برای مشاهده مشخصات هر استان بر روی ناحیه مربوط به آن در نقشه کلیک کنید

معرفی وبلاگ
تـنـیـده یـاد تـو در تــار و پــودم مـیـهـن ای مـیـهــن/ بـود لـبـریـز از عـشـقـت وجـودم میهن ای میهن/... *ضمن تشکر از بازدید شما کاربر گرامی، امید است توانسته باشیم ذره ای از زیباییهای تمام نشدنی میهن عزیزمان ایران را در این وبلاگ نشان دهیم. راهنمایی های شما بزرگواران، چراغ هدایتگر ما خواهد بود.*
صفحه ها
دسته بندی موضوعی
آرشیو
لینک دوستان
سایت های منبع و مرتبط
لوگوها











كد لوگوي میهن ما

ابزارها و برنامه ها






Google

در وبلاگ میهن ما
در كل اينترنت

تماس با ما

آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 11961984
تعداد نوشته ها : 4405
تعداد نظرات : 151

PageRank Checking Icon

آذربایجان شرقی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
آذربایجان غربی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
اردبیل
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
اصفهان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
ایلام
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
بوشهر
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
تهران
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
چهارمحال و بختیاری
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خراسان جنوبی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خراسان رضوی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خراسان شمالی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
خوزستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
زنجان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
سمنان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
سیستان و بلوچستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
فارس
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
قزوین
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
قم
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کردستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کرمان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کرمانشاه
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
کهکیلویه و بویراحمد
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
گلستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
گیلان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
لرستان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
مازندران
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
مرکزی
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
هرمزگان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
همدان
پخش زنده از وبلاگ میهن ما
یزد
پخش زنده از وبلاگ میهن ما

ابزار هدایت به بالای صفحه

اسلایدر


مترجم سایت


بندر بوشهر به جهت قدمت تاريخي و مهمتراز آن به سبب بندر بودن كه در دوران گذشته يكي از محدود راههاي ارتباطي ايران با تمدنهاي ديگر محسوب مي گرديد و هرگونه مراوده فرهنگي نيز از همين راه ميسر گرديده بود ، توانست از اولين شهرهاي ايران باشد كه تمدن جديد را پذيرا شده و داراي مراكز تعليمي و علمي و فرهنگي از جمله يكي از قديمي ترين سينماهاي كشور را دارا باشد. همچنين از اولين شهرهايي باشد كه مدرسه به شكل جديد در آن شكل گرفت كه شرح مختصري از چگونگي تاسيس اين مدرسه چنين است . در سال 1310 هـ . ق احمدخان دريابيگي به حكمراني بوشهر و بنادر و جزاير خليج فارس و عمانات منصوب گرديد ، وي براي ايجاد سيستم جديدتربيتي كمكهاي مؤثر مادي و معنوي به شيخ محمد باقر بهبهاني نمود و ضمن نامه اي به وزارت معارف درخواست اعزام مدير جهت اداره مدرسه به شكل جديد كرد. وزير معارف وقت مرحوم شيخ محمد حسين سعادت را كه عضو انجمن فرهنگي تهران و مردمي اديب ودانشمند بود در اوايل ذيقعده 1317 هـ ق به بوشهر اعزام داشت . سعادت به اتفاق برادرش شيخ عبدالكريم سعادت به بوشهر وارد و مدرسه را تحويل گرفت . از اين تاريخ به بعد مدرسه به نام سعادت (( سعادت مظفري )) ناميده شد . پسوند مظفري بعد از سعادت ابتكار احمدخان دريابيگي به منظور گرفتن كمكهاي نقدي از مظفر الدين شاه قاجار بود.

مقدمات كاربا ايجاد يك باب ساختمان به كمك اهالي و احمدخان دريابيگي فراهم گرديد اهالي بوشهر كه در ابتدا از فرستادن فرزندان خود به مدرسه خودداري مي كردند بمرور اولاد خود را به مدرسه سعادت فرستادند بطوري كه در پايان سال 1318 هـ . ق تعداد شاگردان مدرسه به 350نفر بالغ گرديد.دريابيگي بنا به تقاضاي مسئولان مدرسه در صدد احداث ساختمان مدرسه در بيرون شهر برآمد و دو هكتار زمين از اراضي ملك التجار كه به حاج معين التجار بوشهري واگذار شده بود ، گرفت و شالوده ساختمان مدرسه اي مشتمل بر شش كلاس بزرگ ، يك سالن ،‌ چهار راهرو وساير اتاقهاي مورد لزوم را فراهم كرد. تجار ودانش پژوهان در اين امر خيـر شركت كرده و با پرداخت وجه و اعانه ، كار ساختمان آغاز گرديد. احمدخان دريابيگي كه مدرسه را به نام مظفر الدين شاه ناميده بود . تلگرافي از وي تقاضاي كمك نقدي نمود ، مظفرالدين شاه مبلغ هزار تومان توسط اداره گمرك بوشهر براي قسمتي از هزينه هاي احداث مدرسه حواله كرد. هنوز بناي مدرسه تمام نشده بود كه احمدخان دريابيگي از حمكراني بنادر منفصل و به تهران احضار گرديد.

در اين زمان گمركات بنادر به سرپرستي ماموران بلژيكي درآمد و مرحوم عبدالحميد خان متين السلطنه ، مترجم بلژيكي مدير گمركات بنادر خليج فارس و پسر او مرحوم ميرزا يانس ارمني كه مردي فرهنگ دوست بود به معاونت گمرك منصوب شـــد وي كه از وضع مدرسه آگاهي يافت عده اي از بزرگان تجار را دعوت و براي بقاي مدرسه و تعيين بودجه آن سخن گفت . سرانجام تا به پيشنهاد مرحوم ميرزا يانس مقرر گرديد از واردات اجناس به گمرك ، عدلي يك شاهي (يك بيستم قران ) و از اجناس صادره ، عدلي نيم شاهي به عنوان اعانه بطورمستمر به مدرسه پرداخت گردد.در سال 1325 هـ ق مرحوم احمدخان دريابيگي بار ديگر به امر محمد علي شاه قاجار حكمران بنادر و جزاير خليج فارس شد و به بوشهر آمد . حدود 2 سال به حكمراني بنادر پرداخت و از مدرسه سعادت كه بنيان گذار آن بود سرپرستي مي كرد و از خودش و ديگران براي اتمام ساختمان مدرسه همراهي و كمك كرد. در اين هنگام خانهاي دشتي و دشتستان كه ترفيات علمي و فضايل معنوي دانشجويان مدرسه سعادت را مشاهده نمودند مايل وخواستارشدند فرزندان خود را براي تحصيل به بوشهر بفرستند ، ولي ازآنجال كه حكمرانان بنادر به بهانه يا به واسطه ندادن حق حساب به فرمانرايان و كارگذاران دولت اولاد خانها را گرو مي گرفتند از اعزام فرزندان خود به بوشهر به منظور تحصيل در مدرسه سعادت استنكاف ، هئيت مديره مدرسه به وزارت علوم و معارف عريضه اي به دربار قاجاريه فرستادند و تقاضاي صدور حكم عموميت گرو كشي فرزندان خانها كه براي تحصيل به بوشهر مي آيند صادر كرد. پي از مدتي دربار محمدعلي شاه حكم و فرماني به نام مرحوم دريابيگي حكمران بنادر صادر كرد.

پس از ابلاغ فرمان مذكور از تنگستان يك نفر از نوه هاي باقرخان تنگستاني به نام محمد باقراز بلوك انگالي دو نفر از فرزندان احمدخان انگالي و يك يا دو نفر از فرزندان شيخ حسين خان چاكوتاهي به مدرسه سعادت آمده به تحصيل سواد و تربيت و فضيلت پرداختند.مرحوم شيخ محمد حسين سعادت مدت پانزده سال رياست مدرسه را به عده داشت . پس از وي عبدالكريم سعادت به رياست مدرسه انتخاب شد . با سعي و كوشش وي كتابهاي درسي مدرسه سعادت ، در تمام مدارس بنادر خليج فارس ، خرمشهر و اهواز تدريس مي شد و تعدادي ازكتابهاي مزبور به وسيله شيخ بهجت العلماء مدير روزنامه معارف به تهران فرستاده شد. شيخ عبدالكريم سعادت به پاس اين خدمات ارزنده در سال 1329هـ ق از سوي وزارت معارف به رياست معارف و فرهنگ بوشهر منصوب شد .

در حدود سال 1323 هـ ق كتابخانه ملي بوشهر به همت مردم خيرخواه و فرهنگ دوست مردم بوشهر تاسيس گرديد . روز نامه معارف در شماره 60 به تاريخ 28 شوال 1324 برابر با پنجم دسامبر 1907 م در اين باره مي نويسد :
تقريباً مدت يك سال يامقداري بيشتر در بوشهر كه از بنادر معتبر ايران است يك باب كتابخانه به همت جمعي از نيك مردان خيرخواه تاسيس و افتتاح يافته و مقدار زيادي از كتب مفيده و جرايد نافعه در آنجا موجود است و افراد بي بضاعت بومي و سياحان و مستطرفين به سهولت مي توانند از آنجا كسب علوم و اخبار و اطلاعات بنمايند.شهر بوشهر يكي از قديميترين شهرهايي است كه صاحب سينما گرديد و در زمانهاي مختلف داراي حداقل 3 سينما بوده ولي در حال حاضر فقط يك سينما كه زير نظر كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان است ، فعال مي باشد و كلاً در سطــــح استان فقط همين يك سينما دائــــر ميباشد البته نمايش هايي بصورت ويدئو پروجكشن در چند مركز از جمله كانون فيـــــــلم وابسته به ارشاد انجام مي گيرد.اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي در هر شهرستان حداقل يك فرهنگسرا را دائر نموده و از همين فرهنگسراها جهت برگزاري نمايشگاههاي آثار هنرمندان و همچنين سالن هاي تئاتراستــــــــــفاده مي گردد. البته در شهرستان بوشهر دو سالن تئاتر بصورت دائمي و 3 سالن بصورت فصلي مورد استفاده هنرمندان تئاتر قرار مي گيرد.


موزه رئيسعلي دلواري :

موزه رئيسعلي دلواري در محل خانه قديمي آن شهيد مبارز در شهردلوار قرار دارد. اين موزه از سال 1378 افتتاح گرديده و از دو بخش اصلي شكل گرفته است :


1ـ بخش مربوط به ابزار و وسائل شامل سلاحهاي تاريخي وادوات نظامي قديمي مربوط به دوره زندگي ومبارزات شهيد رئيسعلي دلواري
2ـ بخش مربوط به اسناد ومدارك تاريخي در خصوص اتفاقات و وقايع دوران زندگي شهيد رئيسعلي دلواري

زندگي و مبارزات شهيد رئيسعلي دلواري :
مردم مبارز بوشهر، دشتي ، دشتستان و تنگستان از دير باز در راستاي پاسداري از مرزهاي ميهن اسلامي در برابر هرگونه تجاوز و اشغال بيگانان از خود مقاومت و ايستادگي نشان داده و همواره كوشيده اند تا با جانبازي وفداكاري ، كيان ايران اسلامي را حفظ كنند.دولت بريتانيا از دهها سال پيش در بوشهر حضور استعماري داشته ودستكم از زمان كريم خان زند رسماً در اين شهر دفتر نمايندگي و بعدها قنسولگري داير كرده است .در چند سده اخير ، مردم اين خطه ، چندين بار به مصاف متجاوزان انگليسي رفته و هر بار حماسه آفريده اند . در سال 1254 هـ ق / 1838 م ، 500 نفر از نيروهاي ارتش بريتانيا با چندين فروند كشتي به خارگ و بوشهر يورش بردند. كه با مقاومت مردم بوشهر و تنگستان مجبور به عقب نشيني شدند . رهبر مذهبي اين قيام و مقاومت مردمي مرحوم شيخ حسن آل عصفور بود. در سال 1273 هـ ق / 1856 م نيز انگليسي هاي متجاوز بار ديگر با ده ها فروند قايق و كشتي جنگي و هزاران نفر سرباز مسلح به خارگ و بوشهر حمله ور شدند اين بار نيز با سد استوار ايستادگي مردم مواجه گشتند . در نبردي كه در قلعه بهمني اتفاق افتاد ، صدهانفر مزدور هندي و انگليسي و چندين آدميرال و افسر بلند پايه نيروي دريايي هند و انگليس به هلاكت رسيدند . در اين نبرد نابرابراما قهرمانانه ، احمدخان فرزند رشيد باقرخان تنگستاني ، فرمانده سپاه كوچك مقاومت ايرانيان ، نيز پس از ساعت ها نبرد دليرانه به درجه رفيع شهادت نائل آمد. رئيسعلي دلواري در سال 1299 هـ ق / 1881 م در روستاي دلوار از توابع تنگستان متولد شد. پدرش زائر محمد نام داشت كه سمت كدخدايي دلوار را عهده داربود و بعدها به معين الاسلام ملقب گرديد. مادر رئيسعلي (( شهين )) ناميده مي شد .

در سال 1324 هـ ق / 1906 م نسيم مشروطيت بر ايران وزيدن گرفت و ايران از خواب چند هزار ساله بيدار شد. با شروع مشروطيت ، رئيسعلي در حالي كه بيش از 25 سال نداشت از جمله پيشگامان مشروطه خواه در جنوب ايران بود و همكاري نزديكي با محافل انقلابي و عناصر مشروطه طلب در بوشهر ، تنگستان و دشتي آغاز كرد. وي از جمله معدود رهبران تنگستاني بود كه صادقانه به مشروطيت ايمان داشت و در دفاع از اصول آن حاضر به هرگونه فداكاري بود. با كودتاي ضد انقلابي لياخوف روسي عليه مشروطه خواهان در 1236 هـ ق /1908 م و بمباران مجلس شوراي ملي و استقرار ديكتاتوري محمد علي شاه در بوشهر نيز كانون مقاومت عليه استبداد صغير به وجود آمد. مركز اين كانون روحاني برجستهاي چون آيت الله سيد مرتضي علم الهدي اهرمي قرار داشت .سيد مرتضي با همكاري رئيسعلي دلواري ، خالوحسين بردخوني و تفنگچي هاي تنگستاني و دشتي ، طي يك هجوم ناگهاني در داوايل سال 1327 هـ ق / 1909 م بوشهر را از لوث وجود عناصر مستبد و وابسته به دربار محمد علي شاه پاكسازي كرد و اداره امور گمرك و انتظامات شهر و ادارات دولتي را عهده دار شد.تصرف گمرك بوشهر كه در گرو وام انگليسي ها بود بر دولت بريتانيا گران آمد ، از اين رو آنان براي تضعيف مشروطه خواهان و استمرار سلطه بر حيات اقتصادي و سياسي جنوب ايران شروع به سركوب عناصر انقلابي و مشروطه خواه كردند . و در همين راستا يك فروند ناو جنگي به سواحل بوشهر اعزام كردند . انگليسيها ازاين فرصت سود جسته رسماً با ده ها نفر تفنگدار دريايي بوشهررا به اشغال در آورده ، ضمن بيرون راندن تفنگچي هاي تنگستاني ودشتي ، سيد مرتضي علم الهدي را نيز به طور موهن و زشتي بازداشت و به بندر بصره تبعيد كردند.

اما رئيسعلي دلواري مردي نبود كه از عقايد خود دست بر دارد. به همين دليل نيز فعاليت هاي گســـترده اي عليه منـافع انگليسيها آغاز كرد. در همين راستا گمرك دلوار را تصرف و از قيد سلطه انگليسي ها آزار نمود. انگليسيها براي سركوب رئيسعلي ، احمدخان دريابيگي حاكم دست نشانده و خائن بوشهررا تحريك كردند كه به دلوار حمله كند. احمدخان با پشتگرمي و حمايت مالي و تداركاتي استعمارگران چند بار به تنگستان لشكر كشيد وبا دهها سرباز و چندين قبضه توپ صحرايي، به دلوار يورش برد اين حملات با مقاومت سر سختانه رئيسعلي ويارانش سرانجام دفع شد و حاكم مزدور بوشهر در نيل به اهاف شوم خود ناكام ماند.دريك نيز نظام السلطنه مافي با هزاران سرباز پياده وسواره به اهرم و دلوار لشكر كشيد كه با مقاومت قهرمانانه رئيسعلي و زائر خضرخان اهرمي روبرو شد و ناچار به عقب نشيني گشت .

احمدخان دريا بيگي كه خود نتوانسته بودضربه مؤثري به رئيسعلي وارد كند ، برخي از خوانين با نفوذ تنگستان را تشويق كرد تا به دلوار حمله برند ، اين جنگ و گريز تا آستانه جنگ جهاني و نخست ادامه داشت . حملات فوق نه تنها خللي در اراده رئيسعلي وارد نكرد ، بلكه اراده او را در دفاع ار ارزشهاي اسلامي و حراست ار مرزهاي ميهن راسختر نمود . در آستانه جنگ جهاني اول ، نيروهاي انگليسي كه از قدرت يافتن قواي روس در شمال و برخي اتفاقات در جنوب ايران نگران شده بودند به بهانه حفظ نظم و امنيت راههاي جنوب ، با اعلام يك ضرب الاجل به دولت وثوق الدوله ، شروع به اشغال تدريجي جنوب ايران نمودند . اين حركات براي رئيسعلي قابل تحمل نبود و آن را نقض آشكار حاكميت ملي و استقلال ايران مي دانست . از اين روي در نامه هايي به مجلس شوراي ملي و علماي نجف اشرف ، خواستار برخورد دولت ايران و رهبران مذهبي مقيم عتبات مقدسه شد.در اين ميان علماي نجف با ارسال پيامهايي به خوانين جنوب ايران از آنان خواستند تا با ايجاد اتحاد ضد انگليسي مبادرت نمايند . رئيسعلي كه همواره خود را مطيع علماي دين مي دانست . بلافاصله دست به كار شد. عليرغم كدورت هاي قبلي با سفر به مناطق مختلف تنگستان و دشتي كوشيد تا به اختلافات موجود ميان خوانين و كد خدايان منطقه پايان دهد و آنان را عليه بريتانيا گردهم آورد. خود نيز اختلاف و درگريبا برخي از ديري نپائيد كه آتش جنگ جهاني اول در اروپا شعله ور شد. در يك طرف آلمان ، اطريش و دولت مسلمان عثماني قرار داشت . در طرف ديگر انگليس، روسيه ، فرانسه . هنوز چند ماهي از آغاز جنگ در اروپا سپري نشده بود كه شراره هاي آن دامن ايران را نيز گرفت و با وجودي كه اين كشور رسماً اعلام بي طرفي كرده بود ، از شمال ، غرب و جنوب مورد يورش و تهاجم قرار گرفت و رسماً خاكش به اشغال در آمد . با وقوع جنگ و كشيده شدن پاي يك دولت مسلمان به آن ، علماي نجف ،علماي جنوب ايران از جمله آيت الله سيد عبدالحسين لاري ، آيت الله سيد عبدالله مجتهد بلادي بوشهري و شيخ محمد حسين برازجاني نيز عليه قواي انگليس واكنش مشابه نشان داده و كليه مسلمانان را به نبرد با متجاوزان فرا خواندند و رسماً از دولت عثماني جانبداري نمودند.

به دنبال اعلان جهاد از طرف علما و مجتهدين ، رئيسعلي و ديگر مبارزان تنگستاني و دشتي شروع به حمله به قواي انگليس مستقر در بوشهر كردند. نيروهاي انگليسي براي سركوب عناصر مخالف از هيچ تلاشي دريغ نورزيدند . در اين راستا موقر الدوله با همكاري گارد حفاظت قنسولگري بريتانيا در بوشهر ، به روستاي ريشهر حمله كرد و با زائر علي تنگكي كدخداي ريشهر مشغول نبرد شد. زائر علي در يك نبرد كاملاً نابرابر ، چندين نفر از سربازان انگليسي را به هلاكت رساند و خود با وجود آنكه زخمي شده بود ، موفق به فرار و تحصن در امامزاده عبدالمهيمن گشت .اما انگليسي ها از او دست بر نداشتند و ضمن محاصره سه روزه امامزاده و جلوگيري از ورود آب و غذا به اين روستا ، موفق به دستگيري او شدند . جرم اصلي زائر علي ارتباط با رئيسعلي بود.نيروهاي اطلاعاتي بريتانيا در يك اقدام بي سابقه و غير قانوني ، قنسول آلمان دربوشهر را به همراه دو تن از ماموران يك شركت تجاري آلمان به اتهام جاسوسي عليه انگليس باز داشت و به هندوستان تبعيد كردند. اين عمل نقض آشكار بي طرفي و حتي استقلال ايران بود و به همين دليل نيز خشم علماء ، مردم، خوانين و در راس همه رئيسعلي را بر انگيخت و او را واداشت تا بر شدت مبارزه عليه انگلستان بيفزايد . رئيسعلي در يورش هاي شبانه ، ضربات و تلفات مؤثري بر انگليسيها وارد آورد.در يكي از اين شبيخونها ، كه در دوم رمضان 1333 هـ ق / 12 ژوئيه 1915 م رخ داد ، رئيسعلي دو تن از افسران بلند پايه انگليسي را به همراه چند نفر سرباز مزدور هندي به هلاكت رساند . اين اقدام رئيسعلي براي دولت بريتانيا غير قابل تحمل بود. از اين رو كشته شدن آن دو افسر را بهانه قرار داده و در 26 رمضان 8 اوت ، شبانه بوشهر را با چهار ناو جنگي و صدها نفر سرباز به اشغال خود درآورد . چند روز پس از اشغال بوشهر ، نيروي دريايي بريتانيا براي نابود كردن رئيسعلي و يارانش در سوم شوال 1333 / 13 اوت 1915 با چندين فروند ناو جنگي و صدها سرباز هندي و انگليسي به دلوار يورش برد. رئيسعلي دلواري كه پيشاپيش از حمله به دلوار آگاهي داشت ،‌بلافاصله اقدام به تخليه دلوار و عقب نشيني تاكتيكي به كوههاي اطراف ، منطقه اي معروف به كلات بوجير كرد.

سربازان متجاوز انگليسي وهندي هنگامي وارد دلوار شدند كه تقريباً اين روستا خالي از سكنه بود . آنان خشمگينانه شروع به گلوله باران منازل مسكوني و قطع نخلهاي دلوار كردند.رئيسعلي شب هنگام با حدود چهار صد نفر تفنگچي دشتي و تنگستاني مستقر در حوالي دلوار دست به شبيخون زد . انگليسي ها كه غافلگير شده بودند شروع به عقب نشيني كردند. در اين شبيخون حدود 100 مغر از مزدوران هندي و انگليسيبه هلاكت رسيدند و دهها نفر ديگر مجروح گشتند. يك ژنرال بلند پايه انگليسي به دست رئيسعلي كشته و يكي ديگر نيز زخمي شد. شكست قواي انگلستان در دلوار يكي از نكات برجسته تاريخ جنگ جهاني اول در جنوب ايران به شمار مي رود. پس از جنگ دلوار ، رئيسعلي به حملات شبانه خود به بوشهر و پادگان انگليسيها افزود و با همفكري ديگر خوانين منطقه ،طرح حمله سراسري به بوشهر و آزاد سازي آن را پي ريخت . در گير و دار تدارك اين حمله بود كه در شب 23 شوال 1333 / سوم سپتامبر 1915 م هنگاميكه او قصد شبيخون به عمارت سفيد سبزآباد را داشت ، در محلي به نام تنگك صفر از پشت مورداصابت گلوله يكي از همراهان خائنش قرار گرفت و در دم به شهادت رسيد.وي هنگام شهادت 34 سال داشت و تنها يك كودك خردسال به نام غلامحسين ا ز او بر جاي مانده بود. شهادت رئيسعلي ، خون دليران تنگستاني را به جوش آورد. آنان در يك عمل انتقامي چند روي پس از مرگ نا بهنگام رئيسعلي . حمله سنگين وسراسري خود را به قواي اشغالگر بريتانيا در بوشهر آغاز نمود.

در آغاز پيروزي با مجاهدين بود اما تمام شدن فشنگ ، كمبود آب آشاميدني واز همه مهمتر قواي كمكي براي دشمن ، اين حمله را به فاجعه اي مبدل كرد. در اين نبرد ، خالو حسين بردخوني (خان بردخون ) به اسارت نيروهاي دشمن در آمد . دشمن خالو را در عمارت ملك به محاكمه كشيد و سپس او را به بصره تبعيد كرد. خالو حدود يك سال در اسارت بسر برد.چندي پس از اينوقايع در اوايل محرم 1334 / نوامبر 1915 م نيروهاي غيور ژاندارمري در شيراز طي يك قيام مسلحانه ، قنسول انگليس در فارس و تني چند از مقامات انگليسي را بازداشت و از طريق برازجان به اهرم اعزام كردند. اسراي انگليسي حدود نه ماه در قلعه اهرم در اسارت به سر مي بردند تا سرانجام با خالو حسين و جمعي ديگر از اسراي ايراني تبعيد شده به هندوستان مبادله شدند. نبرد بين دليران دشتي ، دشتستاني و تنگستاني تا پايان جنگ جهاني اول كم و بيشادامه يافت ودر اين راستا زائر خضرخان ، شيخ حسين خان چاهكوتاهي و غضنفرالسلطنه برازجاني با رشادت و فداكاري بسياري جلو حركت قواي انگلستان از بوشهر بخ شيراز را سد كردند و مزاحمت هاي بسياري براي دشمن فراهم آوردند.نيروي دشمن چندين بار به مصاف دليران رفت و هر بار با تحمل ضربات مهلكي مجبور به عقب نشيني شد.در بيرون از بوشهر و دشتستان نيز دلير مرداني چون ناصر ديران كازروني وصولت الدوله قشقايي به نبرد با سربازان انگليسي پرداختند و با خون و باروت به اشغالگران فهماندند كه ايراني تسليم ناپذيراست و هرگاه دين و ميهنش را در خطر بيند ، مرگ را با آغوش باز پذيرا مي شود.


Share
X