهنه ـ بعضي از آن‌ها جنس بسيار عالي دارد و نام سازندة آن‌ها بر روي آن‌ها نقر شده ـ را در دو رديف بر دو بدنة نخل مي‌بندند. به طوري كه هر دو طرف نخل، شمشيربندان مي‌شود و هيچ جاي خالي در آن باقي نمي‌ماند.
سپس تزيينات ديگري از قبيل آيينه‌هاي بزرگ قاب‌دار، منگله‌ها و دستمال‌هاي ابريشمي رنگي و زري را در دو سوي نخل مي‌بندند و بر تارك آن جقه‌هاي فلزي از جنس فولاد و برنج و هم رنگ آن‌ها پرهاي طاووس يا ميوة انار مي‌گذارند و نخل را مانند يك حجله، زيبا و خوش بو مي‌كنند. در داخل آن نيز زنگ‌هاي بزرگي را با طناب مي‌آويزند و بچه ها هنگام حركت، آن‌ها را به صدا در مي‌آورند.
در روز بلند كردن نخل، ده ها تن از مردان محله، زير پايه‌هاي نخل رفته و آن را با عظمت تمام به حركت در مي‌آورند و چون جنازه‌اي با شكوه آن را از ميان موج جمعيت عبور مي‌دهند. نخل‌گردانان نخل را تا مسيري مي‌برند و يا آن را چند بار دور حسينيه محل مي‌چرخانند.
در اطراف يزد رسم بر اين است كه درختان را وقف مي‌كنند تا پس از كهنسال شدن، ساقه‌هاي آن‌ها را ببرند و نخل را با آن مرمت كنند . نخل‌سازي صنعت ظريفي است كه همگان از عهدة آن بر نمي‌آيند. استادان اين رشته، شيوه‌هاي ساخت آن را به ديگران مي‌آموزند. به دليل اهميت نخل و نخل‌گرداني در يزد، هم اكنون خانواده‌هايي در اين شهر وجود دارند كه شهرت آن‌ها «نخل بند» و «نخل ساز» است.

  دسته سقا

 

در مراسم عزاداري امام حسين (ع)، گروهي از نوجوانان لباس سياه مي‌پوشند و لنگ قرمزي دور كمر خود مي‌بندند. آن‌ها مشك روي دوش گذاشته و بازوبندي از قرآن مجيد را كه با پولك‌هاي رنگارنگ و برگ‌هاي فلزي نقره‌اي رنگ تزيين شده، بر كتف خود مي‌بندند و در صفي منظم با ذاكر و سردسته خود همخواني مي‌كنند. اگر فصل گرما باشد، يكي دو نفر هم در پشت صف با مشك پر از آب و يا شربت گلاب، به اهل مجلس و عزاداران آب مي‌دهند. آن‌ها آب را در جام ابوالفضل (ع) ريخته و به مردم تعارف مي‌كنند. دسته سقا يك علم چهار گوش دو پايه و يا يك علم سه گوش با تمثال حضرت ابوالفضل(ع) را با خود حمل مي‌كنند.

  كتل بستن

 

در يزد به اسب زين كرده‌اي كه به طرز خاص آراسته شده و پيشاپيش دسته عزاداري حركت مي‌كند،«كتل» مي‌گويند. گاهي به گردن اين اسب چند شال ترمه يا ابريشمي به رنگ‌هاي سبز و سرخ آويزان كرده و سر و صورت حيوان را با چند قطعه آيينه كوچك، نگين، قرآن و ... آذين مي‌نمايند و گاه بنا بر سليقه شخصي و به تعبيري ديگر، پارچة سفيد خون‌آلودي را بر پشت حيوان مي‌كشند و چند قطعه چوب رنگ شده قرمز به نشانة تير و پيكان در پارچه فرو مي‌كنند. همچنين كبوتر خوني زنده‌اي را نيز بر پشت اسب مي‌گذارند.
افسار اين اسب يا كتل همواره در دست محافظ آن است و جلو دستة سينه زني حركت مي‌كند و محافظ آن مرتب سر و صورت حيوان را نوازش مي‌كند. اين حركت نمادين را «اسب و كتل» مي‌نامند.

 

Share
  جشن نوروز

 

زرتشتيان در شب قبل از نوروز، زماني كه تاريكي آخرين شب سال رنگ مي‌بازد، بر بام خانه‌هاي خود آتش مي‌افروزند و فرداي آن روز با گستردن سفره هفت سين و چيدن خوراكي‌هايي كه از قبل آماده كرده‌اند، جشن نوروز را آغاز مي‌كنند. يكي از اين خوردني‌ها، پالوده مرواريد است كه از اوايل زمستان براي تهيه گندم و نشاستة آن دست به كار مي‌شوند. ششه (sese ) يا سبزه از ضروري‌ترين لوزام سفره هفت‌سين است. از پنجة كوچك (20 تا 24 اسفند) زنان با همكاري هم، به تهيه خوراكي‌هاي سنتي مانند نان شير، كماج شيرين، نان پيه پياز، حلواي سن، حلواي شكر مي‌پردازند. همچنين آش هفت دونار يا ججه(gega)  را از هفت نوع غلات و حبوبات تهيه مي‌كنند  و در مراسم مذهبي خاصي مصرف مي‌كنند.

  جشن مهرگان

 

مي گويند جشن مهرگان به مناسبت پيروزي ايرانيان بر «ضحاك» ستمگر به رهبري«كاوه آهنگر» بر پا شد. ايرانيان به شكرانه اين پيروزي كه در روز «مهر» (دهم)  از ماه مهر روي داد، جشني بزرگ بر پا كردند. اين جشن شش روز به طول مي‌انجامد. در برخي از روستاها جشن مهرگان  با ساز و شادماني نيز همراه است و در روز پنجم جشن، گروهي از جوانان در محل آدريان يا سرچشمه قنات جمع شده و به شادماني مي‌پردازند.

  جشن سده

 

جشن سده همان جشن پيدايش آتش است كه از عهد باستان تاكنون رواج داشته است. چون اين جشن را در صدمين روز زمستان برگزار مي‌كنند، آن را جشن « سده» مي‌نامند. ايرانيان باستان، سال را به دو فصل تابستان بزرگِ هفت ماهه و زمستان بزرگِ پنج ماهه تقسيم مي‌كردند. چون از روز اول آبان كه زمستان بزرگ آغاز مي‌شود تا دهم بهمن كه روز برگزاري اين جشن است صد روز مي‌گذرد، اين جشن را سده ناميده‌اند.

 

  جشن گاهان بار

 

در آيين زرتشت اعتقاد بر اين است كه «اهورامزدا» جهان مادي را در شش مرتبه آفريد و آن را «شش گاهان بار» مي‌گويند و با زمزمه سرودي آن را جشن مي‌گيرند و خدا را ستايش مي‌كنند. مراسم هر«گاهان بار» به مدت پنج روز ادامه مي‌يابد. گاهان بارها را جشن‌هاي فصلي نيز مي‌نامند، زيرا به طبيعت و كشاورزي مربوط است و نشان‌دهنده شش مرحله آفرينش آسمان، آب، زمين، گياهان، جانوران و انسان است. جشن‌هاي گاهان بار جزء جشن‌هاي مذهبي زرتشتيان محسوب مي‌شود. در بامداد روز اول هر گاهان بار، در آدريان يا آتش ورهرام هر شهر، موبدان و مردم گرد هم مي‌آيند و سرودهاي اوستا را مي‌خوانند. پس از آن، « لرك» ـ مخلوطي از هفت ميوه خشك ـ پخش مي‌كنند. «لرك» را روي چادري پهن و آن را با دانة انار و چند شاخه درخت مورد تزيين مي‌كنند.
گاهان‌بارها عبارتند از:  

  • گاهان‌بار يو زرم:  از دهم تا چهاردهم ارديبهشت ماه، آفرينش آسمان
  • گاهان‌بار ميديو شهم گاه (Maedio Shahem):  از هشتم تا دوازدهم تيرماه، آفرينش آب
  • گاها ن بار پيته شهم گاه (Paete Shahem): از بيست و يكم تا بيست و پنجم شهريورماه، آفرينش زمين
  • گاهان‌بار اياثرم گاه  (Yathrwm):  از بيستم تا بيست و پنجم مهرماه، آفرينش گياهان
  • گاهان‌بار ميدياريم گاه (Maeiarem): از دهم تا چهاردهم دي ماه، آفرينش جانوران
  • گاهان‌بار همس پت ميديم گاه (Hamas Path Maedem): از بيستم تا بيست و چهارم اسفندماه، آفرينش انسان
   جشن هيرومبا

 

هيرومبا جشني است شبيه آتش افروزي جشن سده كه هر سال در روستاي «شريف‌آباد» اردكان برگزار مي‌شود. تاريخ برگزاري اين جشن با گاه‌شماري بدون كبيسه، هفته آخر ماه فروردين است.
زرتشتيان شريف‌آباد براي تهيه هيزم آتش هيرومبا به نيايشگاه «پيرهريشت» مي‌روند. آن‌ها زماني حركت مي‌كنند كه پيش از غروب آفتاب به پيرهريشت برسند. آن‌ها اسباب و اثاثيه خود را با وانت يا الاغ مي‌برند و شب در همان جا اقامت مي‌كنند. سپيده دم روز بعد، مردان و جوانان پس از نيايش به صحرا مي‌روند و بوته هاي خار را براي آتش هيرومبا جمع‌آوري مي‌كنند. بانواني كه در پيرهريشت مانده‌اند، ناشتايي تهيه كرده و آن را به صحرا مي‌فرستند. پس از آنكه هيزم آماده شد، مردان به پيرهريشت برمي‌گردند و مراسم چوب زني انجام مي‌شود. مراسم چوب زني اين گونه برگزار مي‌شود: كساني را كه براي اولين بار در مراسم جمع‌آوري هيزم شركت كرده‌اند يا در آن سال صاحب فرزند شده‌اند، بر سر دست بلند مي‌كنند و با شادي و سرور به او چوب مي‌زنند. بستگان اين شخص بايد كله قندي تقديم كنند تا او رها شود. با اين كله قند شربت درست مي‌كنند و آن را مي‌نوشند. به هنگام عصر، هيزم ها را با وانت يا الاغ به شريف‌آباد مي‌برند و در ميدان كنار آدريان انباشته مي‌سازند. سپس آتش مي‌افروزند و مراسم مذهبي را گرداگرد آتش برگزار مي‌كنند.
بامداد روز بعد، زنان شريف‌آبادي به محل آتش هيرومبا مي‌آيند. خاكسترها را كنار مي‌زنند. گلوله هاي سرخ آتش را در آتشدان گذاشته، به خانه خود مي‌برند. در خانه با چوب سندل، كندر دود كرده و آن را دور خانه مي‌چرخانند، آنگاه خارج مي‌شوند و به سوي آدريان شريف‌آباد باز مي‌گردند و آتش را به آتش‌بند (مسئول نگهباني از آتش) مي‌سپارند. جشن هيرومبا در گذشته در روستاي «مزرعه كلانتر» نيز برگزار مي‌شد.

 

  مراسم سدره پوشي هنگامي كه دختر يا پسر به سن سدره‌پوشي مي‌رسد (سن تكليف، هفت تا ده سالگي ) مراسم جشني از طرف والدين او بر پا مي‌شود. در اين مراسم كه اكثر افراد فاميل در آن حضور دارند، سفره رنگيني پهن مي‌كنند و آن را با انواع نقل و شيريني، خشكبار و يك مجمر آتش مي‌آرايند. سپس دختر يا پسر كه قبلاً حمام كرده، سدره مي‌پوشد و بر سر سفره حاضر مي‌شود. در اين موقع، موبد در حين خواندن دعاي «اورمزد» بند بلند و باريكي را كه به «گشتي» معروف است، به پشت كمر سدره پوش مي‌بندد و در پايان مراسم نقل و شيريني تعارف مي‌كنند.
Share

ايران ‌‌سرزمين فرهنگ‌هاي گونه‌گون‌، سرزمين همزيستي فرهنگ‌ها‌، سرزمين كثرت و ‌وحدت‌ است‌. ايران به لحاظ گستردگي قلمرو و قرار گرفتن در موقعيت جغرافيايي خاص دچار گستردگي و پراكندگي فرهنگي و در نتيجه برخورد اين فرهنگ‌ها داراي فرهنگي پويا‌، رو به گسترش و در مسير تحول بوده است.صرف نظر از تغييراتي كه به دليل ظهور و سقوط حكومت‌هاي گوناگون و بروز جنگ‌هاي مختلف در فرهنگ مردم ايران به وجود آمد‌، ايران و ايراني همواره داراي جايگاه خاصي در عرصه جهاني بوده است.تعدد عناصر فرهنگي در ايران فرصت مناسبي را در اختيار پژوهشگران مي‌گذارد تا در اين ميدان تحقيق به وسعت ايران زمين به بررسي ابعاد مختلف اين عناصر و سير تحول و تغييرات آن بپردازند.
يكي از اين عناصر ارزشمند فرهنگي تعزيه و شبيه خواني است كه طي ساليان جايگاه خود را در فرهنگ ايرانيان حفظ كرده است.

http://mihanma.persiangig.com/image/Adab/Taazieh.jpg

تعزيه‌(يا شبيه‌خواني)، نوعي نمايش مذهبي و سنّتي ايراني شيعي، عمدتاً درباره شهادت امام علي و امام حسين (ع) و مصائب اهل بيت است. 
واژه تعزيه/ تعزيت در اصل به معناي توصيه به صبر كردن، تسلّي دادن و پرسش از بازماندگانِ درگذشتگان و در برخي مناطق ايران مثلاً در خراسان به معناي‌«مجلس ترحيم» است. در ميان شيعيان غير ايراني (در عراق و شبه‌قاره هند) لفظ تعزيه با وجود ارتباط با شهادت حضرت علي (ع) و يا مصائب شهداي كربلا به معناي‌«شبيه‌خواني» به كار نمي‌رود‌، بلكه آنان تعزيه را به مراسمي نمادين اطلاق مي‌كنند كه در آن دسته‌هاي عزاداري در طول مراسم، شبيه ضريح يا تابوت ائمه (عليه‌السلام) را بر دوش مي‌كشند و هم در پايان روز عاشورا ، اربعين و... آن را به خاك مي‌سپارند. 
«آنه ماري شيمل» ‌در كتاب خود دراين باره مي نويسد: در قرن سيزدهم/ نوزدهم در قلمرو سلطنت اَوَده در لكهنوي هند، تعزيه به منزله يكي از تماشايي‌ترين نمايش‌ها، در حضور سلاطين برگزار مي‌شد. 
به نوشته اين كتاب : در ناحيه كارائيب، مثلاً در‌«جزيره ترينيداد‌» نيز تعزيه به مراسمي نمادين اطلاق مي‌شود كه به آن «تَجَه» مي‌گويند. اين قبيل مراسم نمادين در نواحي ديگر جهان، از جمله در اندونزي نيز با عنوان «تابوت» برگزار مي‌شود. 
پيشينه: 
برخي محققان، پيشينه تغزيه را به آيين‌هايي چون مصائب ميترا، سوگ سياوش، و يادگار زريران باز مي‌گردانند و برخي پديد آمدن آن را متأثر از عناصر اساطيري بين‌النهرين و آناتولي و مصر، و كساني نيز مصائب مسيح و ديگر افسانه‌هاي تاريخي در فرهنگ‌هاي هند و اروپايي و سامي را در پيدايي آن مؤثر دانسته‌اند. اما در هر حال از برپايي مجالس تعزيه به معناي امروزين آن تا پيش از پايان دوره صفويه اطمينان نداريم؛ تنها نكته آشكار اين است كه از زمان تسلط عرب‌ها بر ايران‌، ايرانيان هميشه فرصتي مي جستند تا خود را از آن سلطه رها كنند. پيدايش ‌نهضت‌هاي مقاومت و فرقه‌هاي ايراني كه دشمنان دستگاه مركزي قلمروي عربي اموي و بعدها عباسي بودند، از نتيجه‌هاي اين كوشش بود. يكي از اين مخالفت‌ها موضوع غصب خلافت توسط افرادي بود كه از خاندان پيامبر (ص) نبودند‌. ايرانيان در برابر اين خلفا‌، از افراد خاندان پيامبر(ص) و فرزندانشان حمايت كرده و باعث رشد و رونق همه ساله مجالس تعزيه و دسته هاي عزاداري در كشور شدند. اگر چه كه بديهي است تعزيه به معناي نمايشي امروزه آن طي زمان و به تدريح بر پايه پذيرش شرايط و مردمان به وجود آمده است و نه يك شبه و به امر و دستور يك نفر.
به اين شكل كه ابتدا تنها دسته‌هايي به كندي از برابر تماشاگران مي گذشتند و با سينه زدن و زنجير زدن و كوبيدن سنج و نظاير آن و حمل نشانه‌ها و علم هايي كه بي شباهت به افزارهاي جنگي نبود و نيز هم آواز‌ي و همسرايي در خواندن نوحه‌، ماجراي كربلا و شهادت امام حسين‌(ع) ‌و گاهي نيز امام علي (ع) را به مردم يادآوري مي‌كردند. در مرحله بعدي آوازهاي دسته جمعي كمتر شد و نشانه‌ها بيشتر‌ و يكي دو واقعه خوان نيز به آنان اضافه شدند‌كه واقعه را براي تماشاگران نقل كرده و سنج و طبل و نوحه آن‌ها را همراهي مي‌كرده است‌. چندي بعد به جاي نقالان‌، شبيه چند تن از شهدا را به مردم نشان دادند كه با شبيه‌سازي و نشانه‌هاي نزديك به واقعيت مي‌آمدند و مصائب خود را شرح مي‌دادند. مرحله بعد گفت‌و‌شنيد شبيه‌ها بود با هم و بعد پيدايش بازيگران‌.
تاورنيه – tavernier – يكي از مراحل تحول را در يادداشت‌هايش نشان داده است‌: 
« در محرم 1046 خورشيدي در حضور شاه صفوي دوم در اصفهان شاهد مراسمي بوده است كه پنج ساعت پيش از ظهر آغاز شده و تا ظهر ادامه داشته است‌. گفته او با مدركي درشبيه سازي تمام مي‌شود : در بعضي از اين عماري ها طفل‌هايي شبيه نعش خوابيده بودند و آن هايي كه دور عماري را احاطه كرده بودند گريه و نوحه و زاري مي كردند. اين طفلان شبيه دو طفل امام حسين (ع) هستند كه بعد از شهادت امام ، خليفه بغداد آنها را گرفت و به قتل رسانيد.» 
اوج تكامل تعزيه در دوره ناصرالدين‌شاه (1264- 1313) بود. چرا كه به تعزيه علاقه فراواني داشت. 
تكيه دولت، كه به دستور ناصرالدين‌شاه ساخته شد، در ترويج تعزيه بسيار مؤثر بود. تعزيه‌خوانانِ آن‌جا كه در حقيقت تعزيه‌خوانِ دولتي بودند زير نظر "مُعين البُكا" در برابر شاه و درباريان تعزيه مي‌خواندند. 
صرف‌نظر از تعزيه‌هايي كه موضوع و محتواي آن‌ها به زنان مربوط مي‌شد مثل مجلس بي‌بي‌شهربانو، در دوره قاجار مجالس تعزيه زنانه نيز برپا مي‌شد. كه همه تعزيه‌خوانان و تماشاگران، زن بودند. 
تعزيه زنان، به سبب تنگناهاي عرفي، گسترش نيافت و به منازل ثروتمندان و شاهزادگان محدود شد. 
تعزيه‌هاي درباري در زمان قاجاريان، به‌ويژه در دوره ناصرالدين شاه، از يك‌سو شاه را سرگرم مي‌كرد و از سوي ديگر سبب عوام‌فريبي و دين‌دار نمايي او مي‌شد و شايد به همين دليل است كه از ديدگاه تاريخي شكوفايي تعزيه در اين دوران تنها مرهون توجه شاه و اشراف به تعزيه نبوده است ، بلكه بيشتر مديون وجود تعزيه گردانهايي است كه با ابتكار و خلاقيت خود لباس تازه اي را به قامت تعزيه دوختند؛ بدون آنكه در اصول آن تغييري ايجاد كنند. «خواجه حسينعلي خان» معاصر «فتحعلي شاه» و «محمد شاه»، «ميرزا محمد تقي» تعزيه گردان دوران «محمد شاه» و «ناصرالدين شاه» و پسرش «ميرزا باقر» ملقب به «معين البكا» و فرزند «معين البكا»، «ناظم البكا» از تعزيه گرداناني بودند كه در اين دوره معروف بودند.
در اين ميان «ميرزا محمد تقي» تعزيه گردان، ركود و يكنواختي را كه تعزيه با آن مواجه شده بود، از آن گرفت و به آن جنبه اي از تفنن و نمايش بخشيد.
پسرش «معين البكا» در ادامه راه پدر، سطح اجرايي تعزيه را بالا برد و تعزيه جديدي را پي ريزي كرد.
او به همراه پسرش دسته هاي بزرگ تعزيه را با اقتدار رهبري مي كردند و با اشارات و حركات خود بر همه عوامل اجرايي صحنه تسلط داشتند.براساس مدارك موجود معلوم است كه در دهه اول ما ه هاي محرم عهد ناصرالدين شاه تقريبا سيصد مجلس « شبيه خواني » د ر نمايش خانه هاي موقت و دائم يعني تكيه ها و حسينيه ها برپا مي شد. اما اوضاع به همين ترتيب باقي نماند.
با افول سلطنت قاجار و روي كار آمدن «رضاخان ميرپنج» (1304-1320ش) ، به ويژه در دهه دوم سلطنتش، دوران شكوفايي تعزيه هم به سر آمد. سوگواري‌هاي ماه محرّم محدود شد و ممنوعيت‌هاي متعددي به‌وجود آمد و به‌تدريج برگزاري رسمي مجالس تعزيه متوقف شد، اما اجراي آن در روستاها كمابيش ادامه يافت. رضاخان به دلايل سياسي و شايد كينه‌اي كه به سنت‌هاي مذهبي ايران داشت، برگزاري تعزيه و هر نوع مراسم مذهبي را در ايران ممنوع اعلام كرد تا تعزيه از تكيه دولت و ديگر حسينيه ها و نمايشخانه‌هايي با آن عظمت و شكوه به پهنه روستاها و شهرهاي كوچك رانده شود‌.
در دوره پهلوي دوم (1320-1357ش)، پرويز صياد از 1338ش تا 1349ش چند مجلس تعزيه را بر روي صحنه نمايش (تئاتر) آورد. در 1355ش، «مجمع بين‌المللي تعزيه»، با شركت و سخنرانيِ بسياري از صاحب‌نظران و تعزيه‌شناسان ايراني و خارجي در شيراز برگزار شد و در آن مجمع، تعزيه‌هايي نيز به اجرا در آمد. 

تعزيه‌نامه (يا «مجلس»، «نسخه»، «شبيه‌نامه»، «نسخه تعزيه»): 
صرف‌نظر از كتاب‌هاي تاريخ و مَقتَل، منظومه‌هاي حماسي – مذهبي درباره شهادت امام علي ، امام حسين و مصائب اهل بيت (عليهما ‌السلام)، از مهم‌ترين منابع تعزيه‌نامه‌هاست. برخي از منظومه‌هاي مهم حماسي – مذهبي را مي توان نسخه هاي زير نا م برد:
1. خاوران نامه از ابن‌حسم قهستاني خوسفي كه سرودن آن در 830 خاتمه يافت است، 
2. حمله حيدري سروده ميرزا محمد رفيع‌خان باذل مشهدي (متوفي 1124)، 
3. سروده‌هاي مذهبي محتشم كاشاني، وصال شيرازي شمس‌الدين محمدكاتبي. 
ظاهراً مهم‌ترين منبع تعزيه‌نامه‌ها كتاب منثور روضة‌الشهداء نوشته كمال واعظ كاشفي سبزواري (متوفي 910) است، زيرا مطالب برخي از تعزيه‌نامه‌ها شباهت‌‌هاي فراواني با مطالب اين كتاب دارد. 
تعزيه‌نويس‌ها در آغازِ كار اشعار تعزيه را در "بياض " مي‌نوشتند. هر دفتر شامل يك يا چند "مجلس" تعزيه بود. تعزيه‌خوانان معمولاً به تناسب ايام ‌براي هر روز موضوع و مجلس ويژه‌اي داشتند. در بعضي نقاط، براي امامزاده‌هاي محلي نيز مجالس تعزيه نوشته و اجرا مي‌شده است. تعزيه‌گردانان براي اجراي تعزيه، متن هر يك از تعزيه‌خوانان را در نسخه‌‌اي جداگانه مي‌نوشتند. اين نسخه‌ها را " فرد " نيز گفته‌اند. 
در نسخه‌هاي تعزيه، گاه شيوه گفتگو و نحوه ورود و خروج تعزيه‌خوانان به ميدان تعزيه مشخص شده است. 
كاتبان تعزيه‌نامه‌ها معمولاً نسخه‌ها را با التماس دعا و طلب فاتحه از تعزيه‌خوان به پايان مي‌رساندند. گاه تعزيه‌نويس نام خود را بعد از عباراتي چون " سگ درگاه سيدالشهدا (عليه‌السلام) "، "كلب آستان علي(عليه‌السلام)"، "كاتب الحروف"، "حَرَّرَهُ..." و "رَقَمَ…" مي‌نوشت. 
تعزيه‌نامه‌ها منظوم بوده و اشعار آن‌ها در انواع قالب‌هاي شعري و بيشتر وزن‌هاي عروضي و به ندرت بحر طويل، سروده شده‌اند. در آغاز، زبان اين متون گاه عاميانه و محاوره‌اي بود،‌اما به‌تدريج ارزش‌هاي ادبي يافت. 
خاورشناسان و نمايندگان دولت‌هاي اروپايي در ايران، بيشترين سهم را در شناسايي و گردآوري تعزيه‌نامه‌ها داشته‌اند. 
برخي احتمال داده‌اند كه "جُنگ شهادت" قديمي‌ترين تعزيه‌نامه تاريخ‌دار است. اگر تاريخ مكتوب برخي از نسخ تعزيه‌نامه‌ها قابل اعتماد باشد،‌مي‌توان گفت كه يكي از كهن‌ترين نمونه‌هاي آن‌ها در 1133 نوشته شده است. 
تعزيه و موسيقي: 
چون شيوه بيان حوادث در تعزيه مبتني بر آواز بود، معمولاً تعزيه‌خوانان با مقام‌ها و گوشه‌هاي موسيقي ايراني آشنايي داشتند.از اين رو تعزيه را يكي از مهم‌ترين عوامل حفظ بخشي از نغمات موسيقي ايراني دانسته‌اند. در هر تعزيه ممكن بود اشعار در گوشه‌ها و دستگاه‌هاي متعددي خوانده شود، البته در سؤال و جواب‌ها لازم بود كه تناسب مقام‌ها رعايت شود. 
ارتباط ميان تعزيه و موسيقي تنها از طريق آواز نبوده است، بلكه سازهاي موسيقي نيز در مجالس تعزيه به‌كار مي‌رفت، چنان‌كه گاه پيش از آغاز تعزيه و به جاي " پيش‌خواني " با نواختن برخي سازها، مانند شيپور، طبل، دُهُل، كَرنا، سُرنا، ني‌لبك، ني، قره‌ني، نقاره و سِنج، تماشاگران را براي شنيدن و ديدن تعزيه آماده مي‌كردند. 
در صحنه‌هاي فاقد گفتگو، مثل صحنه‌هاي مسافرت يا نبرد يا در وقفه‌هاي ميان جريان نمايش (آكسيون‌ها)، نيز از ساز استفاده مي‌شد. در تعزيه معمولاً هر يك از سازها كاربرد خاصي داشتند، مثلاً هنگام ورود اشخاص و شروع جنگ‌ها طبل مي‌زدند و هنگام وقوع صحنه‌هاي حزن‌آلود شيپور و قره‌ني مي‌نواختند. 
موسيقي تعزيه موجب حفظ و تداوم بسياري از نغمه‌ها و قطعات موسيقي سازي و آوازي ايران شد و از سوي ديگر، اين موسيقي را در مراتب مختلف تحت‌تأثير عميق موسيقي تعزيه وجود دارد. 
غم نامه تعزيه : 
اگر تعزيه غمنامه باشد، اين است غمنامه تعزيه، كه به سير عاميانه و مذهبي خود برگشت.
در دوران «محمدرضاشاه» نيز اگر چه تعزيه باز به ميان شهرهاي بزرگ بازگشت، ولي هرگز نتوانست جايگاه از دست رفته خود را بازيابد.
«تكيه دولت» در پي بازيهاي سياسي، ويران شده بود و مردم گرفتار سرگرمي هاي تازه و پرهياهو شدند و ديگر تعزيه را از ياد بردند و اگرچه پس از پيروز ي انقلاب اسلامي ، اندكي تلاش براي اجراي اين نمايش‌ها‌، در گوشه و كنار شهر به چشم مي خورد اما هرگز تعزيه به جايگاه بلند و شكوهمند گذشته خود باز نگشت. تعزيه خوان ها ، يك به يك در تنهايي و فراموش شدگي‌و از همه مهم تر فقر شديد مالي، دار فاني را وداع مي گويند و تنها خاطره اي از گذشته‌ها‌ي تاريخي اين هنر اصيل و روحاني آن درذهن ها باقي مي گذارند. زيرا كه به گفته معين‌البكاء تعزيه ايران‌، مرحوم هاشم فياض‌:‌« اين حقيقت تلخي است كه خارجي‌ها بيشتر به تعزيه ما اهميت مي‌دهند . در اين جا گويي تعزيه‌خوانان دشمن دارند. تعدادي مي‌خواهند اين هنر بومي را از بين ببرند و كوچكترين غفلتي باعث از دست رفتن آن خواهد شد».


پي‌نوشت: 
1- ‌ Trinidad
2- بلوكباشي، 1381ش، ص4. 
3- Anne Marie Schimmel ص 297. 
4- Trinidad
5- تاريخ طبري ترجمه پاينده - نشر اساطير- 1362
6- تعزيه در ايران- صادف همايوني- نشر نويد- 1368
7-تعزيه در ايران؛ تعزيه هنر بومى پيشرو در ايران؛ 
8- دايرة المعارف فارسى (1 و 2) 
9-كتاب دايرة المعارف تشيع، ج 4، ص 440
10- سفرنامه تاورنيه ، ترجمه ابوتراب نوري – با تجديد نظر دكتر حميد شيراني – چاپ دوم – 1336- ص414
11- نمايش در ايران – بهرام بيضايي – چاپ دوم – 1379- نشر روشنگران- ص 114و 122
12- Benjamin-persia and Persians- چاپ لندن – 1887
13- خبرگزاري قرآني ايران- گفت و گو با مرحوم هاشم فياض – 14 و15 بهمن 1385

منبع :  گذري بر تاريخچه پيدايش تعزيه در ايران 

مطالب مرتبط:

تعزيه خواني   (بررسي كامل تر تعزيه)

مقالات تعزيه در سايت آفتاب

تاريخ تعزيه وشبيه خواني در ايران 

تاريخچه تعزيه خواني در فرهنگ ايران

تعزيه اپراي سنتي ايران است 

تعزيه خواني در ايام محرم 

كتاب شناسي تعزيه 

آشنايي با تعزيه

عكس مراسم تعزيه خواني محرم در بازار لباس فروشان تهران-1890

Share
سردار پرافتخار ايران يعني هرمزان در سمت فرمانداري خوزستان انجام وظيفه مي‌كرد. هرمزان كه يكي از فرمانداران جنگ قادسيّه بود. بعد از نبردي در شهر شوشتر و زماني كه هرمزان در نتيجه خيانت يك نفر با وضعي نااميد كننده روبرو شد، نخست در قلعه‌اي پناه گرفت و به ابوموسي اشعري، فرمانده تازيها آگاهي داد كه هر گاه او را امان دهد، خود را تسليم وي خواهد كرد. ابوموسي اشعري نيز موافقت كرد از كشتن او بگذرد و ويرا به مدينه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خليفه درباره او تصميم بگيرد. با اين وجود، ابوموسي اشعري دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را كه در آن قلعه اسير شده بودند، گردن بزنند. (البلاذري، فتوح البُلدان، به تصحيح دكتر صلاح‌الديّن المُنَجَّذ (قاهره: 1956)، صفحه 468)
http://mihanma.persiangig.com/image/Adab/ab-mosafer.jpg
پس از اينكه تازيها هرمزان را وارد مدينه كردند، ... لباس رسمي هرمزان را كه ردائي از ديباي زربفت بود كه تازيها تا آن زمان به چشم نديده بودند، به او پوشاندند و تاج جواهرنشان او را كه «آذين» نام داشت بر سرش گذاشتند و ويرا به مسجدي كه عمر در آن خفته بود، بردند تا عمر تكليف هرمزان را تعيين سازد. عمر در گوشه‌اي از مسجد خفته و تازيانه‌اي زير سر خود گذاشته بود. هرمزان، پس از ورود به مسجد، نگاهي به اطراف انداخت و پرسش كرد: «پس اميرالمؤمنين كجاست؟» تازيهاي نگهبان به عمر اشاره‌اي كردند و پاسخ دادند: «مگر نمي‌بيني، آن اميرالمؤمنين است.»


... سپس عمر از خواب برخاست. عمر نخست كمي با هرمزان گفتگو كرد و سپس فرمان داد، او را بكشند.


هرمزان درخواست كرد، پيش از كشته شدن به او كمي آب آشاميدني بدهند. عمر با درخواست هرمزان موافقت كرد و هنگامي كه ظرف آب را به دست هرمزان دادند، او در آشاميدن آب درنگ كرد. عمر سبب اين كار را پرسش نمود. هرمزان پاسخ داد، بيم دارد، در هنگام نوشيدن آب، او را بكشند. عمر قول داد تا آن آب را ننوشد، كشته نخواهد شد. پس از اينكه هرمزان از عمر اين قول را گرفت، كياست به خرج داد و هوش و ذكاوت ايراني را به رخ بلاهت عرب كشيد و در اقدامي زيركانه و هوشمندانه آب در دستش را با كاسه آن بر زمين انداخت و آن آب روي زمين ريخت. عمرهم كه ديد مغلوب هوش و فراست و نكته سنجي و كياست و سياست ايرانيان شده به ناچار به قول خود وفا كرد و از كشتن او درگذشت.
اين باعث بوجود آمدن فلسفه اي شد كه با ريختن آب بر زمين، يعني زندگي دوباره به شخصي داده مي شود تا مسافر برود و سالم بماند.
Share
X